شاید یکی از اصول بسیار اساسی در انتخاب همسر، توجه داشتن به وجود حداکثر شباهتها بین زوجین است. هرچه میزان شباهت بین زن و شوهر در ابعاد مختلف زیاد باشد، میتوانیم تضمین کنیم که زندگی زناشویی آنها از تحکیم و دوام بیشتری برخوردار خواهد بود. اصل شباهت، یکی از اصول مهم در زندگی مشترک است و جدای از تشابه در ویژگیهای شخصیتی، تشابهات فرهنگی، تحصیلات، مالی و اقتصادی، جزو چهار اصل بسیار مهم است و هرچه میزان شباهت بیشتر باشد، به همان اندازه خیال ما از نظر پیدایش اختلاف میان زوجین آسوده خواهد بود. بعد از تشابهات شخصیتی، نکته دیگری که در زمان ازدواج باید به آن توجه داشت، تشابه فرهنگی است، اما در دل این فرهنگ چه مولفههایی وجود دارد؟ در این فرهنگ، نحوه لباس پوشیدن و باورها و اعتقادات، فاکتورهایی است که هر کدام به تنهایی این قدرت را دارد که روی رابطه زوجین تاثیر بگذارد. بحث باورهای مذهبی و دینی هم بسیار مهم است و موضوعی نیست که بتوان آن را مورد بیتوجهی قرار داد. در کنار مسائل مذهبی، یکی دیگر از مولفههای تشکیلدهنده فرهنگ، بحث آداب و رسوم است. فرض ما بر این است که هر فرهنگ و قومیتی و هر فردی که وابسته به شهری در یک کشور است، آداب و رسوم خودش را دارد. بعضی از قومیتها آداب و رسوم ویژهای در مسائل مختلف از جمله ارتباط بین فردی و نحوه ارتباط با خانواده همسر دارند و در این بین هرچه شباهتها به هم نزدیک باشد، به همان اندازه خیال ما از ایجاد بحث میان زوجین راحتتر خواهد بود. تفاوت بعدی که در ازدواج مورد تائید است، شباهت طبقه مالی و اقتصادی است. بعضی جوانان میگویند که من دنبال دل خوش هستم و تکهای نان، اما باید توجه داشته باشیم که واقعیتسنجی بخشی از رشد یک انسان است. کسانیکه اینطور صحبت میکنند، بخش واقعیتسنجیشان آسیب دیده است. دختری که زندگی مرفه و خانه و لباس و زندگی آنچنانی داشته، حتی برای تصویر خودش هم آسیب زننده است که با مردی ازدواج کند که چیزی ندارد و تازه میخواهد از صفر شروع کند. این مساله در شکل واضح «من راضی نیستم» خودش را نشان نداده و ممکن است با علائم اضطراب، بیمیلی جنسی و... برونریزی کند. بنابراین تطابق طبقه اقتصادی و فرهنگی ضروری است و تا جاییکه میتوانیم قبل از ازدواج باید احتیاط کنیم.
لیلا بهنام - روانشناس