پس از انقضای نخستین هفته از مهلت سه هفتهای که برای تشکیل دولت به او داده شد، به نظر میرسد او به سختی قادر به قانعکردن طرفهای دیگر برای مشارکت در دولتش خواهد بود. حزب لیکود که تقریبا یک چهارم کرسیهای کنست را دراختیار دارد، اکنون خود را در برابر خواستههای متعدد «شرکای طبیعی» خود میبیند و باید امتیازهای زیادی را به آنها واگذار کند. به گونهای که بجز نخستوزیری هیچ پست با ارزش دیگری را نمیتواند برای خود نگهدارد. زیرا وزارت بازرگانی را باید به رهبری حزب «همه ما» بسپارد که قولش را از پیش داده است.
همچنین حزب «اسرائیل خانه ما» به رهبری آویگدور لیبرمن برای پیوستن به دولت ائتلافی نتانیاهو پست وزارت دفاع را خواسته است. این حزب شش کرسی در پارلمان دارد. لیبرمن خواستار سرنگونکردن دولت حماس در غزه است و بنابراین احتمال اندکی دارد که وزارت دفاع به این حزب واگذار شود. ناظران میگویند اصرار لیبرمن بیشتر برای این است که دستکم همان وزارت خارجه را برای دوره آینده در اختیار داشته باشد.
نفتالی بنت، رهبر حزب «خانه یهودی» نیز خواستار وزارت دفاع یا خارجه است. همین امر حزب لیکود را با مشکل مهمی مواجه کرده است که باید این دو وزارتخانه کلیدی را بین این دو شریک تقسیم کند. به دلیل نیاز این حزب به متحدان یاد شده، به نظر نمیرسد لیکود بتواند دربرابر خواستههای آنها مقاومتی از خود نشان دهد. جنبش «شاس» که یک گروه راست افراطی است نیز وزارت کشور را طلب کرده است. رفتار گذشته این حزب با رویکردهای افراطیاش موجب شده است تا احزاب لیبرال مخالف این گزینه باشند.
رهبر این حزب حتی یک بار به اتهام گرفتن رشوه در دادگاه محکوم و از فعالیتهای عمومی ممنوع شد. به همین دلیل حزب شاس تلاش میکند حتی برای اعاده حیثیت اجتماعی خود هر طور شده این پست را بهدست آورد. وزارت بهداشت نیز قرار است به یک حزب دست راستی دیگر داده شود.
روشن است که مذاکرات مربوط به تشکیل هرگونه دولت ائتلافی دشوار خواهد بود. بخصوص اینکه احزاب دست راستی اسرائیل میدانند بنیامین نتانیاهو هیچ گزینه دیگری ندارد. او در شرایطی قرار دارد که رقابت سرسختانهای با یائیر لیپید رهبر حزب «آیندهای وجود دارد» داشته و حتی همین رقابت موجب برگزاری انتخابات زودهنگام در اسرائیل شد. بنابراین چارهای جز اینکه با احزاب دست راستی کار کند، ندارد و به همین دلیل راهی جز دادن امتیازهای بزرگ به آنها را فراروی خود نمیبیند. تنها کاری که لیکود میتواند انجام دهد، نشستن در جایگاه رهبری جریان راست است.
بنابراین دیگران باید به او احترام بگذارند، اما این تاکتیکها نیز برایش چندان کارساز نخواهد بود. چون برای مثال لیبرمن گفته است اگر به خواستههایش دست نیابد، به مخالفان خواهد پیوست. رفتن لیبرمن به سمت گروههای مخالف به این معناست که حتی اگر نتانیاهو بتواند با دیگران به توافق برسد در پارلمان بیش از 61 کرسی نخواهد داشت و به عبارت دیگر در آستانه سقوط خواهد بود.
به هر حال به نظر میرسد بنیامین نتانیاهو برای تشکیل دولت ائتلافی خود شرایط دشواری را پیشرو داشته و حتی احتمال ناتوانی او برای تشکیل چنین کابینهای دور از دسترس نیست.
یکی از مقامات لیکود گفته بود در صورت همراهی نکردن احزاب دست راستی، نتانیاهو به سمت جایگزینهای دیگر خواهد رفت، اما ناظران میگویند این «مانورهای کاذب» بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد. زیرا از یکسو اردوگاه صهیونیستهای مخالف نتانیاهو و از سوی دیگر آمریکاییها به مخالفت خود با نتانیاهو بشدت ادامه میدهند. آمریکاییها نمیخواهند نتانیاهو در تشکیل دولت خود چندان موفق شده و هزینهای برای مخالفتهای آشکارش با دولت باراک اوباما پرداخت نکند.
برخی میگویند این نحوه برخورد با خواسته یهودیان لیبرال در آمریکا نیز تناسب داشته و آنها نیز از تداوم ابهامها و کشمکشها در روابط آمریکا و اسرائیل به تنگ آمدهاند. حتی مجله اکونومیست در گزارشی نوشت که در محافل آمریکایی این بحث به صورت جدی مطرح است که یهودیان آمریکا نسبت به آمریکا وفادار هستند یا نسبت به اسرائیل؟ این امر دولتهای آینده آمریکا را نیز برآن میدارد که با اسرائیل تعامل جدیتری داشته باشند.
منبع: السفیر