پیوند میان دیروز و امروز

انسان در عصر فناوری به دستاوردهای بسیاری رسیده و وسایل زیادی را به منظور راحتی و رفاه خود تهیه کرده است ، اما همین ابزارهای بی روح ، به قدری ما را احاطه کرده اند که از بسیاری از ارتباطات مهم غافل شده ایم.
کد خبر: ۸۷۰۳۳

ما خود را درگیر کار و مسائل روزمره کرده ایم و با وجود در اختیار داشتن امکاناتی از قبیل اتومبیل برای طی کردن مسیرهای دور و نزدیک از سر زدن به والدین خود غافل هستیم.
در حالی که وجود مادربزرگ ها برای فرزندان ما موهبتی بزرگ محسوب می شود. هرچند در بیشتر موارد آنان شیوه والدین را در نگهداری ، تربیت و رفتار با کودکان نمی پذیرند و والدین هم نصایح آنان را با توجه به شرایط خود عملی نمی دانند.
رابطه نوه ها و مادربزرگ ها از جهات متفاوت بسیار مهم ، قابل توجه و در عین حال از نظر تربیتی فوق العاده حساس است.
در بیشتر موارد، ارتباط این 2گروه با یکدیگر نقش چشمگیر و تعیین کننده ای در تکوین و شکل گیری شخصیت کودک یعنی نوه دارد. به طور کلی مادربزرگ ها با توجه به موقعیت ، شرایط ،امکانات فردی و خانوادگی ، دامنه ارتباطات ، گستردگی روابط و دایره صمیمیت ها و یکرنگی ها با فرزندان ، با نوه های خود رابطه برقرار و نقشهای متفاوتی در ارتباط با آنها ایفا می کنند.
به عبارت دیگر نقش واقعی آنها در فرآیند ارتباط متقابل و پیوند عاطفی با نوه در بستری از شرایط روانی و اجتماعی پدیدار می شود. بنابراین با توجه به ویژگی های شخصیتی ، خصیصه های رفتاری ، قابلیت ها و مهارتهای اجتماعی شان در ارتباط با نوه ها عهده دار نقشهای متنوعی می شوند.

نعمتی که باید مغتنم شمرد
وجود مادربزرگ ها در کنار نوه ها به معنای حضور 3نسل ارزشمند و 3حلقه عطوفت در کنار یکدیگر، فوق العاده مهم و قابل توجه است.
این حضور می تواند با اندکی تدبیر و دوراندیشی ، گذشت ، صبر و نشاط حضوری موفق و پربرکت باشد. ارتباط میان والدین با نوه ها برای هر دو طرف شیرین و دوست داشتنی است. علاقه بدون قید و شرط آنها به نوه هایشان ، نقش قابل ملاحظه ای در ایجاد اطمینان و امنیت ایفا می کند و این چیزی است که فرزندان ما بشدت به آن نیاز دارند.
نزد مادربزرگ بودن در کودکان احساس امنیت ایجاد می کند. فرزندان در غیبت والدین خود می توانند در کنار آنها به سر برند که این مساله امنیت خاطر والدین را به همراه دارد.
این موقعیت نوعی احساس هویت و در کنار خانواده بودن را به ارمغان می آورد و موجب احساس ثبات می شود؛ چون کودک به دلیل آنچه که هست ، با تمام بدی ها و خوبی هایش مورد پذیرش قرار می گیرد.
ضمن آن که در زمانی که والدین امکان بازی با فرزندان و سرگرم کردن آنان را ندارند، نوه ها با یکدیگر و در حضور مادربزرگ و تحت مراقبت آنها بازی می کنند. البته هر رابطه ای در نوع خود مسائل و مشکلاتی را نیز دارد که باید به آنها نیز توجه کرد.

اختلاف نظرها طبیعی است
گاهی حتی والدین در برخورد با فرزندان با یکدیگر اختلاف نظر و عقیده پیدا می کنند، پس طبیعی است که با افرادی که از نسلی کاملا متفاوت آمده اند نیز در این زمینه تفاوت عقیده داشته باشند.
البته مطمئنا هر دو گروه خواهان تربیت درست کودک هستند، اما در چگونگی رفتارها به دلیل شرایط خاص ، تفاوت وجود دارد. نباید فراموش کنیم که والدین ما نیز خود دارای زندگی مستقلی هستند و قرار نیست مادر خانه دار و بازنشسته ما حالا پرستار بچه ما نیز باشد و هر وقت که خواستیم ، به نگهداری از کودکان بپردازد.
پس به برنامه ها و وقت آنها احترام بگذاریم و توقع نداشته باشیم که آنها همواره نیروی کمکی و آماده به خدمت باشند. در ضمن بهتر است از رفتارهای آنها با نوه هایشان ایراد نگیریم ، بلکه در شرایطی مناسب با توضیح روشن و ساده ، انتظار خود را از واکنش آنها بیان کنیم.
برای مثال به آنها بگوییم وقتی فرزندمان وسیله ای را برای بازی می خواهد که ممکن است برای او مناسب نباشد و خودمان هرگز آن را به وی نمی دهیم ، آنها نیز ما را تایید کنند و در حضور کودک به ما نگویند که آن را برایش تهیه کنیم. به هر حال باید این نکته را بپذیریم که شیوه رفتار با کودکان در حال حاضر با شیوه ای که در گذشته به کار می رفت ، کاملا فرق کرده است.
یکی از بزرگترین ترس های ما از ارتباط والدین مان با فرزندمان لوس کردن آنهاست و از بزرگترین لذات کودکان ما این است که به منزل پدربزرگ و مادربزرگ بروند تا هر آنچه می خواهند، انجام دهند.
حتی در برخی شرایط، مادر بزرگ ها بی احترامی نوه ها به خود را نیز از روی مهربانی نادیده می گیرند، اما از آنجایی که تمامی موفقیت در هر کار میانه روی است ، بهتر است در محبت نیز میانه رو بود. پس باید سعی کنیم با احترام به دیدگاه های والدین خود در مقوله تربیت کودکان ، تفکر آنان را به استانداردهای موجود نزدیک کنیم ، اما نصایح دلسوزانه آنها را نیز بدون تعصب بپذیریم.

شکاف بین نسل ها را کمرنگ کنیم
ما می توانیم گامهای موثری را به منظور گذر از خلائ میان نسلها برداریم و به بهبود رابطه میان خود و مادربزرگ در مورد کودکان کمک کنیم. برای بهبود این شرایط بهتر است بر موارد اصلی تکیه کنیم.
گاهی اوقات ما بر سر مسائل جزیی و پیش پا افتاده در برخورد با فرزندان خود، با مادرمان بحث می کنیم ، به طوری که اصل قضیه فراموش می شود. آنها را در جریان اطلاعات روز بگذاریم.
از زمان کودکی ما تا به حال خیلی چیزها تغییر کرده است و بسیاری از چیزهایی که قبلا به نظر طبیعی می آمد، حالا عجیب و غیرعادی است. سعی کنیم با آرامش و رعایت ادب ، اطلاعات و قوانین رفتاری جدید را به والدین خود منتقل کنیم.
کمی هم کوتاه بیاییم ؛ گاهی اوقات برخی از ما به واسطه این که در رشته ای خاص تحصیل کرده ایم ، فکر می کنیم همیشه درست تصمیم می گیریم ، در صورتی که گاهی هیچ چیز جای تجربه را نمی گیرد. پس نظرات والدینمان را بشنویم. گاهی اوقات ما می دانیم که نگرش و برخورد آنها در موارد خاص اشتباه است.
ما مجبور به عمل به آنچه آنها می گویند نیستیم ، اما در عوض می توانیم شنونده خوبی برای صحبتهایشان باشیم. برسر مواضع صحیح خود بمانیم.
چنانچه احساس می کنیم برخی واکنش های مادربزرگ ها درست نیست ، می توانیم با رعایت ادب و احترام به آنها بگوییم که فرزندان ما با شیوه های ما سالم و خوشحال هستند و از آنجایی که مشکلی پیش نمی آید، لزومی به تغییر روش نیست.
مادربزرگ ها با صداقت ، محبت و حوصله با نوه ها رفتار می کنند و این موضوع باعث ایجاد نوعی احترام متقابل می شود و در بسیاری از موارد، نیاز به مداخله رفتاری ما را از بین می برند. پس بهتر است قدرشان را بدانیم.
فراموش نکنیم اصلی ترین عامل در رابطه موفق و پویای نوه ها و مادربزرگ ها را باید در چگونگی نگرش والدین کودک نسبت به منزلت و ارزشمندی شخصیت بزرگسالان به طور اعم و مادربزرگ ها به طور اخص جستجو کرد.
وقتی کودک می بیند در شرایط و موقعیت های متفاوت ، به طور مستقیم و غیرمستقیم ، کلامی و غیرکلامی ، با نگاه و رفتار و در خلوت و جمع ، شخصیت بزرگترها براستی و درستی مورد تایید و تکریم قرار می گیرد، توجه و علاقه خاص خود را متوجه شخصیت مورد احترام و دوست داشتنی مادربزرگ خود می کند.

بهاره صفوی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها