اندوه مارتین لوترکینگ

سالروز تولد مارتین لوترکینگ ، قهرمان حقوق مدنی امریکا در حالی جشن گرفته شد که اخبار نقض جدی حقوق بشر آن هم این بار به وسیله رئیس جمهور کشورشان سایه سنگینی بر جشنهای مرتبط با این روز افکنده بود.
کد خبر: ۸۷۱۵۳

لوترکینگ ، آوریل 1986 میلادی در شهر ممفیس در ایالت تنسی امریکا ترور شد. او به علت نافرمانی مدنی در برابر جدایی و تبعیض نژادی علیه سیاهپوستان امریکا شهرت دارد.
او سال 1964 برنده جایزه صلح نوبل شد. برخی روزنامه های امریکایی دوشنبه نوشتند که سیاهپوستان امریکا معتقدند اهداف و آرزوهای مارتین لوترکینگ نه تنها در کشورشان تحقق نیافته ، بلکه تبعیض های نژادی و نقض حقوق بشر به شکل منزجرکننده تری ادامه یافته است.
شیوه کمک رسانی به طوفان زدگان کاترینا بویژه در شهر نیواورلئان که عمدتا سیاهپوست بودند نمونه ای از تبعیض نژادی در امریکا است.
در بحث حقوق بشر نیز وضعیت در امریکا بویژه پس از حادثه 11سپتامبر وخیم تر شده است.
شنود مکالمات تلفنی نقض حقوق شهروندان امریکایی و اروپایی آن هم صرفا به خاطر مسلمان بودن ، وجود زندان های مخفی امریکا در کشورهای اروپایی و بازداشت های بدون علت بخش ناچیزی از تبعیض و نقض حقوق بشر آشکار آن هم در شکل دولتی آن در امریکا و اروپاست.
امروزه کشورها می کوشند اعمال خود را بویژه کارهایی که مغایر با حقوق بین الملل هستند توجیه کنند. در بسیاری موارد دیده می شود که بررسی های مربوط به حقوق بشر تحت تاثیر مسائل سیاسی قرار می گیرد.
برای نمونه ، چه بسا که نقض حقوق بشر در قلمروی کشورهایی که با دولتهای غربی روابط نزدیک دارند نادیده انگاشته می شود و ایالات متحده امریکا ازجمله کشورهایی است که رفتارش موید این ادعاست.
مداخلات بظاهر بشردوستانه این کشور در گرانادا، پاناما، نیکاراگوئه و در جنگ عراق شواهد بارز به انحراف کشیده شدن حقوق بشر انسان دوستانه به نفع امریکاست.
این کشور وضع حقوق بشر در برخی کشورها را محکوم می کند، ولی نقض حقوق بشر به وسیله حکومت های هم پیمانش چون رژیم صهیونیستی در فلسطین و دیگران در جاهای دیگر را نادیده می گیرد؛ بنابراین باید گفت امریکا در حالی که دیگران را به رعایت حقوق بشر می خواند در برخورد با کشورها در زمینه مسائل مربوط به حقوق بشر روشی یکدست ندارد.

و اما حقوق بشر...
حقوق بشر باید بدون استثنا از سوی هر دولتی رعایت شود و اگر نشد، جامعه بین الملل با ناقضان حقوق بشر به عنوان جنایتکار برخورد کند و دولتمردانی که مسوول نقض حقوق انسانی مردم کشورشان هستند، تحت تعقیب دادگاه های بین المللی قرار گیرند.
جامعه جهانی باید برای دفاع از حقوق جهانشمول بشر، مکانیسم هایی برای جلوگیری از نقض این حقوق و دفاع از آنها در نظر بگیرد. هیچ ناقض حقوق بشر در هر کجای جهان نباید احساس امنیت کند و باید تحت تعقیب بین المللی قرار گیرد.
این جملاتی است بسیار زیبا و در عین حال فریبنده که از سوی کشورهای غربی و در سازمان ملل و سازمان های به اصطلاح بشردوستانه به برخی کشورها دیکته می شود؛ ولی آیا به واقع خود این کشورها نیز به چنین اصول خود نوشته ای عمل می کنند یا استفاده از این الفاظ و کلمات فقط برای استفاده ابزاری از واژه حقوق بشر است.
اروپایی ها در طول حیات جمهوری اسلامی ایران همواره مساله نقض حقوق بشر را در ایران تابعی از مناسبات خود با جمهوری اسلامی ساخته اند. اینک مدتی است که موضوع جدیدی موازی با حقوق بشر در دستور کار خود قرار داده اند و آن استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای است.
شکی نیست که کشورهای اروپایی براساس منافع اقتصادی و سیاسی خود در سیاست خارجی شان عمل می کنند. موضوع حقوق بشر در چند سال گذشته به یکی از مباحث چالش برانگیز در روابط ایران و غرب تبدیل شده است.
غربیها ظرف چند سال گذشته چند اتهام بی اساس را به طور مرتب تکرار کرده اند. ادعای فعالیت مشکوک هسته ای ، نقض حقوق بشر، حمایت از تروریسم ، پناه دادن به اعضای القاعده ، دخالت در امور عراق و اخلال در روند صلح خاورمیانه اتهامات بی اساسی است که رسانه های غربی به مقتضای شرایط آنها را منعکس می کنند.
غربیها در جریان جنگ تبلیغی علیه ایران هیچ گاه یک موضوع را به تنهایی و به قیمت بی توجهی به دیگر موضوعات دنبال نمی کنند. به عبارت دیگر این موارد، شاکله اتهامات غرب علیه ایران را تشکیل می دهند. از منظر دیگر، هر یک از این اتهامات ایران را در مقابل بخشی از جهان قرار می دهد.
در بحث فعالیت هسته ای ، غربیها در تلاش هستند علاوه بر سازمان انرژی اتمی ، نگرانی کشورهای دیگری را نیز برانگیزند یا در بحث پناه دادن به اعضای القاعده ، مردم امریکا به خاطر حوادث 11سپتامبر، شاید بیشترین حساسیت را نسبت به این موضوع داشته باشند.
نقض حقوق بشر یکی دیگر از اتهامات بی اساس امریکا علیه ایران است. طرح این اتهام طبق قواعد بین المللی نقض حاکمیت و استقلال ملی دولت ایران تلقی می شود.
پروفسور سیمپسون ، استاد دانشگاه های امریکا در نقد سخنان بوش درخصوص اتهام نقض حقوق بشر علیه ایران گفت : ایران از معدود کشورهای خاورمیانه است که همه مقامات سیاسی آن با آرائ مستقیم مردم انتخاب می شوند؛ اما بوش مقامات این کشور را غیرمنتخب می خواند و جالب آن که بهترین دوستان منطقه ای امریکا در میان بزرگترین دیکتاتورها و مستبدان خاورمیانه قرار دارند.
به نظر می رسد هدف اصلی طرح شعار حقوق بشر حفظ هژمونی و تداوم قدرت امریکا در جهان باشد است و در یک کلام ، حقوق بشر پیراهن عثمان این بازی است.
در واقع نگاه انتقادی غرب و طرح این اتهامات نه تنها با هدف اصلاح نیست ، بلکه این نیت را دنبال می کند که ایران را در مقابل افکار عمومی جهان با نگرانی های مختلف قرار دهد.
در نتیجه به دنبال القای این موضوع است که ایران نه تنها در بحث هسته ای بلکه در موارد دیگر نیز باید پاسخگوی به اصطلاح میز عدالت باشد. غربیها با بهره گیری از مقوله ای به نام دیپلماسی عمومی و با استفاده از ابزارهایی مانند ایجاد رسانه های بین المللی و تبلیغات غیرمستقیم ، راه انداختن تشکلهایی مانند سازمان های غیردولتی و... به سمت اهداف خود در حرکت هستند.
تاریخ غرب هم امریکا و هم اروپا نشان می دهد ژست امروزه آنها در بحث حقوق بشر گذشته خشنی داشته است. توجه جدی به این مقوله در غرب مرهون اتفاقات تاریخی بسیاری است.
اگر تجربیاتی چون جنگ جهانی دوم ، ظهور فاشیسم و نازیسم نبود در غرب نیز هنجارهای حقوق بشری به عنوان ارزش های پایه برای تعامل اجتماعی و بین المللی پذیرفته نمی شد، این که همین کشورها به نفع یک نهاد قضایی فراملی چون دادگاه اروپایی حقوق بشر تن می دهند نشان از پذیرش نظری آن ندارد، بلکه در واقع بسیاری از ضرورت های تاریخی و سیاسی عامل تن دادن به چنین شرایطی شده است.
چامسکی از تحلیلگران و منتقدان سیاست های غرب در این باره می گوید: علت این که در سال 1945جنگ جهانی دوم به پایان رسید هیچ ربطی به دموکراسی و این که دیگر با یکدیگر جنگ نکنند نداشت.
دلیلش این بود که فهمیدند اگر بار دیگر دست به این بازی بزنند فاتحه جهان خوانده خواهد شد. چامسکی ستمهایی که امریکا بر ملل محروم جهان ازجمله هاوایی ، نیکاراگوئه ، کاستاریکا، هندوراس ، آفریقای جنوبی ، هائیتی ، گواتمالا، فیلیپین و در نهایت افغانستان و عراق روا داشته به تلخی یاد می کند و می گوید: در طول 200سال گذشته ما که ایالات متحده باشیم مردم بومی بسیاری را از سرزمین هایشان بیرون راندیم یا نابودشان کردیم.
میلیون ها انسان را با فتح نیمی از مکزیک به نابودی کشاندیم و سرزمین هایشان را غارت کردیم. تا امریکای مرکزی و کارائیب و حتی آن سوتر تاختیم.
هاوایی و فیلیپین را فتح کردیم و صدها هزار فیلیپینی را در آن مرحله کشتیم. پس از جنگ جهانی دوم ، توسعه طلبی ما در جهان چنان ابعادی پیدا کرد که فراتر از توضیح من است ، اما ماجرا از این قرار بود که ما باید دیگران را در جایی دیگر می کشتیم.
چامسکی درباره اروپا نیز می گوید: در مورد اروپا داستان بسیار ریشه دارتر است. اروپا صدها سال مردم سراسر جهان را قتل عام کرده است.
آنها با قتل عام ، جهان را فتح کردند نه با شیرینی دادن به بچه ها... این اروپایی ها بودند که دیگران را قتل عام می کردند. کنگو به بلژیک حمله نکرد. هندوستان به انگلستان حمله نکرد و این الجزایر نبود که به فرانسه حمله کرد. ذکر مصادیق نقض حقوق بشر در سراسر اروپا دامنه دار است.
دولت انگلیس پس از حادثه انفجارهای چند ماه گذشته به سمت بستن فضای جامعه انگلیس در حرکت است. تمدید حبس مظنونان به ارتباط با عملیات تروریستی تا 3ماه و نشستن پلیس بر مسند قضاوت ، سرکوب آزادی های اجتماعی و بخصوص آزادی بیان و اندیشه نتیجه قانون به اصطلاح ضدتروریستی دولت انگلیس است. با توجه به این قانون دیگر اصل بر برائت نیست.
به عبارت دیگر، انگلیسی ها منافع مشروع فرد و جامعه را به نفع مصالح و تفسیر سیاسی بیش از حد جانبدارانه از جایگاه خود منحرف کردند.

محمدعلی احمدنیا
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها