حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آدرس را یادداشت کرد و سریع راهی محل حادثه شد. زن تنها در آپارتمانش در یک ساختمان چهار طبقه فوت کرده بود و اهالی کنجکاو مقابل در ساختمان ایستاده و درباره علت مرگ ساکن طبقه سوم صحبت میکردند. کارآگاه بدون توجه به شایعات جمعیت را شکافت و وارد ساختمان شد. دو سرباز مقابل در ورودی ایستاده بودند که یکی از آنها سروان را تا آپارتمان مورد نظر راهنمایی کرد. بوی نامطبوعی از داخل خانه به مشام میرسید و کارآگاه همانجا دریافت چند روزی از مرگ این زن گذشته است.
ماموران تمام پنجرهها را باز کرده بودند و یکی از همسایهها هم اسپند دود کرده بود اما همچنان بوی تعفن جسد، آزاردهنده بود. افسر تجسس کلانتری با مشاهده سروان به سمت او آمد و پس از سلام و احترام نظامی گفت: صاحبخانه مهری 62 ساله بود که به تنهایی در این خانه زندگی میکرد. او هیچ وقت ازدواج نکرده بود و از پنج سال قبل به این آپارتمان آمده و به تنهایی زندگی میکرد. به گفته اهالی، زن آرامی بود که گاهی فرزندان برادرش به او سر میزدند. امروز سینا یکی از برادرزادههای این زن برای دیدن عمهاش به اینجا میآید که به غیبت او مشکوک شده و پس از شکستن در وارد آپارتمان میشود. او با مشاهده جسد موضوع را به پلیس اطلاع میدهد.
پزشک جنایی جسد را معاینه کرده؟
بله. البته هنوز کارش تمام نشده
سروان ساعت ده شب با یکی از دوستانش قرار داشت. نگاهی به ساعتش انداخت. هنوز چهار ساعت وقت داشت و میتوانست در این مدت تحقیقات در صحنه را انجام دهد و به قرارش برسد. با راهنمایی افسر کلانتری به طرف اتاقی که جسد در آن قرار داشت، رفت. دکتر در حال معاینه بود. جسد مهری در حالی که مانتوی مشکی به تن داشت روی تخت بود. آثاری از به هم ریختگی در اتاق دیده نمیشد. دکتر پس از بررسی جسد گفت: حدود 70 ساعت از مرگ میگذرد و به نظر نمیرسد مرگ او طبیعی بوده است. باید در پزشکی قانونی معاینات تخصصی انجام دهم تا بتوانم علت اصلی مرگ را اعلام کنم.
سروان از اتاق خارج شد و از افسر کلانتری خواست سینا را برای تحقیق نزد او بیاورد. پسر جوان بسیار وحشت زده و ناراحت بود. قبل از اینکه سروان سوالی بپرسد گفت: عمهام در این خانه تنها زندگی میکرد. تا قبل از فوت پدرم، او به اینجا سر میزد و کارهای عمه مهری را انجام میداد اما بعد از مرگ پدرم من و خواهرم به اینجا میآمدیم. البته بیشتر من میآمدم. امروز وقتی به اینجا آمدم کسی در را باز نکرد. سابقه نداشت این وقت روز عمه مهری جایی برود. احتمال دادم زنگ خراب است با کمک یکی از همسایه وارد ساختمان شدم. وقتی به پشت در آپارتمان رسیدم، به بوی نامطبوعی که از داخل خانه میآمد مشکوک شدم در را شکسته و با جسد پیرزن روبهرو شدم.
آخرینبار چه زمانی اینجا بودید؟
سه روز قبل. حوالی عصر به اینجا آمدم. عمه مقابل در با یکی از همسایهها صحبت میکرد. من وارد آپارتمان شدم و او نیز لحظاتی بعد آمد.
کی اینجا را ترک کردید؟
حدود ساعت ده شب. شام را با هم خوردیم. او کمی قلب درد داشت. اصرار کردم بریم بیمارستان اما قبول نکرد. من هم وقتی دیدم خوابش برده آنجا را ترک کردم. اگر او را به بیمارستان برده بودم حالا براثر سکته نمیمرد.
چرا در این سه روز سراغی از او نگرفتی؟
مدتی است دچار مشکل مالی شدهام این چند روز هم درگیر آن بودم.
پس از بررسی آپارتمان، سروان مطمئن شد که این زن توسط خواهرزادهاش به قتل رسیده است. به همین خاطر دستور بازداشت او را از قاضی گرفت.
پاسخ معمای قتل در انبار
سروان با اشاره به دو دلیل زیر مجتبی و اشکان را به عنوان قاتل معرفی کرد.
1ـ خرابی دوربینها همزمان با قتل و اطلاع ندادن موضوع به مدیر فروشگاه.
2ـ مقتول کارگر منظمی بود و حضور دوستان او در انبار برای انحراف مسیر تحقیقات بوده است.
در مسابقه هفته گذشته 3208 نفر شرکت کرده بودند که 681 نفر پاسخ صحیح دادهاند و از میان آنها مریم طلوعی از تبریز به قید قرعه برنده شده است.
شما خوانندگان با اشاره به دو دلیل سروان میری، قاتل را معرفی کنید.
پاسخ خود را همراه نام و نام خانوادگی به شماره 300011224 پیامک کنید.
وحید شکری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....