رستوران با اداره آگاهی فاصله زیادی نداشت به همین دلیل سروان قبل از پزشک و بازپرس خود را به محل رساند. قتل در رستورانی دو طبقه رخ داده و کارگر 35 ساله در طبقه دوم قربانی جنایتی تلخ شده بود.
تعدادی از اهالی مقابل در رستوران تجمع کرده بودند و سرباز کلانتری سعی میکرد آنها را متفرق کند. سروان کارتش را نشان داد و وارد رستوران شد. ماموران تشخیص هویت در طبقه بالا و روی در ورودی مشغول اثربرداری بودند. معاون کلانتری محل که در رستوران مشغول تحقیقات بود با مشاهده کارآگاه میری سمت او آمد و پس از احترام نظامی گفت: مقتول کارگری است که شبها در رستوران میخوابیده است. صبح وقتی یکی از کارگران به رستوران میآید با جسد او روبهرو شد و موضوع را به ما اطلاع داد. ما هم سریع خود را به اینجا رساندیم. هیچ به هم ریختگی در رستوران دیده نمیشد، اما کمد وسایل مقتول به نام رحیم به هم ریخته بود و به نظر میرسد پساندازش سرقت شده است. روی در نیز آثاری از ورود به زور دیده نشده و به احتمال قوی قاتل یا کلید داشته یا به دعوت مقتول به اینجا آمده است.
- رستوران دیشب چه ساعتی تعطیل شده؟
- مثل همیشه ساعت 23 و 30 دقیقه تعطیل شده و ساعت 12 شب، مدیر و دیگر کارگران رستوران را ترک کردند. قتل بعد از ساعت 12 شب رخ داده است.
- رحیم چرا شبها به خانه نمیرفت؟
او اهل تهران نبود و با اجازه صاحب رستوران شبها اینجا میخوابید.
کارآگاه سپس خواستار احضار مدیر رستوران و بقیه کارگران شد تا از آنها تحقیق کند. نخستین فردی که تحت بازجویی قرار گرفت، آشپز رستوران بود. او با مشاهده جسد موضوع را به پلیس اطلاع داده بود.
- دیشب چه ساعتی رستوران را ترک کردید؟
ساعت 23 و 30 دقیقه. من روزها زود میآیم و به محض تعطیل شدن رستوران هم میروم.
- جسد را شما پیدا کردید؟
بله صبح هر چه در زدم، جوابی نداد. فکر کردم دیشب دیر خوابیده است به همین دلیل با کلید در را باز کردم و وارد شدم. جسد او روی تخت بود. صورتش کبود شده بود و به نظر میرسید خفهاش کرده باشند.
- او با کسی رفت و آمد داشت؟
نه، تا جایی که من میدانم غیر از یکی از همشهریهایش کسی به دیدنش نمیآمد. او پسری آرام و مودب و مسئول سفارش گرفتن از مشتریان بود.
به غیر شما چه افراد دیگری کلید در را دارند؟
همه افرادی که اینجا کار میکنند، کلید در را دارند؛ من، رحیم، آقای مدیر، حسین حسابدار و هومن کمکآشپز.
سروان سپس به تحقیق از مدیر رستوران پرداخت. مرد میانسال که از شنیدن خبر قتل آشفته شده بود، گفت: رحیم از بهترین کارگران رستوران بود. دیشب ساعت 12 من آخرین نفری بودم که از رستوران خارج شدم و همه چیز عالی بود.
هومن که پسری لاغراندام بود نیز گفت: بعد از تعطیلی رستوران به خانه رفتم تا این که صبح محسن تماس گرفت و از قتل خبر داد. او پسر خوبی بود و با کسی مشکلی نداشت.
آخرین نفری که تحت بازجویی قرار گرفت، حسابدار شرکت بود. مردی با هیکل ورزیده که خیلی خونسرد بود. او هم گفت: دیشب وقتی میرفتم متوجه مردی مشکوک شدم که مقابل رستوران ایستاده بود و اطراف را زیر نظر داشت. تصور میکنم او قاتل باشد. رحیم پسر خوبی بود، اما همیشه میگفتم پولهایت را در رستوران مخفی نکن و در بانک بگذار، اما کو گوش شنوا. آخر هم به خاطر 6 میلیون تومان پساندازش جانش را از دست داد.
سروان پس از تحقیق از کارگران و مدیر رستوران سراغ دکتر رفت. او هم معایناتش تمام شده بود و گفت: قتل بین ساعت یک تا 3 بامداد
رخ داده و قاتل او را در خواب غافلگیر کرده بود. البته مقتول قصد مقاومت داشته که موفق نشده بود.
کارآگاه پس از بررسی اظهارات کارگران و پزشک و بررسی صحنه قتل دستور بازداشت قاتل را صادر کرد.
پاسخ معمای پلیسی
سروان با اشاره به دلایل زیر مریم را به عنوان قاتل سمیرا معرفی کرد.
1 ـ وجود دو غذا و نوشابه نشان میداد، سمیرا در زمان قتل مهمان داشته که مریم آخرین نفری بود که آنجا را ترک کرده بود.
2 ـ مریم ادعا کرد ساعت 3 آنجا را ترک کرده در حالی که آن ساعت سمیرا کشته شده بود.
در مسابقه هفته گذشته 3048 نفر شرکت کرده بودند که 327 نفر پاسخ صحیح دادهاند و از میان آنها حسن مرادزاده از کنگان و سهیلا براشی از اردبیل به قید قرعه برنده شدهاند.
وحید شکری