حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
زن جوان وقتی روبهروی قاضی عموزادی، رئیس شعبه 268 دادگاه خانواده قرار میگیرد، در مورد علت درخواست طلاقش میگوید: تازه سه ماه بود با بهروز ازدواج کرده بودم که بهروز به مسافرت رفت. بعد از رفتن او مادرشوهرم به خانه ما آمد و شروع کرد به بهانهگیری و مرتب دعوا راه میانداخت. سر هر چیز کوچکی اشک من را در میآورد. شب و روزم را سیاه کرده بود و هر روز به خانه ما میآمد و از همه چیز ایراد میگرفت. تا اینکه بعد از سه روز دوباره دعوا را شروع کرد و اینبار مرا به باد کتک گرفت. او آن روز حسابی مرا کتک زد و از خانه بیرونم کرد. به من میگفت باید از خانه پسرم بیرون بروی. من هم همان روز از خانه بیرون آمدم و چون پدر و مادرم در شهرستان زندگی میکنند به خانه دوستم رفتم. فردای آن روز فقط برای اینکه بهروز را بترسانم به دادگاه رفتم و از مادرشوهرم شکایت کردم و گفتم که میخواهم جدا شوم.
زن در حالی که گریه میکند، ادامه میدهد: من شوهرم را دوست داشتم و نمیخواستم از او جدا شوم ولی بهروز مرا شوکه کرد. او وقتی شنید که درخواست طلاق داده ام خیلی راحت گفت باشه از هم جدا میشویم. حتی وقتی شنید که مادرش مرا کتک زده به من گفت من دخالتی نمیکنم میل خودت است اگر میبینی نمیتوانی زندگی کنی طلاق بگیر. باورم نمیشد که او به همین راحتی بخواهد از من جدا شود. ما فقط سه ماه با هم زندگی کرده بودیم که این اتفاق افتاد. حالا هم اسیر دادگاه شدهام و شوهرم حتی جواب تلفنم را نمیدهد.
بعد از صحبتهای این زن، شوهرش نیز به قاضی میگوید: آقای قاضی من تحمل زن بهانهگیر را ندارم. او زیادی موضوع را بزرگ کرد و هردویمان را اسیر دادگاهها کرده است. اگر میگویم هرکاری خودت دوست داری انجام بده برای این است که نمیتوانم او را مجبور به ادامه زندگی کنم و بعد از آن هرچه بشود بخواهد مرا عذاب بدهد. برای همین اگر دوست دارد جدا شود من مخالفتی ندارم.
در پایان وقتی قاضی اصرار این زوج را برای جدایی میبیند، رسیدگی به این پرونده را به آینده موکول میکند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....