تپش: در صفحه بازگشت بهزودی سرگذشت یکی از افراد گرفتار در دام پول همراه ربا چاپ میشود.
میخواهم بگویم 14سال است که من خواننده تپش هستم و این چندمین پیامی است که برایتان نوشتم. راستش من 18سال قبل از خانه فرار کرده بودم. رئیس یکی از زندانها مرا نجات داد و تحویل خانوادهام دادند. من همه چیز خود را مدیون او هستم، ولی میخواستم به این رئیس زندان بگویم درعرض 18سال به سمت کار خلاف نرفتم.
میترا الف 36 ساله از تبریز
تپش: متاسفانه به دلیل محدود بودن فضای «با خوانندگان» نمیتوانیم هر هفته تمام پیامها را چاپ کنیم. خوشحال میشویم از تجربیات خود برای انتخاب راه سالم زندگی برای ما بگویید تا کمکی برای افرادی باشد که در دام خلاف گرفتار شدهاند و به دنبال راهی برای نجات خود هستند.
تپش، حوادث و آسیبهای اجتماعی را اطلاعرسانی میکند. بیایید رفتارهای انسان شایسته و پرهیزکار در جامعه سالم و فرهنگ دوست را اطلاعرسانی کنید تا جامعهای الگوپذیر داشته باشیم.
عزیزاله محمدی از سنندج
تپش: ممنون از راهنمایی شما خواننده گرامی. تلاش میکنیم درباره سرگذشت انسانهای موفق هم گزارش و گفتوگوهایی چاپ کنیم.
من در آژانس کار میکنم و هر چهارشنبه اگر تپش نخوانم به خواب نمیروم. خیلی آموزنده و خشن است.
منوچهر جوان از اردکان یزد
تپش: کم خش نیست برای ما همچین خوانندههای جونی داریم.
حالا که تپش این همه خواننده دارد، ایکاش درباره فرهنگ رانندگی مطلب مینوشتید من حاضرم مطالب شیرین و جالب و گاه تلخ را بهصورت داستان کوتاه بفرستم.
حسن روشن اصفهان
تپش: خوشحال میشویم از مطالب شما در این بخش استفاده کنیم.
یک سوال از شما تپشیها دارم؛ چرا شما اصرار دارید بگویید طلاق بد و قبیح است؟! آیا اگر زنی از ازدواجش ناراضی باشد بهتر است طلاق بگیرد یا خیانت و شوهرکشی کند؟
الماسی از تهران
تپش: ما سعی میکنیم با ارائه راهکارهای کارشناسی از وقوع طلاق جلوگیری کنیم.
من عاشق جامجم هستم، آنهم بهخاطر ویژهنامه تپش. خواندنی و پندآموز است.
محسن دادور از الشتر
تپش: ما هم عاشق شما خوانندگان همیشگی تپش هستیم.
ممنونم از زحمات شما به خاطر ضمیمه تپش. من یک دختر دبیرستانی دارم، خیلی از مطالب شما استفاده میکنم و نسبت به حوادث روز جامعه به او آگاهی و آموزش میدهم.
امیری از بروجرد
تپش: هدف ما در تپش آگاهی بخشی و پیشگیری از حوادث و آسیبهاست.
در مورد سرقت ،طلاق و اعتیاد بیشتر مصاحبه کنید تا جوانانی که به این دردهای سوزناک و سودای مرگ گرفتار شدهاند عبرت بگیرند.
مهرداد لوایی عیسیلو از آستارا
تپش: در هر شماره سعی کردیم در این باره گزارش یا سرگذشتی چاپ کنیم و با توجه به محدودیت صفحات بیش از این برای ما مقدور نیست.
از چاپ موضوع «پایان تلخ روابط نامتعارف»، بسیار سپاسگزارم. اگر امکان دارد، بیشتر در این مورد گزارش تهیه کرده و نظرات کارشناسان و مسئولان را چاپ کنید.
رضا – زنجان
تمام طول هفته منتظر پنجشنبهام که به خانه پدربزرگم بروم تا مطالب آموزنده تپش را بخوانم به دلیل شرایط کاری مقدور به خریدن نیستم. از زحمات بیدریغ تان بینهایت سپاسگزارم.
فائزه فاریابی از لاهیجان
تپش: فقط میتوانیم از ابراز لطف شما تشکر کنیم.
من هم یک معتاد هستم و اعتیادم به تپش است. به نظر من بیشتر مشکلات و آسیبها ریشه در بیکاری دارد.
ناصر عباسی از رباط کریم