رضایی در این گفتوگوی کوتاه حرفهای ویژهای میزند. اینکه نقد در کشور نداریم و به طریق اولی نقد ترجمه؛ اینکه منتقدان از ناشران و بنگاه ترجمه مطالبه کنند نه از مترجمان؛ اینکه چقدر فضای نشر گلآلود است؛ و اینکه اثر را نفی نکنند بلکه نقد کنند. بقیهاش را خودتان بخوانید.
شما بعد از ترجمه همه آثار جین آستین، همه کارهای خواهران برونته را هم ترجمه کردید. در این باره صحبت کنید.
پروژه ترجمه همه آثار خواهران برونته تمام شد و جلد هفتم این مجموعه که آخرین جلدش بود، زمستان گذشته
منتشر شد.
بعد از این دو پروژه، چه کاری انجام خواهید داد؟
پروژه جدیدی را شروع کردم که کاری زمانبر است. فکر میکنم حداقل شش سال وقت میگیرد. این پروژه ترجمه مجموعه رمانهای جورج الیوت است. اولین کتاب این مجموعه را هم ترجمه کردم که در مرحله حروفچینی است. جورج الیوت ده اثر دارد که در هشت جلد منتشر شده و فقط دو جلد از این کتابها پیش از این به فارسی ترجمه شده است. او یکی از بزرگترین نویسندگان کلاسیک جهان است. اما متاسفانه کلاسیکها به فارسی کمتر ترجمه شدهاند.
چرا جورج الیوت؟
من سالهاست که کلاسیکها را ترجمه میکنم. مجموعهای از نویسندگان قرن نوزدهم میلادی که همگی زن هستند. جورج الیوت هم در همین راستاست. درست است که نامش مردانه است، اما این امری مرسوم بوده که بسیاری از نویسندگان زن در آن دوران با نام مردانه مینوشتند. مانند ژرژ ساند که نویسندهای فرانسوی بود و او هم زن بود. حتی در دوران معاصر هم بسیاری از نویسندگان زن با نام مردانه مینویسند.
خیلی از مترجمان ترجیح میدهند شاهکارهای نویسندگان مختلف را ترجمه کنند، اما شما همه آثار یک نویسنده را ترجمه میکنید. در این روند ممکن است برخی از آثار آن نویسنده که به فارسی ترجمه شده، باز هم ترجمه شود. منتقدان خیلی این را نمیپسندند.
در انگلستان از داستایفسکی 18 ترجمه هست و هیچ اشکالی هم ندارد. هر ترجمه دیدگاه جدیدی ارائه میدهد و بستگی دارد هر مترجم با چه دیدی یک اثر را ترجمه کرده است. ما در ایران نقد نداریم، پس بهطور اولی نقد ترجمه هم نداریم. اصلا خوراکی وجود ندارد که منتقدان ترجمه روی آن بحث کنند. بنده در روز سه صفحه اثر کلاسیک ترجمه میکنم. برای همین سه صفحه ترجمه، معادل ده تا 12 ساعت کار میکنم. به جای اینکه تشکر کنند، مدام از این حرفها میزنند و میگویند چرا همه آثار یک نویسنده را کامل ترجمه میکنی. این انتظارات را نباید از یک مترجم داشت، باید این انتظار را از دانشگاهها و کارگاههای ترجمه داشت. ما اصلا مقولهای به نام ترجمه ادبی نداریم. هر وقت این مقوله وجود داشت، تازه آنوقت میتوانیم تقسیم کار کنیم و ناشران فعال شوند و این حرفها مفهوم پیدا کند. من خودم در این بازار نشر فعالیت میکنم، با ناشران و ترجمههای جدید از نزدیک روبهرو میشوم. اما بسیاری از چرت و پرتهایی که به اسم ادبیات مدرن ترجمه میشود، اصلا ترجمه نیست. ادبیات مدرن قابل فهم است، اما برخی مترجمان چرت و پرتهایی را به اسم ترجمه ادبیات مدرن به خورد مخاطب ایرانی میدهند. حالا در این شرایط، وقتی چند مترجم هم درست کار میکنند، نباید مدام این بحثها را مطرح کرد. این صحبت را منتقدان خطاب به دانشگاهها و کارگاههای ترجمه بکنند. خطاب به ناشران دولتی بگویند که میلیارد میلیارد رانت میگیرند و کمکی به نقد ترجمه یا ترجمههای ادبی نمیکنند. من با بضاعت شخص خودم، نشستم برای خودم پروژهای تعریف کردهام. اینکه شش جلد کتاب از آستین، هفت جلد از خواهران برونته و هشت جلد از الیوت ترجمه کنم که مجموعا 21 رمان میشود. من میخواهم این 21 جلد را از خودم به یادگار بگذارم.
سجاد روشنی / گروه فرهنگ و هنر
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....