پاسخ موسسه تنظیم و نشر آثار امام در خصوص نقش مردم در جمهوری اسلامی ( (
برای شفاف ساختن محل بحث نکته دومی نیز وجود دارد که به آن اشاره میکنم: یکی از نمایندگان محترم تهران که اتفاقا از چهرههای فرهیخته حوزه و دانشگاه میباشند
کد خبر: ۸۵۵۳۳
و نگارنده چند سالی افتخار کسب دانش در موضوع فلسفه غرب و کانت از محضرشان در دانشگاه را داشتهام در دفاع از شخصیت آیتالله مصباح یزدی با اشاره به اینکه هنوز سخنان چالش برانگیز اخیر ایشان را نخواندهاند و با تاکید بر عدم قبول اظهارات منسوب به شاگرد ایشان، به منتقدان اشکال گرفتهاند که نظریه نادرست شاگرد چه ربطی به استاد ایشان دارد؛
پاسخ آن است که اظهارات جناب آقای غرویان چیزی جز توضیح عین نظرات آقای مصباح یزدی در سالهای گذشته که در چند مرتبه در سخنرانیهای قبل از نماز جمعه تهران و سایر مراکز ایراد فرمودهاند نمیباشد. تشکیک درباره عدم اصالت جمهوریت نظام و عدم اصالت میزان بودن رای ملت و مقطعی و اضطراری بودن طرح موضوع جمهوریت و اتکاء به رای مردم در سالهای اول انقلاب را جناب آقای مصباح یزدی برای اولین بار در گذشته مطرح فرمودهاند و آقای غرویان اکنون مجددا به بازگویی و شرح آن پرداختهاند ضمن آنکه نتیجه حاصل بیانات اخیر آقای مصباح (در هفتهنامه پرتو) نیز چیزی جز همین مدعیات آقای غرویان نخواهد بود.
در عین حال منتقدان نیز به نقل و نقد سخنان هر دو پرداختهاند.
سخنان قبل و اخیر آقای مصباح یزدی به صورت خلاصه و نقل به مضمون به این گزینهها ختم میشود:
در حکومت اسلامی رای مردم هیچ اعتبار شرعی و قانونی ندارد، نه در اصل انتخاب نوع نظام سیاسی کشورشان و نه در اعتبار قانون اساسی و نه در انتخاب ریاست جمهوری و انتخاب خبرگان و رهبری. ملاک اعتبار قانونی و شرعی در این امور و در اصل حکومت منحصر به یک چیز است وآن "رضایت ولی فقیه است" اگر در جمهوری اسلامی از زمان امام تاکنون سخن از انتخابات بوده است صرفا به آن دلیل پذیرفتنی است که ولی فقیه مصلحت دیده فعلا انتخابات باشد و نظر مردم هم گرفته شود. چرا که اگر نظر مردم گرفته شود بهتر تمکین و اطاعت میکنند رایگیری و نظرخواهی از مردم صرفا تابع یک ضرورت و مصلحت موقتی بوده است و ولی فقیه حق دارد و میتواند هر زمان که اراده کند و مصلحت بداند نوع دیگری از حکومت را که در آن چه بسا اصلا به رای مردم مراجعه نشود انتخاب کند، مشروعیت حکومت نه تنها تابع رای و رضایت ملت نیست بلکه رای ملت هیچ تاثیر و دخالتی در اعتبار آن ندارد. تغییراصول قانون اساسی و سایر قوانین و تغییر شرایط و آییننامه مجلس خبرگان رهبری و تمامی امور از این دست صلاحیت و اعتبارش تماما در ید قدرت ولیفقیه است چه مبتنی بر رای مردم باشد یا نباشد.
نکته جالبتر آنکه در نظر ایشان:
حتی در آنجا که ولی فقیه فعلا تشخیص داده است که مردم به قانون اساسی رای بدهند یا در انتخاب رییس جمهورشان شرکت کنند در اینجا نیز به نظر ایشان ولی فقیه دستور میدهد به مردم که رای بدهید و به چه چیزی و به چه کسی به عنوان رییسجمهور رای بدهید، مردم هم شرعا و قانونا باید اطاعت کنند ملاک رضایت اوست. فرد غیر مورد نظر او اگر در انتخابات ریاست جمهوری و سایر موارد انتخاب شود حکومتش طاغوتی است و نامشروع. وجوب اطاعت بیچون و چرای مردم در بود و نبود انتخابات منحصر به قانون اساسی و ریاست جمهوری نیست حتی در نوع و مدل حکومت که جمهوری باشد یا غیر جمهوری و در انتخاب حاکم و ولی فقیه نیز مردم و رای آنان منشا هیچ اثر معتبر شرعی و قانونی نیست. ولی فقیه که کشف شد تبعیت از او واجب میشود و در کشف او نیز رای مردم فاقد اعتبار است. مهم کشف اوست از هر راهی که باشد حتی اگر تمام یا اکثریت ملت مخالف باشند او حاکم است. حکومت از آن اوست و حکمش نافذ است.
آنچه که مهم است اینکه آقای مصباح یزدی این برداشت از ولایت فقیه و بیاعتباری رای مردم را به امام خمینی نسبت داده است.
مقاله حاضر درصدد آن است که بررسی کند آیا در قاموس فرهنگ و اندیشه امام خمینی این نگرش تایید میشود و آیا برداشت ایشان از مواضع امام در باب حکومت و ولایت و رای مردم منطبق با آراء و عمل امام خمینی است یا دقیقا در تضاد آشکار با این نظریه قرار دارد.
نکته جالبتر که در آخرین سخنرانی آقای مصباح به چشم میخورد نظر وی بر کفر و شرک کسانی است که قائل به اصالت "جمهوریت" در کنار "اسلامیت" نظام شدهاند!
و اما درباره اظهارات آقای غرویان توضیح یک نکته درباره روندی که منجر به اظهارات اخیر ایشان شده است ضروری میباشد. اولین باری که آقای مصباح یزدی در مراسم نماز جمعه تهران رای خود را درباره حکومت اسلامی و بیاعتباری نظر مردم و رای اکثریت در مشروعیت حکومت مطرح کرد و سخن از لزوم تغییر اصل مربوط به ولایت فقیه و توسعه اختیارات ولایت فقیه در قانون اساسی راند با اعتراضات گستردهای مواجه شدند.
از جمله نگارنده در مقالهای مفصل عین نظریات امام خمینی درباره اتکاء نظام جمهوری اسلامی به رای مردم را بازگو نمودم. پذیرش نظریه ایشان با مانعی جدی یعنی عمل و آراء امام خمینی مواجه گردید. این سوال اساسی فراروی ایشان و همفکرانشان مطرح شد که اگر واقعا آنگونه که شما میگویید حکومت اسلامی نسبتی با جمهوریت و تاثیر رای مردم ندارد و مشروعیت آن از آغاز تا انجام فقط به اراده یک نفر وابسته است پس آنهمه سفارشات فراوان و صریح امام خمینی در اینکه میزان رای ملت است و اساس جمهوری اسلامی متکی به رای مردم است و نوع حکومت نیز جمهوری اسلامی است نه مدل دیگر، چه میشود؛ مهمتر از آن اقدام عملی امام است که نه تنها در مقام نظریهپردازی و سفارش بلکه در عمل نیز با آنکه اکثریت قاطع ملت ایران از دل و جان تابع نظر او بودند و از چنان محبوبیت و اقتدار مردمی برخوردار بود که هر مدلی را که پیشنهاد میداد مردم میپذیرفتند ولی ایشان فقط بر جمهوری اسلامی تاکید کرد و آن را با رای مردم در رفراندوم مستقر ساخت و قانون اساسی نیز با حضور نمایندگان مردم و رای آنان و نهایتا رفراندوم مردمی تصویب شد و امام در عمل نیز در تمامی ارکان نظام متکی به رای مردم بود.
دیوار بلند سخنان امام درباره رای مردم و عمل آشکار ایشان در همین رابطه مانعی بزرگ بر سر راه پذیرش نظریه آقای مصباح محسوب شد، از آن زمان حضرات آقایان کوشیدهاند تا با نظریهپردازیهای مختلف به توجیه و رفع این مانع بپردازند.
اظهارات اخیر آقای غرویان دقیقا در همین راستا میباشد، خلاصه و چکیده اظهارات ایشان در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا این است که "جمهوریت" یک مقوله غربی و وارداتی است. نظام مطلوب امام خمینی جمهوریت نبوده است.
ایشان به خاطر شرایط سالهای اول انقلاب و در مقابل سوال خبرنگاران ناگزیر از بکاربردن لفظ جمهوری شدند. میزان بودن رای ملت نیز یک قضیه حقیقیه مورد تایید واقعی امام نیست. ایشان برای خاموش کردن زبان مخالفین در آن روزها این جمله را فرمودهاند و نظر واقعی امام آن نیست که میزان رای ملت است بلکه میزان در همه امور و حتی اصل حکومت نظر و رای ولی فقیه است و مدل مطلوب حکومت نیز حکومت اسلامی است نه جمهوری اسلامی.
آقای غرویان در مصاحبه خویش با اشاره به سابقه موضوع و مقاله قبلی نگارنده میگوید "اگر امام واقعا به رای مردم متکی هستند و مشروعیت را از رای مردم میگیرند، باید میگفتند که هرچه رای مردم باشد آن را میپذیرم و قبول دارم".
مصاحبه ایشان صراحتا کوششی است برای بافتن فلسفهای که طی آن عمل و سخنان امام در مسیری توجیه شود که تاکید ایشان بر جمهوریت و نقش رای مردم منحصر به یک دوره خاص در آغاز انقلاب و بخاطر شرایط اضطراری آن سالها بوده و نظر و عقیده امام چیز دیگری است.