با وجود چنین شرایطی، انسان هرگز از مهر و توجه دیگران بی نیاز نیست.
اجتماع هر روز آبستن حادثه ای است که هر کدام از ما را نیازمند یاری و کمک دیگران می کند. زندگی در اجتماع امروز، زندگی در خطر است و هیچ کس نیست که از آسیب این خطرات در امان باشد. چه کسی می تواند تضمین کند پس از خروج از خانه تصادفی در کمین او نیست؛
مادری تعریف می کند: بر ترک موتور پسرم سوار بودم و قرار بود برای معاینه پیش دکتر برویم. به خاطر انحراف ناگهانی یکی از ماشین ها، پسرم ناگهان تغییر مسیر داد و موتور واژگون شد.
پسرم که از موتور پرت شده بود، بشدت زخمی شد. هر چه فریاد می زدم و کمک می خواستم ، هیچ کدام از ماشین ها توقف نکردند. آخر سر پلیس 110 به دادمان رسید.
مامور پلیس می گفت مردم می ترسند خودشان گیر بیفتند، به همین خاطر کمک نمی کنند. این در شرایطی است که در بسیاری از این موارد کمک فوری هر کدام از ما می تواند نجات بخش جان یکی از شهروندان باشد و هر تاخیری می تواند به بهای جان فرد دیگری تمام شود.
دکتر شریعتمداری می گوید: «زندگی اجتماعی نیاز به کمک افراد انسانی دارد و تربیت درست اجتماعی تاکید می کند که برای زیستن کنار هم ، نیازمند به یکدیگر هستیم.
ترس از به دردسر افتادن در شرایطی که سرعت زندگی بسیار بالاست و آدمها عجله دارند و هر کدام مسائل خود را بر دیگری ارجح می دانند، مانع می شود که افراد، زحمت قدری تامل و صرف وقت برای دیگران را به خود بدهند. به عقیده آنها دخالت در اموری اینچنین ، علاوه بر این که آنها را از کار و زندگی می اندازد، ممکن است دردسرساز باشد: «یک بار مرد میانسالی را که با موتور تصادف و موتورسوار از صحنه فرار کرده بود، به بیمارستان رساندم.
تا 48ساعت نمی توانستم از بیمارستان خارج شوم ، چون نیروی انتظامی مرا مسوول می دانست. بعد که آن مرد به هوش آمد، با رضایت خودش آزاد شدم.»
نمونه هایی از این دست ، به اضافه روحیه منفعت طلب و مصلحت اندیش افراد باعث می شود ما روز به روز با صحنه های ناخوشایندی از بی تفاوتی و بی عاطفگی شهروندان در مواجهه با اتفاقات جاری در صحنه اجتماع مواجه شویم.
قرارها، برنامه ها، میهمانی ها و کارهای ما همه مهمند، اما روابط انسانی ، عاطفی و اسلامی از آن مهمترند و زیبایی صحنه هایی که از کمک به همنوع و توجه و حساسیت نسبت به آنچه در اطرافمان می گذرد، ایجاد می شود، چنان به یاد ماندنی و ارزشمند است که قابل مقایسه با هیچ فعالیت دیگری نیست.
بی تردید اثر این همراهی و همدلی با دیگران ، اثرات مثبت و سازنده روحی خود را بر پیکره اجتماع برجا می گذارد و در رشد عاطفی و فرهنگی فرد فرد ما می افزاید.