حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از خودت بگو.
سارا 25 ساله. شش سال است که در زندان هستم.
چرا پسر جوان را کشتی؟
من در دفاع از خودم این کار را کردم و در دادگاه هم ثابت شد. من از او مواد میگرفتم. سعید پسر خوبی بود و در مدت یک سالی که اعتیاد داشتم، هوامو داشت. او تنها زندگی میکرد. روز حادثه به خانهاش رفتم و با هم شیشه کشیدیم. نمیدانم چه شد که او رفتارش تغییر کرد. در خانه را قفل کرد و قصد آزار مرا داشت. چند باراز او خواستم اجازه دهد که از خانه خارج شوم اما سد راهم شد. نمیدانم چطور چاقو را از آشپزخانه برداشتم و چند ضربه به او زدم. غرق در خون روی زمین افتاد. وقتی به خودم آمدم متوجه مرگ او شدم. با پلیس تماس گرفتم و خودم را معرفی کردم. من سعید را دوست داشتم و هیچگاه انتظار چنین رفتاری را از او نداشتم. وقتی به طرفم حملهور شد، شوکه شدم.
در این چند سال در زندان چه میکنی؟
از وقتی فهمیدم از مرگ نجات پیدا کردم، بافتنی میبافم تا با فروش آن بتوانم پول دیه را جور کنم. پدرم هم مقداری جمع کرده اما در زندان نمیشود کاری کرد. به همین دلیل درخواست کردم که دادگاه دیه را قسطی کند تا آزاد شوم و بتوانم کار کنم و اقساط را پرداخت کنم.
اگر آزاد شوی دیگر سراغ اعتیاد نمیروی؟
نه. همین موادمخدر زندگی مرا نابود کرد. سعید هم پسر خوبی بود و آن اتفاق تحت تاثیر مواد شیطانی رخ داد.
حرف آخر...
دلم برای آزادی تنگ شده است. شش سال است که در زندان هستم و فقط زمان محاکمهها میتوانستم خیابانها را ببینم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....