این خانه چه بهلحاظ تاریخی و چه از نظر معماری آنقدر ارزش داشته که در فهرست میراث ملی ثبت شود. به تاریخ 25 آبان 84 و به شماره 13857. خانه سه حیاط دارد؛ اصلی، اول و دوم و همچنین دارای دو بخش است؛ بیرونی شامل هشتی، دالان، کالسکهخانه، اتاق نشیمن، سردابه، حمام، آب انبار و اندرونی، با بخشهایی همچون ایوان و تالارهای تودرتو، مهمانخانه، اتاقهای پذیرایی، مطبخ، بالاخانه، تابستاننشین و حوضخانه.
تمام ستونها و سردرهای خانه سرهنگ ایرج با اسلیمیها و گل و بته تزئین شده و گچبری و ستونهای تزئینی، بخاریهای دیواری، کاشیکاری و تعبیه رخبام بسیار زیبا، آجرچینی به سبک خفته و... آن را از بسیاری بافتهای تاریخی متمایز کرده است. خانه سرهنگ ایرج اما این روزها حال و روز خوشی ندارد.
نکته بظاهر مضحک و در باطن دردآور اینکه در چوبی و باارزش این بنای قدیمی در حین انجام عملیات مرمت توسط معتادان محله پامنار با استفاده از زنجیر از جا کنده و به سرقت برده شد و میراث فرهنگی استان تهران جای در خالی را گل گرفت تا امروز که یک در قهوهای رنگ امروزی بر مدخل این خانه قدیمی جاخوش کرده است و به عابران دهنکجی میکند. بر همین در به روز شده هم دو قفل بزرگ جاخوش کردهاند تا ارتباط این خانه با دوستداران میراث فرهنگی تا اطلاع ثانوی به طور کل قطع باشد.
هوای جلوی خانه هم سنگین است و تنفس مشکل از بابت گله به گله زبالههای تاریخ بازیافت گذشتهای که تلنبار شدهاند در پس و پیش دیوارها.
در حالی که تهران این روزها شهر بیهویتی شده که انگار شناسنامهاش را گم کرده، مرمت و تیمار همین چند خانه به جامانده از ایام ماضی حداقل کاری است که میتوان صورت داد تا به پایتختنشینان گوشزد کرد با مدرک و سند که این ابرشهر دودزده روزگاری قدمت و اصالت هم داشته است. خوب شد سرهنگ ایرج دیگر زنده نیست تا ببیند چه آمده بر سر خانهاش، که چونان کودک یتیمی رها شده است به امان خود در این شهر بیدر و پیکر.
محسن محمدی / گروه رادیو و تلویزیون
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)