پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد ، شاهد تحولات پارادایمی در عرصه روابط بین الملل به صورت حرکت از رئالیسم به سمت لیبرالیسم هستیم.
کد خبر: ۸۶۶۲۶
گسست نظام دو قطبی و بروز تغییرات گسترده در عرصه بین المللی ، موجب طرح موضوعات جدید در نظام بین الملل گردیده که در گذشته به دلیل در حاشیه بودن آنها، توجه جدی به آنان نمی شد اما اینک در صدر توجه و حساسیت جهانی قرار گرفته است . در واقع با کنار رفتن سطح تحلیل کلان که از مشخصه های اصلی دوران جنگ سرد به شمار می رفت ، نگاه ها از مباحث استراتژیک و نظامی به سمت مسائلی همچون قومیت ها، رسانه ها، گروههای فروملی و فراملی غیرحکومتی ، مسائل زیست محیطی چرخش کرده است . پدیده تروریسم نیز از آن دست مسائلی است که بعد از دهه 90 میلادی و خصوصا در سالهای اخیر در چارچوب ساختار نظام بین الملل تحلیل نشده و به عنوان یک کارگزار موثر که خود را به ساختار تحمیل می کند، مورد ملاحظه قرار می گیرد. موضوع تروریسم ، پس از حوادث یازده سپتامبر توانسته است ، تاثیر شگرفی بر مفاهیم اصلی روابط بین الملل گذارد و حتی در سطحی وسیع تر ، دستور کار جهانی را تعیین می کند. بر این اساس تروریسم تنها دیگر در چارچوب یک واحد مستقل سیاسی دولت جای نمی گیرد و به یک موضوع جهانی بدل شده است . سخنان اخیر ژاک شیراک ، رئیس جمهور فرانسه مبنی بر استفاده از سلاح هسته ای در برابر تهدیدهای تروریستی از چند زاویه قابل ارزیابی است.
1- به نظر می رسد مطرح نمودن موضوع تهدیدهای تروریستی ، با عنایت به مشکلات داخلی موجود در فضای سیاسی اجتماعی فرانسه که جلوه عینی آن به صورت آشوب های خشونت بار خیابانی نمایان شد، به نوعی فرافکنی معضلات اقتصادی بوده و شیراک می کوشد تا افکار عمومی فرانسه را به سمت موضوع تروریسم سوق دهد. چراکه وی حل بحران بیکاری و تامین امنیت را به مردم فرانسه وعده داده بود.
2- از آنجایی که پدیده تروریسم از مکان مندی دوران جنگ سرد به فضامندی بین المللی بدل شده است ، تهدید رئیس جمهور فرانسه مبنی بر بکارگیری سلاح هسته ای علیه سازمان های تروریستی در خاک سایر کشورها ، به نوعی سبب ساز تعارضاتی بنیادین می شود. به این مفهوم که برای مقابله با یک سازمان تروریستی که از پراکندگی جغرافیایی نیز برخوردار است ، می توان با تعرض به حاکمیت و مرزهای یک کشور و استفاده از سلاح هسته ای ، به این کار مبادرت نمود که این موضوع مغایر با نص صریح منشور ملل متحد مبنی بر عدم تعرض و تجاوز به حاکمیت کشورهاست . در واقع این شکل از تامین امنیت که پاریس آن را مطرح می کند ، در تعارضی جدی با صلح جهانی قرار می گیرد ، چرا که تامین امنیت یک کشور نباید مخل امنیت سایر کشورها و در نهایت امنیت و صلح جهانی شود. به عبارت دیگر ، تروریسم موجب تعارض در برخی مفاهیم کلیدی ادبیات موجود در نظام بین الملل همچون همکاری ، تعارض ، امنیت و بازدارندگی شده است.