روز 6 بهمن سال 41 رفراندوم فرمایشی برای تصویب اصول انقلاب به اصطلاح سفید برگزار شد.
کد خبر: ۸۶۸۹۷
زمینه ها
سلطه گران خارجی پس از مطالعات گسترده در کشورهای عقب مانده به این نتیجه رسیدند که برای نیل به مقاصد شوم خود باید کاری کنند که رژیمهای وابسته حاکم بر آن کشورها ، ماسک مردمی بر چهره بزنند و ژست انقلابی به خود بگیرند. تا بتوانند مردم را به سوی خود جذب کنند. بدین ترتیب حربه آزادی خواهان از دستشان گرفته شده و آنها خلع سلاح می شوند. این سیاست بویژه پس از روی کار آمدن جان اف کندی در امریکا مورد توجه قرار گرفت . او طی پیامی به کنگره امریکا اعلام کرد: «امریکا نمی تواند به مشکلات کشورهای کم رشد فقط از نظر نظامی توجه کند. این امر خاصه در مورد کشورهای کم توسعه که به میدان بزرگ مبارزه تبدیل شده اند صادق است... ما می خواهیم در آن کشورها امیدواری پدید آید». بر این اساس ایالات متحده به متحدان خود فرمان شروع اصلاحات را داد و کشورهایی همچون مکزیک ، آرژانتین و برزیل در این مسیر پیشتاز بودند. در ایران نیز این سیاست توسط شاه پیاده شد. در 19 دی 41 شاه اعلام کرد که روز ششم بهمن 41 لوایح ششگانه را به همه پرسی مردم خواهد گذارد. او برای توجیه علمای قم هم کوشش کرد از جمله فردی به نام بهبودی روز 28
دی به ملاقات مراجع رفت ولی نتوانست از آنان پیرامون لوایح ششگانه رفع ابهام کند. روز اول بهمن سرلشگر پاکروان وارد قم شد ولی او نیز توفیقی نیافت . در این حال آیت الله کمالوند به دربار رفت و با شاه ملاقات کرد. در این دیدار شاه آب پاکی را روی دست علما ریخت و گفت : اگر آسمان به زمین بیاید و زمین به آسمان برود من باید این برنامه را اجرا کنم زیرا اگر نکنم من از بین می روم . او پس از این قاطعیت ، از در ملاطفت درآمد و وعده داد در صورت موافقت علما با این برنامه به تمامی پیشنهادها و خواسته های آنها پیرامون روحانیت جامه عمل بپوشاند. محمدرضا پهلوی در خاتمه از روحانیت شیعه گلایه کرد و گفت : روحانیون ایران باید شاه دوستی را از علمای اهل تسنن یاد بگیرند که آنها بعد از انجام هر فریضه به پادشاه کشورشان دعا می کنند ولی علمای ما... چه بگویم؛ آیت الله کمالوند در پاسخ او اظهار داشت : آنها مامور رسمی دولتهایشان هستند و دعا کردنشان از روی انجام ماموریت است مانند استانداران و فرمانداران ایران که دعا و نیایش و مدح و ثنایشان برای پادشاه روی مراسم اداری است ولی علمای شیعه در تاریخ 1000 ساله خود ، هیچ گاه مامور حکومت ها نبوده و نخواهند بود. باید حسابها را از هم جدا کرد.
واکنش ها
سپس آیت الله کمالوند به شاه یادآور شد که : در قانون اساسی رفراندوم پیش بینی نشده و شما دولت مصدق را به جرم انجام رفراندوم تحت تعقیب قرار دادید ، اکنون چطور خود به آن دست می زنید؛ شاه به توجیاتی متوسل شد و از جمله گفت : ما رفراندوم نمی کنیم بلکه می خواهیم تصویب ملی انجام دهیم. به دنبال این توجیه ، لحن رسانه های تبلیغاتی رژیم تغییر کرد و از آن پس به جای رفراندوم از لفظ تصویب ملی استفاده کردند. پس از این ملاقات و اظهارات صریح شاه ، علمای قم برای اخذ تصمیم نهایی اجتماع کردند و سرانجام بنابر آن شد که طی اعلامیه هایی مخالفت خود را با رفراندوم اعلام و آن را تحریم کنند. از این رو امام طی سخنانی در 30 دی 41 در جمع گروهی از مردم قم به تحریم همه پرسی پرداختند و سپس اعلامیه ای در رد رفراندوم صادر کردند. توزیع اعلامیه امام روز 2 بهمن 41 موجی وسیع ایجاد کرد بازار و مغازه ها بویژه در مناطق جنوبی تهران تعطیل شد و مردم پشت سر حضرت آیت الله سیداحمد خوانساری به حرکت در آمدند. رژیم برای مقابله با حرکت روحانیت 3 بهمن 1341 با حمله به اجتماع آنها در منزل حاج شیخ محمد غروی کاشانی تعداد زیادی را دستگیر کرد. مخالفت با رفراندوم در روزهای بعد ابعاد گسترده تری یافت و بسیاری از شهرها را در بر گرفت . شب ششم بهمن ماشین های دولتی در خیابان ها راه افتادند و مردم را تشویق به حضور در پای صندوق های اخذ رای کردند ولی روز انتخابات شهرها چهره غیر عادی به خود گرفته بود و با حضور سربازان مسلح و تانک و... در خیابان ها ، شهرها به شهرهایی شبیه شده بودکه از سوی قوای بیگانه اشغال شده است . حوزه های اخذ رای نیز غالبا خلوت بود اما فردای آن روز رژیم با گستاخی اعلام کرد که اصول پیشنهادی با 5.6
میلیون رای مثبت و 4هزار و 150رای منفی به تصویب رسید. در این حال رسانه های غربی شروع به تبلیغ فراوان پیرامون این موضوع کردند و رادیو مسکو نیز به آنها پیوست . بدین ترتیب با اجرای آن اصول به زودی تغییراتی گسترده در ایران رخ داد و از جمله فئودال ها به گروه جدید شهرنشین تبدیل شدند و کشاورزی ایران از رونق افتاد و مهاجرت به شهرها شتاب فزاینده ای پیدا کرد و شکاف میان مردم و روحانیت با دستگاه عمیق و عمیق تر شد.