...وجنگ، این چنین آغاز شد

غرش توپها، یورش تانکها و حمله هواپیماهای ارتش صدام حسین ، آرامش آخرین روز تابستان سال 1359 را شکست. ماهها بود که موج ترور، ناامنی ، حمله به مراکز نظامی و... در جای جای کشور ادامه داشت
کد خبر: ۷۵۶۷۳
و حالا به نظر می آمد که حلقه دارد تنگ تر می شود.
آن هم با سرعتی سرسام آور و حجمی بزرگ. ماشین جنگی عراق ، خیلی زود مرزهای غربی و جنوبی را درهم نوردید و بخشهای مهم و سوق الجیشی زیادی را به تصرف درآورد.
این قدرت نمایی با حمله به فرودگاه پایتخت تکمیل شد و موجی از نگرانی را به دلها سرازیر کرد.
صدام که مدت زیادی از کودتای او علیه احمد حسن البکر و تبعید او به فرانسه نگذشته بود، بر صفحه تلویزیون عراق ظاهر شد و با زنده کردن خاطره جنگ قادسیه، از آغاز جنگی خبر داد که به زعم او باید افتخار ملتهای عرب را به همراه داشته باشد.
چهره پرابهت او در آن زمان، با تصویر آدم زبونی که در سال 1383 بر صفحه تلویزیون های دنیا نقش بست، تفاوت فراوانی داشت.
او قرارداد 1975 الجزایر را در برابر دیدگان مردم عراق پاره کرد و... و جنگ آغاز شده بود. صدام، اولین دشمنی بود که جنگ را از آن سوی مرزها شروع کرد.
اما جنگ، حتی به معنای واقعی اش بسیار زودتر از آن آغاز شده بود. در بهار 1358، هنوز عمر انقلاب اسلامی به 40 روز نرسیده بود.
مردم در آستانه شرکت در رفراندومی بودند که طی آن باید به نوع نظام حکومتی رای می دادند. گزارش ها، اما از ناآرامی در گوشه و کنار کشور خبر می داد.
گروههای تجزیه طلب در مناطق کردنشین با انجام عملیات ایذایی پایه های قدرت حکومت مرکزی را تضعیف می کردند. در جنوب کشور - و به طور مشخص خوزستان - نیز اوضاع مشابهی جریان داشت.
در ترکمن صحرا نیز تحرکاتی به چشم می خورد. ستاد عملیات نیز، بعضا در تهران جا خوش کرده بود. گروههای سیاسی چپ (مارکسیست ها و مائوئیست ها) آتش تهیه می ریختند و بخش عملیاتی آنها در مناطق شمالی، غربی و جنوبی کشور حمله را آغاز می کردند.
کار از دست دولت وقت - دولت موقت بازرگان - خارج شده بود. اعزام نمایندگان مختلف به مناطق کردنشین راه به جایی نمی برد.
حتی حضور مرحوم آیت الله طالقانی در ترکیب هیات حسن نیت به کردستان، نتوانست در آرامش بخشیدن به نقاط ناامن تاثیر چندانی داشته باشد.
آن مرد بزرگ، پیش از سایر اعضای هیات حسن نیت، دریافت که گروههای سیاسی چپ نمای آن روز، نه درد میهن دارند، نه سوز خلق. آنها آمده بودند تا همان کاری را انجام دهند که صدام، ماهها بعد آن را تکمیل کرد.


ناامنی های داخلی
گروه فرقان، روز 12 اردیبهشت 1358، کلیدی ترین عضو شورای انقلاب استاد شهید مرتضی مطهری را هدف گرفت. چند روز پیش از آن، سرلشگر ولی اله قرنی رئیس ستاد ارتش با گلوله همین گروه از پای درآمده بود.
اینها سیگنال های معناداری بودند که برای نظام نوخاسته ایران فرستاده می شد.
تحرکات پاره ای عوامل وابسته به رژیم پهلوی در گوشه و کنار هم، گهگاه گزارش می شد.
ارتباط تشکیلاتی این عوامل با گروههای چپ مارکسیست و کمونیست ، پیامهای روشن تری را برای مسوولان حکومت به همراه داشت.
ترورها ادامه یافت و برخی گروه های ضدانقلاب هم بتدریج وارد فاز نظامی شدند. برخی مطبوعات نوظهور، به مثابه ستاد تبلیغاتی گروههای چپ همه تلاششان را برای خالی کردن دل مردم به کار بردند.
شبنامه ها هم کار کرد خودشان را داشتند. شایعه و دروغ پردازی، بازار بسیار داغی داشت. فضا به لحاظ روانی، سنگین می نمود. غبار غم، به چهره نسل انقلابی پاشیده شده بود و نگرانی در دلهاشان موج می زد.


اختلافات سیاسی
اختلاف نظر سیاسی، تنها بین نیروهای مذهبی با گروه های چپ و احیانا التقاطی وجود نداشت، بلکه دامنه آن به درون عناصر مذهبی نیز کشیده شد.
از آغازین هفته های انقلاب ، حزب جمهوری اسلامی از سوی آیت الله شهید دکتر بهشتی، آیت الله شهید دکتر باهنر، آیت الله سید علی خامنه ای، آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله موسوی اردبیلی پایه گذاری شد.
هدف از تشکیل این حزب ، ساماندهی نیروهای مذهبی انقلاب بود. رفتار سیاسی حزب جمهوری اسلامی بعدها ثابت کرد که در جهت هدف اصلی خود، تا حد قابل قبولی موفق بوده است.
مدتی پس از تشکیل این حزب، حزبی به نام حزب جمهوری خلق مسلمان پایه گذاری شد. موسسان این حزب، اکثرا از نزدیکان به تفکر سیاسی آقای سید کاظم شریعتمداری از مراجع تقلید وقت بودند.
شریعتمداری آن گونه که بعدها اسناد آن منتشر شد، با رژیم پهلوی، مماشات فراوانی کرده بود و حکومت سلطنتی، به منظور مقابله با انقلابی که مردم رهبری آن را به عهده امام خمینی ره گذاشته بودند، از آقای شریعتمداری پشتیبانی می کرد.
اولین نشانه های اختلاف نظر او با عناصر انقلابی در جریان همه پرسی جمهوری اسلامی رخ نمود و بعدها به موضوعات دیگر تسری یافت.
در جریان برگزاری انتخابات مجلس خبرگان (که به منظور تصویب قانون اساسی شکل گرفت) اختلافات بیشتر شد و عملا گروهی که صبغه مذهبی داشت، در برابر سایر تشکلهای دینی ایستاد.
بدتر آن که حزب جمهوری خلق مسلمان عملا با گروه های سیاسی مارکسیست و حتی سلطنت طلب، هم موضع شد. گرچه برخی مواضع ضد انقلابی حزب، موجب کناره گیری شخصیت های معتبر درون آن شد؛ اما خاطره اختلاف افکنی های این تشکل سیاسی مذهبی در ذهنها باقی ماند.
با انتخاب ابوالحسن بنی صدر به عنوان اولین رئیس جمهور، انتظار می رفت که نظام به سمت استقرار بیشتر ارکان خود پیش برود. اما اختلافی که خیلی زود، میان او و مجلس شورای اسلامی بر سر تعیین نخست وزیر بروز کرد، باز هم مایه تشویش اذهان عمومی شد.
مقابله او با انتخاب شهید محمدعلی رجایی برای سمت نخست وزیری، عملا حاکمیتی دوگانه را به نمایش گذارد. این وضعیت (حاکمیت دوگانه) در دوران دولت موقت مهندس مهدی بازرگان نیز وجود داشت. او نیز همچون بنی صدر، در پی گوشه نشینی چهره های متعهد انقلابی بود.


زمینه های حمله به ایران
ناامنی های داخلی، گسترده شدن دامنه ترورها که مردم عادی را نیز در برگرفته بود، افزایش اختلافات سیاسی میان مسوولان، تضعیف حکومت مرکزی، جنگ روانی و فزونی یافتن شایعات و خبرهای دروغ، دشمنان را به این نتیجه رسانده بود که فضا برای وارد کردن ضربه های جدی تر برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی آماده است.
واقعیت این است که برخی محاسبات ، چندان هم غلط نبود. ارتش بنا به دلایل مختلف، آمادگی کامل نداشت. سپاه پاسداران نیز عمر کوتاهی داشت و در شهریور 59، 18ماه بیشتر از تاسیس آن نمی گذشت و این زمان برای ایجاد یک سازمان رزم کافی به نظر نمی آمد.
از سویی، در تحلیل دشمنان، بخشهایی از غرب و جنوب کشور به دلیل این که تحت نفوذ برخی گروه های مارکسیست و ضد انقلاب قرار داشتند، ضربه پذیرتر به نظر می آمدند.
تلاش برای ناراضی نگه داشتن مردم این مناطق نیز بی ثمر نمانده بود. تقریبا هر اقدامی برای فعالیت های عمرانی به دلیل مزاحمت و خرابکاری با مشکل جدی روبه رو می گردید و کوشش فراوانی مصرف می شد تا نظام جمهوری اسلامی را دشمن مردم معرفی کند. در چنین شرایطی جنگ آغاز شد.


...و آغاز جنگ
یورش، سراسیمه تر از آن بود که انتظار می رفت؛ جبهه ای که صدام گشوده بود، از غرب تا جنوب کشورمان را در بر می گرفت.
با وجود مقاومت های جوانمردانه ای که در تاریخ دفاع مقدس، ثبت و ضبط شده، برخی مناطق از جمله خرمشهر سقوط کرد و بعضی شهرها و مناطق در محاصره قرار گرفت.
رادیو و تلویزیون صدام، رجزخوانی می کرد و مارشهای نظامی، وعده پیروزی زودرس و سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی را می داد.
همزمان، بعضی گروههای چپ، شب نامه ها و نشریات ، جمهوری اسلامی را عامل جنگ معرفی می کردند! و از مردم می خواستند علیه حکومت مرکزی قیام کنند.
و جنگ، آغاز شده بود. آن هم نه در فراسوی مرزها که در خیابان های پایتخت. جنگ نظامی در خوزستان و کردستان درگرفته بود و جنگ روانی در گستره صدها شهر و هزاران روستا در سراسر ایران.

محمد مهاجری
mohajeri@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها