از یاد نباید برد که همدلی گروههای سیاسی، اقشار مختلف مردم و گروههای مدنی با دولتمردان نه فقط میتواند از برخی تنشهای داخلی و رویاروییهای ناصواب میان جناحها بکاهد و آرامش سیاسی در کشور را حفظ کند، بلکه این پیام مهم را به دولتهای خارجی دارد که هیچ عامل بیثباتکنندهای قادر نیست وحدت موجود در کشور را که ضامن مشروعیت نظام سیاسی است، از بین برده و القای ناکارآمدی و ناتوانی کند.
بیتردید بهدلیل همین دو مولفه داخلی و خارجی است که اکنون انگیزه فراوانی میان مردم برای همراهی با دولت به چشم میخورد.
از یکسو مردم میبینند که نتیجه همراهی نکردن با دولت، تضعیف اقتدار ملی است و این امر با نگاهی به بحرانهای تروریستی در کشورهایی چون سوریه، عراق و افغانستان ـ یعنی شرق و غرب ایران ـ تجربه اسفباری است و از سوی دیگر گروههای سیاسی به یاد دارند که رویاروییهای خیابانی در حوزه سیاست چطور میتواند نشاط سیاسی را از بین برده و تحدیدکننده آزادیهای مدنی و کنشهای سیاسی منطقی باشد.
تقویت جامعه مدنی، پیشنیاز تحقق شعار سال
بنابراین از آنجا که شعار امسال دو عنصر «مردم» و «دولت» را در نظر دارد، بدیهی است که عنصر نخست چونان دیگر مقاطع تاریخ انقلاب، از انگیزه کافی برای همدلی و همزبانی با دولت برخوردار است.
اما سوی دیگر این شعار یعنی دولت، نیاز به تمرین بیشتری برای همزبانی با مردم و توجه به ظرفیتهای موجود دارد. البته بهنظر میرسد در شعار امسال، مراد از دولت تنها دولت بهمثابه قوه اجرایی کشور نیست.
گرچه مدیران اجرایی معمولا بیشترین سهم در برقراری ارتباط با شهروندان را دارند، اما قوای مقننه و قضاییه نیز در سیاستهای نظارتی، قانونگذاری و قضایی خود، باید ضمن درک دغدغه و زبان مردم، رویکردی همدلانه با اکثریت مردم به عهده گرفته و پیام رأی مردم در مقاطع مختلف را دریابند.
بنابراین قوای سهگانه و دیگر نهادهای حاکمیتی باید با ایجاد همراهی و وحدت میان خود، ضمن تقویت وحدت در سطح نخبگان سیاسی، زمینه لازم را برای همدلی مدیران اجرایی با تودههای مردم فراهم کنند.
روشن است که نتیجه این همگرایی میان تودههای مردم و نخبگان اجرایی، فعال شدن ظرفیتهای ملی است. با وجود این یکی از الزامات مهم تحکیم این همگرایی، کمک به تقویت جامعه مدنی و زمینهسازی برای ایجاد انجمنها و نهادهای مردمی بهگونهای است که بتوانند با فعال شدن در حوزههای «سیاستگذاری»، «اجرا» و «نظارت»، ضامن پایدار ماندن فرآیند همدلی میان مردم و دولت باشند.
هرچند تکتک شهروندان از ظرفیت لازم برای همراهی با دولت برخوردارند و با رأی، اظهارنظر و هر کنش سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی و فرهنگی خود میتوانند این مسیر را تقویت یا تضعیف کنند، اما بدیهی است که نمیتوان از تودههای مردم انتظار داشت که بر روند همگرایی میان دولت و ملت نظارت داشته باشند و بنابراین باید جامعه را از تودهای بیشکل از شهروندان، به جامعه مدنی قدرتمندی تبدیل کرد که بتواند تخصصها، توانمندیها و منابع موجود در اختیار مردم را با سازماندهی درست، در خدمت اداره جامعه قرار دهد.
بحرانهای سیاسی منطقه، حاصل نبود همدلی
تجربه تاریخی نشان میدهد که اگر جامعه مدنی در یک کشور بتواند از فرصت لازم برای رشد برخوردار شده و با بسیج عمومی، دولت را در پیشبرد اهداف توسعهخواهانه خود کمک کند، آنگاه چنین کشوری هرگز لازم نیست برای طی کردن مسیر پیشرفت، چشم به کمکهای بیگانه داشته باشد.
هماکنون تحولات موجود در کشورهای مختلف نشان میدهد که چه دولتهای ضعیف در منطقه که از طریق فعالیتهای تروریستی تهدید میشوند و چه دولتهای بظاهر مقتدری که در تمام شئون اداره کشور وابسته به قدرتهای فرامنطقهای هستند، تنها به این سبب دچار بحران شدهاند که نتوانستهاند با تقویت نهادهای مدنی و بهادادن به ملتهای خود، زمینه همدلی دولت و ملت را که اساس دولتهای ملی (Nation States) در سه قرن اخیر است، فراهم آورند.
شکافهای موجود میان دولت و ملتهای منطقه هرچند ممکن است بهطور موقتی با سرکوب نظامی یا دخالت بیگانگان آشکار نشود، اما خواهد توانست در بلندمدت ثبات منطقه را تهدید کند و درست به همین دلیل است که باید شعار امسال مبنی بر همدلی و همزبانی دولت و ملت را، الگویی فراتر از مرزهای ایران و مدلی مناسب برای تمامی کشورهای منطقه و حتی فراتر از آن دانست که احیا کننده ریشههای اصلی شکلگیری دولت ـ ملتها در جهان است.
بازتولید این مدل، آن هم در شرایطی که دولتهای شکست خورده (Fiald States)، در قرن بیست و یکم، ثبات جهانی را تهدید میکنند، نشاندهنده ظرفیتهای فکری، فرهنگی، سیاسی و در یک کلام، تمدنی ایران برای الهامبخشی در سپهر کنشهای بینالمللی است و اگر بتوان این مدل وحدتبخش را در داخل کشور بخوبی پیاده کرد، آنگاه باید منتظر اثرگذاری بیشتر آن در سطح منطقه و در حوزه مناسبات بینالمللی بود.
محمود هرندی / جامجم
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)