پول مفت باعث شد دزد شوم

اشاره: میانگین سن اعضای گروه روی هم رفته به زور 20 سال می‌شود. کارشان زورگیری، سرقت به عنف و کیف‌قاپی است. از آخرین باری که دستگیر شده‌اند هنوز یک سال نگذشته است که این‌بار در طرح دستگیری سارقان و کیف قاپان در حوالی خیابان پیروزی دستگیر شده‌اند. به خاطر سن کم در میان دیگر باندهای تبهکار به باند «زی‌زی‌گولو» معروف هستند.
کد خبر: ۸۵۸۴۹۹

هر چهار عضو این باند سابقه‌دار بوده و چندبار طعم زندان را چشیده‌اند. در حاشیه آخرین طرح پلیس آگاهی با سردسته باند گفت‌وگویی را انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.

خودت را معرفی کن.

جواد 20 ساله هستم و تا دوم راهنمایی درس خوانده‌ام.

چرا درس نخواندی؟

دوست داشتم کار کنم. به جای نان خور بودن خواستم نان‌آور باشم.

چه کاری؟

فرقی نداشت. مکانیکی، تعمیر مبل و... همه جا کار کردم،اما در آخر‌ دزد شدم تا پول خوبی به دست بیاورم.

چرا دزد؟

من می‌خواستم راه ده ساله را در یک ماه بروم و به جای این‌که ده سال کار کنم تا به حقوق خوبی برسم تصمیم گرفتم دست به سرقت بزنم و یک ماهه هزینه ده سالم را در‌بیاورم.

چه شد به سمت سرقت آمدی؟

یکی از بچه‌محل‌های ما سارق است. وقتی فهمید مشکل مالی دارم پیشنهاد داد به همراهش به سرقت و موبایل‌قاپی بروم که من هم قبول کردم. چند ماهی با او کار کردم تا این‌که مرتضی شناسایی و دستگیر شد. بعد از این‌که دوستم به زندان رفت تصمیم گرفتم خودم با تشکیل یک باند به سرقت ادامه دهم.

اعضای باندت را چگونه انتحاب کردی؟

من دیگر برای خودم در میان سارقان شرق تهران اسم و رسمی داشتم، به همین خاطر به بهانه پول خوب تعدادی از دوستان و بچه‌محل‌هایم را فریب داده و با خودم همراه کردم. با تشکیل باندی چهار‌نفره با دو موتور دو‌ترک به سرقت می‌رفتیم.

چرا به باند شما «زی‌زی‌گولو» می‌گویند؟

چون سن ما کم است برخی سارقان سابقه دار برای مسخره کردن و این‌که هنوز برای این کار کوچک هستیم و باید برویم کارتون ببینیم به ما باند «زی‌زی‌گولو» می‌گویند.

سابقه دستگیری دارید؟

ما سه سال است که این باند را تشکیل داده‌ایم در این مدت من دو بار و حسن ، دیگر عضو باند یک بار دستگیر شده است.

تو به چه جرمی دستگیر شدی؟

مرا در آخرین طرح سال 93 به اتهام کیف‌قاپی دستگیر کردند. در روز طرح غافل از این‌که ماموران نامحسوس در خیابان هستند برای سرقت کیف با حسن به خیابان رفتیم که بعد از سرقت ماموران به دنبالمان آمدند و ما را شناسایی کردند اما به علت ترافیک خیابان موفق به فرار شدیم. اولش خوشحال بودیم که از دست پلیس فرار کردیم اما ساعت 4 صبح فردای روز سرقت ماموران وارد خانه‌مان شدند تا من را دستگیر کنند.

دستگیر شدی؟

من حواسم جمع است به همین خاطر فهمیدم که ماموران برای دستگیری من آمده‌اند و از راه پشت‌بام فرار کردم. ماموران تعقیبم کردند که هنگام فرار از طبقه سوم خانه همسایه ‌پایین پریدم که پایم شکست و دستگیر شدم. هنوز هم پایم با گذشت نزدیک به 9 ماه کامل خوب نشده است.

چند ماه زندان بودی؟

به جرم سرقت تلفن همراه سه ماه در زندان بودم که ده روز قبل آزاد شدم.

بعد از ده روز دوباره دستگیر شدی؟

بعد از آزادی سریع باندی تشکیل دادم که از شانس بد ما پلیس آگاهی طرحی را اجرا کرد و ما دستگیر شدیم.

این بار به چه جرمی دستگیر شدی؟

سرقت از مشتریان بانک‌های شرق تهران.

چرا شگردت را تغییر دادی؟

بالاخره که دستگیر می‌شدم، می‌خواستم با این روش حداقل پول خوبی به‌دست بیاورم که در برابر ریسک درگیری ارزش داشته باشد.

چگونه سرقت می‌کردی؟

حسن اقدام به زاغ‌زنی در داخل بانک می‌کرد و بعد از این‌که طعمه از بانک خارج می‌شد در یک لحظه چهار نفری در مکانی خلوت سد راهش می‌شدیم و با تهدید قمه پول‌هایی را که از بانک گرفته بود سرقت می‌کردیم.

در این مدت چه تعداد سرقت انجام دادید؟

در این ده روز که آزاد بودم هشت بار سرقت کردم و 12 میلیون تومان به جیب زدم. این روش سرقت بسیار خوب و پولساز بود.

اما ده روز بیشتر دوام نداشت.

قبول دارم ریسک سرقت از مشتریان بانک بسیار بالاست، اما هنوز هم می‌گویم میزان سرقت به حبس‌اش می‌ارزد.

چند سال به این اتهام به زندان می‌روی؟

فکر کنم سه ماه دیگر دوباره من را آزاد کنند و من در خانه باشم.

چطور دستگیر شدی؟

یکی از مشتریان بانک که حسن زاغ‌ زده بود، پلیس بود. وقتی او را تعقیب کردیم و قصد سرقت داشتیم ماموران آمدند و با ما درگیر شدند و وقتی قصد سرقت از ماموران را نیز داشتیم آنها اسلحه کشیدند و ما را دستگیر کردند.

تو قرار نبود نان‌آور خانواده باشی؟!

نمی‌دانم به مادرم چه بگویم. شرمنده او هستم و دیگر روی برگشت به خانه را ندارم. من به جای جبران زحماتش دوباره زحمتی برای او شدم .

حرف آخر...

وقتی مزه پول مفت با کار کم زیر زبانت برود باور کنید که دیگر به سمت کارهای پر‌مشقت نمی‌روی و فکر می‌کنی چرا زحمت زیاد و یک حقوق بخور و نمیر، کم کار می‌کنم اما پول زیاد در‌می‌آورم. اما هیچ چیزی بهتر از این نیست که سرت را بدون دغدغه شب‌ها روی بالش‌ بگذاری...

مجید غمخوار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها