حسین ، سرکرده باند که بیرحمانه با چاقو به زنان و دختران حمله ور می شد ، روز گذشته پاسخگوی پرسشهای خبرنگار ما بود.
چرا زنان و دختران را می ربودی؛ نمی دانم یکباره تصمیم گرفتم. 2 سال پیش هم باندی تشکیل داده بودی ! بله ، همدستانم دستگیر شدند و من فرار کردم. آنها هنوز هم در زندان هستند.
اعضای باند چند نفر هستند؛
8نفر.
کجا با هم آشنا شدید؛ آنها را می شناختم.
شغل؛ در پیک موتوری کار می کردم.
خودرو را از کجا آورده ای؛ به عنوان مسافر سوار شدیم و سپس آن را سرقت کردم.
چه مدتی است به زنان و دختران حمله می کردی؛
از 2 ماه پیش.
چند فقره اعتراف کردی؛ حدود 20 فقره.
وقتی زنها را می ربودی ، آنها چه درخواستی می کردند؛
التماس می کردند و می خواستند با آنها کاری نداشته باشیم.
سابقه دار هستی؛
2 سابقه دارم.
سوژه ها را چگونه شناسایی می کردی؛
من به اتفاق 2 نفر دیگر سوار خودرو می شدیم و پس از آن که یک زن مسافر را سوار می کردیم ، من در صندلی عقب خودرو با قراردادن چاقو به زیر گلویشان ، آنها را به بوستان جنگلی می بردیم.
نمی ترسیدی؛
از چه چیزی؛
از دستگیری؛
فکر نمی کردم دستگیر شوم.
اگر جای قاضی بودی ، چه مجازاتی برای خود و همدستانت صادر می کردی؛
(سکوت)
جواب نمی دهی؛
اعدام !