بازار نازیآباد در یک خیابان عریض و مصفایی شکل گرفته مغازههای متعددی را کنار همدیگر نشانده است. درختان بلند و قطور از قدمت این خیابان حکایت میکنند. غالب مغازهها لباسفروشی هستند؛ لباسهای خانگی و مجلسی. البته همه چیز هم منحصر به لباس نیست، طلا و جواهر و کفش و کیف هم هست و البته معدود سوپرمارکتها و غذاخوریهایی که لابهلای این همه مغازه رنگارنگ احتیاجات محلیها و مردم خریدار را برطرف میکنند. برعکس مراکز خرید دیگر اینجا چندان از رستورانها و کافیشاپهای شیک خبری نیست، فقط چند فستفودی ساده و چند بستنی و آبمیوهفروشی که یکیشان از بقیه معروفتر است. بستنیفروشی گلنظر که نبش خیابان شهید رجایی قرار دارد و اگر چه شکل و شمایل خیلی شیکی ندارد ولی مشتریان پروپاقرص خود را دارد و در تابستان یکی از مکانهای شلوغ محل است. بازار اول و دوم نازیآباد در خیابان مدائن یا شهید بابایی قرار دارند و یکی از مراکز مهم خرید این منطقه و مناطق همجوار است. اجناس اینجا برند یا خیلی گران نیست و شما میتوانید با کمی گشتن لباس مورد نظر خود را با قیمت بسیار مناسب بیابید.
نازیآباد از مناطق قدیمی تهران است که نامش از زمان قاجار در کتابهای تاریخ تهران آمده است. میگویند قدیمها اینجا روستایی با نام نازخاتون بوده با زمینهای کشاورزی وسیع که ناصرالدینشاه به همسرش امینه اقدس و بعد از او به برادرش ملیجک بخشیده است. اما آنچه از تاریخ این محله برمیآید شکلگیری آن به سال 1330 ـ 1335 برمیگردد. نام بخشهای مختلف محله، یکجورهایی تاریخچه محله هم محسوب میشود؛ مثل محله چهارصد دستگاه که گفته شده توسط آلمانیها ـ که برای ساختن راهآهن آنجا بودند ـ ساخته شده است. چهارصد دستگاه نسبت به مناطق دیگر نازیآباد از نظم ساختاری بیشتری برخوردار است و عجیب اینکه بعضی محلیها معتقدند نام نازیآباد از ساکن شدن نازیها در این بخش از محله اقتباس شده است. یا مثلا بخش دیگر محله، هزار دستگاه است که در زمان زلزله بوئینزهرا به منظور اسکان زلزلهزدگان بدون رعایت اصول و ضوابط شهری ساخته شده و پر است از خیابانهای درهم با خانههای کوچک به هم چسبیده. این منطقه بعدها به گارد شاهی داده شده و البته هنوز هم بعد از سالها بافت ساختمانهایش چندان تغییر نکرده است.
در دیگر بخشهای نازیآباد اما تغییرات شگرف بوده و چیزی از بافت قدیم باقی نمانده است. با این حال ولی محلیها هنوز این مناطق را با نام قدیمشان میشناسند؛ مثل کوچه درختی که دیگر درختی در آن باقی نمانده یا ایستگاه چیتبافی که در آن اثری از کارخانه چیتبافی نیست. یا مثلا ایستگاه برق یا پل پیچ گلاب دره و کشتارگاه که این آخری مدتهاست به فرهنگسرا تبدیل و جزو لاینفک محله شده است، با تمام امکانات فرهنگی از سالن سینما، تئاتر و گالری گرفته تا کلاسهای آموزشی هنری و مکانهایی تفریحی و ورزشی. اما جای خالی دو سینمای قدیمی شرق و فردوسی خیلی وقت است که در محله احساس میشود.
محله نازیآباد مثل اکثر مناطق تهران عوض شده و دیگر از هیاهوی بچهها در زمینهای خاکی و کوچه پسکوچههای تنگ خبری نیست. بچههایی که خیلی از آنها مردان برومند و آبروی محل شدهاند؛ مثل عباس غفاری و اکبر عبدی بازیگر، ساعد باقری و معدل شیرازی شاعر، اسدالله امرایی مترجم یا ورزشکارانی چون امیر قلعهنویی، فرشاد پیوس، مهدی فنونیزاده و خیلیهای دیگر. اینها همه همان بچههایی بودند که روزی صدای هیاهویشان محله را
پر میکرد.
دبیرستانهای قدیمی عدل و الهی هم خیلی از جوانان را برای انقلاب و جنگ آماده کردهاند. سیلوی نازیآباد و مسجد رسول و حسینیه حجت هم از جمله مکانهای قدیمی نازیآباد هستند که یکجورهایی شناسنامه این محله شدهاند. نازیآباد با شاخصههایی از جمله مرکز خرید بزرگ جنوب تهران، بزرگترین فرهنگسرای تهران و فضای سبز فراوان و تقدمش در دسترسی به گاز شهری در تهران، نسبت به محلات مجاور خود یک سر و گردن بالاتر و مرفهتر است. هر چند محلاتی مانند تهخط نازیآباد و گلابدره از نظر بافت فرسوده و ساختار اجتماعی با بخشهای دیگر این محله متفاوت هستند. محله نازیآباد در محاصره بزرگراههاست. از جنوب بزرگراه آزادگان، از شرق شهید رجایی، از شمال بعثت و از غرب به بزرگراه تندگویان میرسد. همین مساله سهولت دسترسی به این محله را به دنبال دارد. با این حال اگر قصد استفاده از اتوبوس یا مترو را دارید باید بدانید مترو علیآباد با فاصله نهچندان دور، نزدیکترین خط به نازیآباد است و شما میتوانید در ایستگاه علیآباد با اتوبوسهای خانیآباد و شکوفه که از این محل عبور میکنند خود را به نازیآباد برسانید. اما خطوط اتوبوس زیادی از نازیآباد میگذرد که شاید انتهایشان نازیآباد نباشد، ولی با گذشتن از آن شما را براحتی به مقصد میرساند. مانند اتوبوسهای خطوط انقلاب ـ شهرک وصال و خانیآباد ـ پارکشهر.
اکرم بیگی