یادداشت

چرا بنا؟ چرا ولاسکو ؟

کی‌روش روزی به اوج محبوبیت رسید که بزرگ‌ترین ریسک را در طول زمان حضورش در ایران انجام داد. یادتان هست که دو بازی حساس داشتیم در راه جام‌جهانی و ایران مشکل دروازه‌بان داشت.
کد خبر: ۸۳۴۹۰۳

کی‌روش، مهدی رحمتی را کنار گذاشت؛ حتی به قیمت از دست دادن تمام اعتبارش، پای تصمیمش ایستاد و تیم را بدون بهترین دروازه‌بان آن روزهای فوتبال ایران به جام‌جهانی رساند. از همان روز دیگر این پیام در تمام اردوهای تیم ملی ایران با هدایت کارلوس کی‌روش ثبت شده که: «ناز هیچ‌کس خریدار ندارد، حتی شما ستاره عزیز»... کی‌روش هر ایرادی داشته باشد و اگر هیچ کاری هم نکرده باشد، این خدمت را به تیم ملی فوتبال ایران کرد که دیگر در تیمش تافته جدا بافته یافت نمی‌شود.این روزها حجم انتقاد از اسلوبودان کواچ و احد پازاج بالا است. گفته می‌شود که این دو چون از ستارگان تیم خود بزرگ‌تر نیستند، نمی‌توانند اشراف کامل بر تیم داشته باشند.

به همین دلیل جای خالی محمد بنا و خولیو ولاسکو حس می‌شود. دلیل آن هم پر واضح است، نمودار پیشرفت شیب نزولی گرفته، اماچرا محمد بنا؟ چرا ولاسکو؟...این سوالی است که ورزش ایران باید به آن طور جدی پاسخ دهد.شاید آن چه در ناخودآگاه همه یک آرزوست، بازگشت به زمان اقتدار سرمربی و افول بازیکن سالاری باشد.همان اقتداری که یکی از عوامل محبوبیتِ کارلوس کی‌روش در تیم ملی ایران است .

شایعه‌ها این روزها زیاد است، هم در مورد تیم ملی والیبال و هم در مورد تیم ملی کشتی فرنگی ... این که بازیکنان والیبال سرمربی خود را قبول ندارند، این که زمان تمرینات را بازیکنان تعیین می‌کنند و حتی بازیکن به تیم تحمیل می‌کنند، این که در اردوی فرنگی حتی در تعیین اتاق‌ها هم کشتی‌گیر درجه یک و کشتی‌گیر درجه 2 داشتیم و ... این‌که هر دو مربی آن قدر بر تیم‌های خود مسلط نیستند که در مواقع لزوم داد و فریاد راه بیاندازند و...

ورزش مستثنا نیست، اقتدار سرمربی هم مثل اقتدارهای دیگر از ریشه‌های مرسوم سرچشمه می‌گیرد. این اقتدار در بعد ورزشی یا اقتداری کاریزماتیک است، یعنی سرمربی آن‌قدر جذبه شخصی دارد که می‌تواند همه تیمش را زیر نظر داشته باشد. یا اقتدار، اقتداری سیستماتیک یا مبتنی بر ساختار است، یعنی تمام ورزشکاران می‌دانند از این نظر که سرمربی، در جایگاهی بالاتر قرار دارد، به نظرات او احترام می‌گذارند. هر چند که در عمل ریشه‌های اقتدار در ورزش از هردو سرچشمه می‌گیرد.

ایرادی که در ورزش ایران بسیار مشهود است، این است که در حوزه عمل، به آن سطح از حرفه‌ای گری نرسیده ایم که برای اقتدار سیستماتیک حرمت قائل باشیم و کاریزما آن هم با تعریفی خاص، تنها دلیل تسلط سرمربی بر تیمش است. برای همین است که در هر باختی یاد مربیانی چون محمد بنا، ولاسکو و در زمان‌های دورتر علی پروین می‌افتیم ...گویا در این جا مربی همواره باید ثابت کند که کت تن کیست.

افشین خماند

دبیر گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها