در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در چنین شرایطی زمانیکه پدر یا مادر تصمیم میگیرند ازدواج مجدد کنند، فرزندانشان در مقابل آنها جبهه میگیرند.
عمدهترین دلیلی که باعث میشود این اتفاق بیفتد، وابستگی عاطفی است که بچهها به والدین خود دارند. بسیاری از بچهها حتی در دوران بزرگسالی نیز به قدری به پدر یا مادر وابستهاند که میترسند پس از ازدواج مجدد، او را از دست بدهند.
فرض کنید پسر یا دختر نوجوانی در خانه است که یکی از والدینش فوت کرده و حالا پدر یا مادرش تصمیم دارد دوباره ازدواج کند. او ترس خیلی شدیدی از این ازدواج دارد و نگران است والد باقیمانده را نیز از دست بدهد.
چون بر این اعتقاد است که اگر پدر یا مادرم ازدواج کند، توسط فرد مقابل تصاحب میشود و او را از دست میدهد. در میان مراجعانم خانمی حدود 50 ساله دارم و از اینکه مادرش تصمیم گرفته ازدواج کند، ناراحت است.
ناراحت از اینکه اگر مادرم ازدواج کند، تمام زندگیاش را صرف خانواده همسرش میکند و دیگر از من بهعنوان فرزندش حمایت نمیکند.
سوای این مساله، بحث ارث و میراث و اینکه ارث چطور تقسیم شود نیز مایه نگرانی بچههاست که نکند سهم کمتری به من برسد. بنابراین چیزی که ما اغلب اوقات شاهد آن هستیم، بحث عاطفی، احساس نیاز به توجه و تائید والدین و وابستگی عاطفی بچهها به آنهاست. ضمن اینکه فشار قبیح بودن ازدواج مجدد در جامعه ما بیشتر روی خانمها متمرکز است و بچهها فکر میکنند با ازدواج دوباره مادرشان نزد مردم سرافکنده و خجالت زده میشوند غیرتشان گل میکند که او ناموسمان است و این مساله را خوب نمیدانند.
مادرانی که بیوه میشوند، تا آخر عمرشان بیوه میمانند و بیوه هم از دنیا میروند. اما برای آقایان این سختگیریها تا حدی کمتر است و راه برایشان بازتر است. در هر صورت بچهها هم باید به نیازهای والد باقیمانده توجه کنند.
فردیکه همسرش را از دست داده، میخواهد زندگی مستقلی داشته باشد و استقلال فردیاش را حفظ کند. اگر با فرزندانش زندگی کند، احساس میکند روی زندگیاش کنترل ندارد و سربار آنهاست. حس میکند احترام، غرور، شرف و جایگاه اجتماعیاش را از دست داده است. مشکل عمده در این زمینه این است که فرزندان از دریچه چشم خود به موضوع نگاه میکنند و نمیتوانند نیازهای والد باقیمانده را درک کنند. میگویند بیا و با ما زندگی کن، ما از تو حمایت میکنیم.
به هرحال تا زمانی که در جایگاه پدر یا مادرشان قرار نگیرند، نمیتوانند شرایط بغرنج آنها را درک کنند. در غیر این صورت افسردگی، ناامیدی، پوچی و در نهایت کوتاه شدن طول عمر، در انتظار چنین پدر و مادرانی خواهد بود. نکته آخر اینکه پدر و مادری که قصد ازدواج دارند، نباید از طرح موضوع وحشتی داشته باشد.
بهتر است با هم منطقی حرف بزنند، هر چند ما در این موارد کمتر با دیالوگهای منطقی مواجه هستیم، چون با هم جر و بحث و دعوا میکنند. بهترین کار در چنین مواردی کمک گرفتن از یک ریش سفید یا مراجعه به مشاور خانواده است.
والدی که میخواهد ازدواج کند، این اطمینان خاطر را به فرزندانش بدهد که اگر ازدواج میکنم، به این معنی نیست که مرا از دست میدهید یا به دیگران بیشتر توجه میکنم بلکه مثل گذشته از شما حمایت میکنم.
دکتر حسن میرزاحسینی - روان شناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: