وقتی شادی و مرغ دلت خنده سر میدهد، میروی پیش مادر و با آب و تاب برایش از شادیات میگویی و او خندهات را به جان میخرد و خوشحالتر از تو دهانش به خنده باز میشود. رفیق بیکلک، مادر را چه خوب گفتهاند. نه در غمش غل و غش دارد و نه در خوشحالیاش؛ مهر میجوشد از اندام مادر.
یادت هست بچه که بودی دلت میخواست الکی هم که شده بهانهبگیری و قطره اشکی به چشمت بیاوری که کسی نگاهت کند؟ اگر کسی توجهی به تو نداشت، ولی مادر دواندوان میرسید و آن قطره اشک نمایشی را از کنار چشمت میچید و انگشتی لای موهایت میانداخت ونازت را میخرید. خوش به حال آنها که مادر دارند، مادر! خدا نگهت دارد.
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد