حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این زن وقتی روبهروی قاضی عموزادی، رئیس شعبه 268 دادگاه خانواده قرار گرفت، درخصوص علت درخواست طلاق خود به قاضی گفت: آقای قاضی یک سال است که با شوهرم ازدواج کردهام. روزی که با هم آشنا شدیم و تصمیم به ازدواج گرفتیم. متوجه شدم او یک دختر 9 ساله دارد. همسر اول شهاب فوت کرده بود و او با دخترش زندگی میکرد. من هم پذیرفتم؛ دختر شهاب زندگی و از او نگهداری کنم، اما از وقتی با شهاب ازدواج کردم یک روز خوش هم نداشتم. در زندگی ما دختر کوچک شهاب همیشه حرف اول را زده و همه چیز با نظر او برنامهریزی شده است.
شوهرم حتی یک بار هم به نظرات و صحبتهای من اهمیتی نداده و کوچکترین محبتی به من نکرده است. او تمام محبت خود را نثار تنها دخترش میکند و با من مثل یک غریبه رفتار میکند. اوایل تصور میکردم که با گذر زمان همه چیز درست میشود و شهاب کمکم به زندگیمان سر و سامان میدهد، ولی هر چه زمان گذشت فاصله میان من و شهاب بیشتر شد. شهاب تمام زندگیاش در دخترش خلاصه شده و اهمیتی به من نمیدهد. او فقط به دخترش محبت میکند و هرکاری میخواهد بکند تنها نظر دخترش را میپرسد. برای همین دیگر از این بیاهمیتی خسته شدهام و طلاق میخواهم. شوهر این زن نیز به قاضی گفت: دخترم همه زندگی من است و من نمیتوانم به هیچ عنوان او را ناراحت کنم. او در سن کم مادرش را از دست داده و غم بزرگی را تحمل کرده است. برای همین میدانم اگر محبتم به او کم شود یا بخواهم به همسر جدیدم بیش از حد محبت کنم، ضربه روحی بدی میخورد . در پایان وقتی تلاش قاضی بینتیجه ماند، او رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده
موکول کرد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....