معمای پلیسی

انتقام‌ کـور

شب قبل بارش برف در تهران خیابان‌ها را سفیدپوش کرده بود. سطح خیابان‌ها هنوز لغزنده بود و ترافیک سنگینی در آن‌ها ایجاد شده بود. سروان با تاخیر به اداره آگاهی رسید. ماشین را پارک کرد و وارد دایره جنایی شد. یکی از همکارانش صدایش کرد و گفت، رئیس اداره سراغش را گرفته و خواسته به دفترش برود. سروان کیفش را روی میز گذاشت و به دفتر سرهنگ رفت. بعد از احترام نظامی و سلام و احوالپرسی، رئیس اداره جنایی برگه‌ای را به او داد و گفت: ساعتی قبل جسد یکی از دامداران جنوب تهران در حاشیه دامداری کشف شده است. آدرس را برایت نوشته‌ام. بازپرس و تیم تشخیص هویت راهی آنجا شده‌اند. تو هم زود به آنجا برو.
کد خبر: ۸۶۴۰۱۲

کارآگاه آدرس را گرفت و راهی محل قتل شد. جنایت در حوالی بهشت‌زهرا رخ داده بود. به جاده‌ای فرعی رسید و بر‌اساس آدرس وارد آنجا شد. برف همه‌جا را سفید‌پوش کرده و رانندگی سخت شده بود. سرانجام به محل قتل رسید. خودروی بازپرس جنایی و تیم‌های تحقیق در محل پارک بود. در فاصله 200 متری جسد، یک دامداری بزرگ قرار داشت.

سروان به تیم تحقیق ملحق شد. افسر کلانتری در گزارش اولیه خود گفت: مقتول به نام مهدی صاحب دامداری است که با شلیک سه گلوله به قتل رسیده است. امروز صبح نگهبان دامداری متوجه جسد شده و موضوع را به ما اطلاع داد. وقتی به اینجا آمدیم فقط رد پای نگهبان دیده می‌شد. خودروی مقتول در مقابل دامداری پارک شده بود. ماموران تشخیص هویت
سه گلوله کلت در محل پیدا کردند. با توجه به نحوه قتل به نظر می‌رسید او قربانی انتقامی کور شده است.

کارآگاه خود را به جسد مهدی رساند. مقتول با صورت روی زمین افتاده بود و سه گلوله از پشت سر به کمر و کتفش اصابت کرده بود. روی جسد را برف پوشانده بود.

دکتر هم به محل رسید و سروان سراغ نگهبان دامداری رفت تا دکتر معایناتش را انجام دهد. نگهبان که خیلی وحشت زده بود، به کارآگاه گفت: من چهار سال است اینجا کار می‌کنم. آقا مهدی بعد از مرگ همسرش خیلی پرخاشگر شده بود و با تنها پسرش زندگی می‌کرد. دیروز هوا سرد بود و من فراموش کرده بودم تا در سوله را ببندم. آقا حدود ده شب به اینجا آمد و وقتی متوجه باز بودن در سوله شد شروع به فحاشی به من کرد و ساعتی بعد از اینجا رفت. صبح وقتی از دامداری بیرون آمدم متوجه پارک ماشین مقابل در شدم. به موضوع مشکوک شدم. برف قطع شده بود، اما هوا سوز و سرما را داشت. پالتوی خودم را پوشیدم و نگاهی به اطراف سوله انداختم که با جسد آقا مهدی رو به رو شدم که با سه گلوله کشته شده بود.

بعد از رفتن مقتول از دامداری متوجه مورد مشکوکی نشدی؟

نه. همه چیز عادی بود. هوا سرد بود و من تا صبح داخل اتاقک نگهبانی بودم.

سروان در حال بازجویی از نگهبان بود که پسر مقتول به آنجا آمد. پسر جوان شوکه شده بود. کارآگاه او را آرام کرد و سعی کرد با تحقیق از او سرنخ جنایت را کشف کند.

دیشب چه زمانی پدرتان خانه را ترک کرد؟

حدود ساعت 8 شب بر سر این‌که من بیکارم درگیری لفظی پیدا کردیم و عصبانی خانه را ترک کرد. نصف شب به خانه بازگشت و کمی استراحت کرد و دوباره با ماشین از خانه خارج شد‌. با تماس نگهبان متوجه قتل شدم و به اینجا آمدم.

همیشه با هم درگیر می‌شدید؟

پدرم خیلی پرخاشگر بود و سر هر موضوعی جنجال به راه می‌انداخت.

با کسی مشکل داشت؟

تا جایی که من می‌دانم، نه.

کارآگاه پس از تحقیقات از دو مظنون پرونده سراغ دکتر رفت. او که معایناتش تمام شده بود، گفت: قتل حدود شش تا هشت ساعت قبل انجام شده است. به نظر می‌رسد مقتول قصد فرار از دست قاتل را داشته که سه گلوله به بدنش اصابت کرده است‌. بعد از تحقیقات تکمیلی گزارش نهایی را می‌دهم.

سروان پس از بررسی صحنه قتل، راز این جنایت را فاش کرد.

پاسخ معمای برادرزاده ناخلف

سروان با اشاره به دو دلیل زیر قاتل را شناسایی کرد.

1ـ براساس گزارش پزشک جنایی مقتول در زمانی که برادرزاده‌اش در خانه او حضور داشته به قتل رسیده بود. 2ـ قاتل مدعی شد، پس از خوابیدن عمه‌اش این قتل را انجام داده در حالی که پیرزن لباس بیرون از خانه به تن داشت.

در مسابقه هفته گذشته 3471 نفر شرکت کرده بودند که 257 نفر پاسخ صحیح داده‌اند و از میان آنها سعید شاعفی از بوئین‌زهرا به قید قرعه برنده شده است.

شما خوانندگان با اشاره به دو دلیل سروان میری در معرفی قاتل یا قاتلان پاسخ خود را همراه نام و نام خانوادگی به شماره 300011224 پیامک کنید.

وحید شکری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها