باز هم انتخاب نادرست همسر ....

دکتر پرویز رزاقی/ روان‌شناس: وجود مشکل بین زوجین در زندگی مشترک یک امر طبیعی محسوب می‌شود. ولی اگر مرد یا زن کسی را برای زندگی انتخاب کرده که معیارهای درست و لازم را برای زندگی ندارد، در زندگی مشترک خود با مشکلاتی مواجه می‌شوند که با بچه دار شدن‌های متعدد نیز حل و مرتفع نمی‌شود. چون اساس و پایه انتخاب نادرست و غلط است.
کد خبر: ۸۳۳۸۹۴

گاهی وقت‌ها وجود این مشکلات، ریشه‌های عمیقی به خود گرفته است. مثل فردی که در یک خانواده از هم پاشیده و از هم گسسته رشد و نمو پیدا کرده باشد. به طور مثال پدر در مسیر بزرگ شدن مرد یا زنی که به عنوان همسر در زندگی فرد دیگری حضور پیدا کرده، حضور مفید و مستمر نداشته یا این‌که حضور کمرنگی داشته است یا در خانواده تنش وجود داشته و همراه با فرد تا سنین بزرگسالی ادامه پیدا کرده است. با این روند، این مشکلات به صورت عقده‌های تثبیت شده روانی در می‌آید و در زندگی مشترک خود را نشان می‌دهد، چون عمق مشکل زیاد بوده است. در این شرایط به طور قطع بچه‌دار شدن راه‌حل مناسبی برای حل مشکل و پایان دادن به مشکلات ریشه‌ای نخواهد بود. بنابراین اگر فرد چندین بچه هم داشته باشد، باز هم مشکلات زندگی حل نخواهد شد. در ازدواج‌های سنتی نیز ما این مشکل را می‌بینیم. در این نوع ازدواج‌ها اصول انتخاب همسر رعایت نشده و در جریان زندگی مشترک، همسر با مشکل مواجه می‌شود و حالا اگر فرزندان متعددی هم متولد شوند، مشکلات‌شان رفع نخواهد شد.

چرا بچه‌دار شدن پیشنهاد می‌شود؟

این مساله نشات گرفته از یک نظام فکری سنتی است. چون زندگی آنها بر اساس گذشت بود و با این‌که خطای همسر خود را دیده‌اند، اما از آن چشمپوشی کرده و تصورشان این بود که باید از شوهر اطاعت کرد و شوهر یعنی قلدری و زن یعنی فرمانبری. این دسته از افراد یا نیازهای خود را نشناخته یا شناخته‌اند، اما بهایی به آن نداده‌اند. اما نسل جدید ما با این‌گونه روش‌های سنتی هماهنگ نیست و به نیاز احساسی خود بها می‌دهد. چون نیازهای خود را می‌بیند و برای آنها اهمیت قائل است، به روش سنتی عمل نخواهد کرد.

آینده‌ای تیره و تار در انتظار فرزندان

فرزندانی که در چنین خانواده‌هایی متولد می‌شوند و رشد می‌کنند، همان عقده‌ها و مشکلات شکل گرفته در ساختار روانی را در زندگی خود پیاده می‌کنند. اگرچه چند صباحی ممکن است پدر و مادر به خاطر فرزند یا فرزندان خود کوتاه بیایند، گذشت کنند و از اختلافاتی که بین‌شان وجود دارد چمشپوشی کنند، ولی رفته رفته فرزندان درگیر مشکلات پدر و و مادر خود خواهند شد. بنابراین مشکل باید به صورت ریشه‌ای حل شود تا به یک وجه درست در زندگی مشترک برسند. ضمن این‌که بچه‌هایی که در این خانواده‌ها متولد می‌شوند، اعتماد به نفس خود را از دست خواهند داد و از نظر روانی دچار مشکل می‌شوند. حداقل سلامت روانی را خواهند داشت و ممکن است در موقعیت‌های تحصیلی و شغلی دچار مشکل شوند و در ارتباطات اجتماعی خود ضعیف عمل کرده یا پرخاشگرانه با مسائل برخورد کنند. در کنار اینها تعاملات خوبی نیز با دیگران نداشته و ضعیف عمل می‌کنند و احساس رضایتمندی برای این افراد به دست نخواهد آمد.

طلاق آخرین راه‌حل است؟

در چنین مواردی طلاق آخرین راه‌حل نیست و قبل از اقدام به هرکاری می‌توان ابتدا به یک مرکز مشاوره مراجعه کرد و با کمک روان‌شناسان، تنش‌های موجود میان زوجین را به حداقل رساند و درمان کرد. اما در صورتی که با وجود مشاوره تنش‌ها باز هم کاهش پیدا نکرد، اینجا آخرین راه‌حل موجود جدایی است. اما در اغلب موارد و در اتاق‌های مشاوره، مشاوران ما موفق عمل می‌کنند و بالای 85 درصد زوج‌هایی که با مشکل در زندگی مواجه هستند، دوباره به کانون گرم خانواده برمی‌گردند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها