در سالهای پیش از انقلاب که فیلمفارسیها سالنهای سینما را تسخیر کرده بودند، علی حاتمی با ساخت چند فیلم اندیشمندانه یکی از پایهگذاران موج نوی سینمای ایران شد. دغدغه اصلیاش ساخت فیلمهایی با عطر و طعم ایرانی بود. او همواره مجموعهای از حکایتها، شخصیتها و آداب و رسوم ایرانی را گردآوری میکرد و این مولفهها را به نحوی در تار و پود قصهاش جای میداد. کمالالملک را با این هدف ساخت که جلوههایی از نقاشی معاصر ایران را نمایش دهد. در فیلم «هزاردستان» با هدف معرفی هنر اصیل خوشنویسی، شخصیت «رضا خوشنویس» را خلق کرد. در فیلم «دلشدگان» نیز سراغ شخصیتهایی رفت که مثل خودش دغدغه ثبت و ضبط ردیفهای موسیقی ایرانی را داشتند.
او در مصاحبهاش با مجله فیلم گفته است: «من دارم به یک سبک ایرانی قصهگویی و پرداخت سینمایی میرسم، یعنی امیدوارم برسم. من میخواهم به آن ظرافت سبکی، به آن ظرافت پرداخت و بافت و فرم برسم که در قالی ایرانی هست. من قالی میبافم.»
دیالوگهای سعدی سینمای ایران
بیجهت نیست که علی حاتمی را «سعدی سینمای ایران» نامیدهاند. این کارگردان روی دیالوگهای فیلمهایش حساسیت ویژهای داشت و همیشه سعی میکرد زیباترین جملات را کنار هم بچیند. او اصطلاحات فرهنگ عامه را خوب میشناخت و در دیالوگهایش از واژهها و تعابیر مردم کوچه و بازار استفاده میکرد. برای نوشتن دیالوگهای فیلم «دلشدگان» چند ماهی وقت گذاشت و تمام تصنیفها و ترانههای قدیمی را گردآوری کرد. او میخواست بداند که هنرمندان قدیمی رشته موسیقی چه ذهنیت و خلق و خویی داشتهاند. او در نهایت جزوهای درست کرد که خودش اسمش را گذاشته بود «فرهنگ تعابیر و کلمات موسیقی ایران». این جزوه مشخص میکرد که در بین هنرمندان چه عباراتی در چه دورههایی مرسوم بوده است. حاتمی به این نکته پی برد که تعابیری چون «امان از این دل»، «ای حبیب» و «قند مکرر» دقیقا چه معنایی داشتهاند. او دیالوگهای فیلمنامه را با تکیه بر تحقیقات مفصلش نوشت. برای همین امروز که فیلم را تماشا میکنیم دیالوگها باورپذیر به نظر میرسند و با زبان هنرمندان آن دوره هماهنگی دارند.
حاتمی مشابه این تحقیق را برای همه فیلمها و سریالهایش انجام داد. در فیلمهای او همه چیز براساس نقشه و برنامه پیش میرفت و کمتر اتفاق میافتاد که بازیگری بخواهد بداههپردازی داشته باشد. او بعضا با بازیگران مشورت میکرد تا دیالوگ مطلوب آن لحظه را پیدا کند. مثلا در فیلم «سوتهدلان» دیالوگ «همه عمر دیر رسیدیم» را پس از همفکری با «جمشید مشایخی» نوشت. در سکانس پایانی آن فیلم دو نفر به امامزاده میرسند و یکیشان از دنیا میرود.
جمشید مشایخی به علی حاتمی پیشنهاد میدهد دیالوگی بگوید با این معنا که اگر زودتر میرسیدیم این اتفاق نمیافتاد. علی حاتمی این بازیگر را در آغوش میگیرد و میگوید: «همه عمر دیر رسیدیم.»
انتخاب بهترین دیالوگ از میان فیلمهای علی حاتمی کار دشواری است. او در همه آثارش جملات موزون و جذابی را در دهان شخصیتهایش گذاشته و دیالوگهایی نوشته که همچون شعری عاشقانه لطیف و دلنشین هستند. حیف است که در مطلب به دیالوگ «آیین چراغ خاموشی نیست» اشاره نکنیم. این جمله زیبا هماکنون روی سنگ قبر حاتمی در قطعه هنرمندان نقش بسته است. آنهایی که فیلم «حاجی واشنگتن» را دیدهاند میدانند این دیالوگ را حاجی (عزتالله انتظامی) میگوید: «آیین چراغ خاموشی نیست، قربانی خوف مرگ ندارد، مقدر است. بیهوده پروار شدی، کمتر چریده بودی بیشتر میماندی.»
یکی از دیالوگهای فیلم «کمالالملک» بین مدیران و سیاستگذاران هنری طرفدار دارد و در میزگردها و سخنرانیها زیاد استفاده میشود. ناصرالدین شاه (با بازی عزتالله انتظامی) در یکی از سکانسهای فیلم میگوید: «مدرسه هنر مزرعه بلال نیست آقا، که هر سال محصول بهتری داشته باشد. در کواکب آسمان هم یکی میشود ستاره رخشان، الباقی سوسو میزنند.»
برخی دیالوگها به فرهنگ زبانی مردم امروز راه پیدا کردهاند. مثل این جمله مظفرالدین شاه در فیلم «کمالالملک» که میگفت: «همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید». اجازه بدهید دیالوگ پایانی این بخش را از فیلم ماندگار «مادر» انتخاب کنیم: «تلخی با قند شیرین نمیشه، شب رو باید بیچراغ روشن کرد.»
گفتوگوی تصویری منوچهر نوذری با علی حاتمی
هماکنون فایلی ویدئویی در فضای اینترنت موجود است که در آن منوچهر نوذری روبهروی «علی حاتمی» نشسته و با او مصاحبه میکند. در کنار تصویر آرم شبکه 3 نقش بسته که نشان میدهد مصاحبه در سالهای پایانی عمر علی حاتمی و منوچهر نوذری ضبط شده است. مصاحبه سال 72 در شبکه 3 ضبط شد و علی حاتمی سه سال بعد از آن دار فانی را وداع گفت. نوذری در این مصاحبه درباره اتهام تحریف تاریخ در فیلمهای میپرسد و توضیح میدهد که این اتهام توسط گروهی از مردم و برخی منتقدان مطرح میشود. حاتمی در پاسخ به این سوال به نکتهای جالب اشاره میکند؛ اینکه در ایران روشنفکران و مورخان کمتر فیلم میبینند و به همین خاطر ویژگیهای رسانه سینما را نمیشناسند. حاتمی به برنامه «راه شب» نوذری اشاره میکند و جملهای که توسط یکی از شنوندگان گفته شده است. او حوادث فیلمهایش را چیزی بین رویا و واقعیت میداند که اگر اتفاق میافتادند تاریخ را زیباتر میکردند. حاتمی شخصیت آغامحمدخان قاجار را مثال میزند که صدای نازک و زنانهای داشته؛ ولی در فیلمی به همین نام زندهیاد نصرتالله محتشم با صدایی رسا نقش این شخصیت را ایفا کرده است. این کارگردان در مصاحبهاش بسیار مودبانه به اتهام وارد شده پاسخ میدهد. برخلاف برخی کارگردانهای امروزی که تا حرف مخالفی را میشنوند برآشفته میشوند و زمین و زمان را به باد انتقاد میگیرند.
برای ساخت شهرک سینمایی خودش آجر روی آجر میگذاشت
بازدید از «شهرک سینمایی غزالی» گزینهای جذاب برای گردشگران خارجی است که میخواهند زیباییهای شهر تهران را از نزدیک ببینند. این شهرک یادگار زندهیاد «علی حاتمی» است و نام او بهعنوان طراح و پیشنهاددهنده ساخت شهرک ثبت شده است. حاتمی با کمک یک طراح دکور ایتالیایی نقشه این شهرک را آماده کرد و خودش در تمامی مراحل ساخت این لوکیشن حضور داشت. انگیزه حاتمی از احداث این شهرک در سال 58 بازسازی لوکیشنهای فیلم «هزاردستان» بود؛ لوکیشنهایی از تهران قدیم همچون میدان توپخانه، ساختمان عدلیه، خیابان لالهزار، سینما تابان و گراند هتل که امروزه به کلی تغییر شکل دادهاند. اقدام پرخیر و برکت او به درد دیگر کارگردانها هم خورد و بعدها فیلمهایی چون کیف انگلیسی، مدار صفر درجه، کارآگاه علوی، شب دهم، امامعلی، مریم مقدس، کلاه پهلوی و... نیز در این شهرک ساخته شد.
زری خوشکام، همسر علی حاتمی در گفتوگو با روزنامه شرق خاطرات آن زمان را ورق زده و گفته است: «حاضر نشدند نام این شهرک را «شهرک سینمایی علی حاتمی» بگذارند! او همیشه میگفت من بهقدری مشغول کار بودم که بزرگشدن و رشد دخترم را ندیدم؛ ده سال، 12 سال بچهام را ندیدم.
او بهخاطر ساخت شهرک از سر صبح سر کار بود و از بیلزدن و سنگفرشکردن تا مدیریت کلی را برعهده داشت... نهتنها عهدهدار اصلی ساخت شهرک، علی حاتمی بود، بلکه حتی خودش آجر روی آجر میگذاشت و بیل میزد تا این شهرک ساخته شد.»
احسان رحیم زاده