نگاهی به فیلم «نطفه شوم» به بهانه توزیع در نمایش خانگی

جذابیتی، بدون منطق دراماتیک

در همان نگاه اجمالی و اولیه می‌توان تشخیص داد که با یک تله‌فیلم ازتولید به مصرف مواجه هستیم که نگاهی به گیشه داشته و نگاهی هم به مخاطب‌شناسی ایرانی و علاقه‌اش به ملودرام‌های خانوادگی.
کد خبر: ۸۱۱۹۳۰

قصه تکراری است، اما واجد جذابیت دراماتیکی و تعلیق‌آفرینی بالقوه. این‌که زوج بچه‌دار نمی‌شوند و این به بحران در روابط و مناسبات زناشویی آنها تبدیل شده را در خیلی از فیلم و سریال‌ها دیده بودیم، البته وصل کردن این قصه به مساله لقای مصنوعی این قصه تکراری را در موقعیت پیچیده و تازه‌تری قرار داده است، هرچند این وجه ماجرا کمتر در بستر درام به تصویر کشیده شده. با این حال فرض را بر این می‌گیرم که مخاطب نسبت به لقای مصنوعی آشنایی دارد، اما ماجرا خیلی به این مساله کاری ندارد بخصوص این‌که رضا با لقای مصنوعی برای باردار شدن یلدا مخالف است، اما آنچه به نقطه عطف بحران و در پایان به نقطه رمزگشایی از این معما بدل می‌شود مساله فالگیر و تمهیدات او برای باردار شدن یلداست. اگرچه داستان به گونه‌ای روایت می‌شود که برای مخاطب چندان معماگونه نیست و از همان ابتدا می‌توان تشخیص داد که چه اتفاقی افتاده است. انگار کارگردان دارد چیزی را از مخاطبان پنهان می‌کند، اما نشانه‌ها و کدهایی را در جای‌جای قصه می‌گذارد که به نوعی رمزگشایی زودهنگام صورت می‌گیرد. در واقع مخاطب متوجه می‌شود برخی موقعیت‌هایی که به قصد ایجاد تعلیق چیده شده قرار است بعدا جهت غافلگیری خودش مورد استفاده قرار بگیرد. موقعیت وکیل که باید تابع قانون باشد و استدلال که در واقع سویه عقلی این موقعیت است و از سوی دیگر نقش پدرشوهر بودن که سویه عاطفی او را برجسته می‌کند. این موقعیت متضاد و اساسا سکانس‌های دادگاه واجد التهاب و جذابیت‌های دراماتیکی است، اما از سوی دیگر کشاندن یک مساله خصوصی و خانوادگی به دادگاه برای محکوم کردن عروس چندان هم منطقی یا دست‌کم باورپذیر به نظر نمی‌رسد بویژه برای خانواده ایرانی که حیثیت و آبروی خانوادگی برای او اهمیت مضاعفی دارد. معمولا در چنین مواقعی مردم تمایل به پنهانکاری دارند تا کشاندن مساله به دادگاه و فضای عمومی.

واقعیت این است که نطفه شوم فاقد منطق روانشناختی است و در پردازش شخصیت‌ها کم‌کاری می‌کند. مثلا این‌که ناگهان رضا به دلیل ضربه روحی از قصه حذف می‌شود و حتی در سکانس‌های مربوط به دادگاه که یک پای قضیه اوست هیچ حضوری ندارد یا یلدا به عنوان یک زن ایرانی آن هم به دلیل چنین تهمتی دست‌کم با خانواده خود بویژه خواهر و مادرش به درد دل نشسته و رازش را می‌گوید تا کار به جاهای باریک‌تری مثل دادگاه نکشد. فیلم از یک ساده‌انگاری دراماتیک رنج می‌برد، فریب‌خوردن از دعا فروش و فالگیر و جادو جنبل‌های آنها البته خیلی اتفاق می‌افتد، اما در قاب تصویر مهم چگونگی روایت و نمایش دادن آن است که اگرچه می‌توان پذیرفت به دلیل برخی محدویت‌های نماشی چندان ساده نیست، اما برای کسی مثل یلدا که زن مدرن و تحصیلکرده‌ای است کمی عجیب به نظر می‌رسد. با این حال فیلم تا حدودی در خلق فضای تراژدیک و موقعیت شکننده یلدا در یک‌سوم پایانی موفق است و در حد یک فیلم نمایش خانگی واجد کشش لازم برای جذب مخاطب است. کاش این جذابیت با منطق دراماتیکی بیشتری همراه بود تا دیدنی‌تر می‌شد.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها