نمونه بارز همین اتفاق، افزایش بار مراجعان به کلینیکهای مشاوره و رواندرمانی در دانشگاههاست؛ مثلا در دانشگاه مطرحی مثل دانشگاه علامه طباطبایی، بار مراجعان به مراکز مشاوره و رواندرمانی، چشمگیر است.
این روزها در بسیاری از کلینیکهای دانشگاهی کشور، افرادی مراجعه میکنند که اصلا دانشجو نیستند و صرفا به دلیل پایینتر بودن هزینههای مشاوره و رواندرمانی، این مراکز دانشگاهی را انتخاب میکنند. در این مراکز دانشگاهی که برخی از آنها وابسته به وزارت علوم و برخی دیگر هم وابسته به وزارت بهداشت است، هر فردی میتواند مراجعه کند و از خدمات ارزان آنها استفاده کند. البته وقتی میگوییم ارزان، این حرف را در مقایسه با تعرفههای گرانقیمت خدمات مشاوره و رواندرمانی در مراکز خصوصی عنوان میکنیم.
در شرایطی که نرخ مشاورههای درمانی، گاه به ساعتی 80 هزار تومان میرسد، بدیهی است که خیلی از خانوادههای ایرانی، توان مالی برای مراجعه به این مراکز نداشته باشند. از سوی دیگر، خدمات مشاوره نیز تحتپوشش بیمهها نیست و مردم مجبورند که همه هزینهها را از جیب پرداخت کنند. بنابراین با وجود این باید به مردم حق داد که برای سلامت روان خود به کلینیکهای دانشگاهیای پناه بیاورند که تعرفههایش حداکثر به 20 هزار تومان در ساعت میرسد.
گران بودن خدمات مشاوره و رواندرمانی و بیمه نبودن این خدمات، موجب شده است که بخش زیادی از وظیفه ذاتی نظام درمان به دوش دانشگاهها بیفتد و بههمین دلیل، ظرفیت پذیرش اغلب کلینیکهای دانشگاهی، بسرعت تکمیل میشود. اما نکته مهم اینجاست که با وجود حضور موثر کلینیکهای دانشگاهی در ارتقای سلامت روان جامعه، این مراکز نمیتوانند به تنهایی جور کمکاری نظام رواندرمانی و مشاوره را به دوش بکشند. تعداد این مراکز دانشگاهی، به هیچوجه پاسخگوی نیازهای مردم نیست و بدون حمایت نهادهای دولتی و گسترش مراکز رواندرمانی با تعرفههای ارزان، نمیتوان انتظار داشت که کلینیکهای دانشگاهی، یکتنه بار مشاوره را به دوش بکشند. از سوی دیگر، در حالی که طرح تحول نظام سلامت توانسته است هزینههای درمان مردم در مراکز دولتی را کاهش دهد، اما جهتگیری این طرح، بیشتر معطوف به درمان ارزانتر بیماریهای جسمی است و در این طرح، چندان بیتوجهی به ارتقای سلامت روان نشده است.
همین کمتوجهی نظام سلامت به گسترش خدمات ارزانقیمت مشاوره و رواندرمانی، قطعا تبعات جسمی و اجتماعی جبرانناپذیری را همراه خواهد داشت که دیر یا زود نظام درمان را مجبور خواهد کرد که برای جلوگیری از افزایش بار بیماریهای جسمی، گسترش اختلالات روانی و افزایش آسیبهای اجتماعی، دست به اقدام فوری بزند.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)