حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
روحانیون را به میدان تلویزیون آوردن آنهم اینگونه بیواسطه و عریان، کار کمی نیست، با این حال همه داشتههای پردهنشین در این مهم خلاصه نشده و گویا شعیبی و گروهش هنوز تازهها و نوآوریهای دیگری در آستین دارند که قرار است اندکاندک بیرون بیاورند و رو کنند و تماشاگر را بیش از پیش غافلگیر و سرگرم. سازندگان پردهنشین شاید قرار را با خود چنین مدار کردهاند که پیشقراولان ساختارشکنی باشند در رسانه ملی و پس از قرار دادن روحانیون در راس داستان و قصه خود، از شخصیتی رونمایی میکنند در قالب نقش «میرزایی» که باز هم کمتر نشانی از آن در آثار قبلی تلویزیونی نشان توان گرفت؛ یک آدم متظاهر ریاکار که ظاهر موجهی دارد اما چون به خلوت میرسد آن کار دیگر میکند و آتش میسوزاند و فتنهها ساز و راست میکند. میرزایی با بازی هنرمندانه آتیلا پسیانی در ابتدا معقول است و محترم اما هر چه از سریال میگذرد چهره واقعیاش بیشتر برای بیننده عریان میشود و دست و دلش رو، با این حال ظاهرش همچنان موجه باقی میماند و ریاکاریاش پنهان در سیر داستان سریال، حداقل تا قسمتهای میانی.
پردازش به شخصیتهایی اینچنینی در آثار تلویزیونی اگر نگوییم نایاب که کمیاب است. در سینما اما کم ندیدهایم شخصیتهای متظاهر و ریاکاری را که البته بیشتر مواقع و در نهایت به لودگی پهلو زدهاند و کاریکاتورگونه شدهاند اما شخصیت میرزایی سریال پردهنشین آنقدر قوی و استادانه طراحی شده که برای بیینده کاملا باورپذیر و ملموس است.
از سنتشکنیها که بگذریم یکی از اهم وظایف و رسالتهای تلویزیون نمایش و بازتاب واقعیات جامعه است. به هر حال هستند و اتفاقا فراوان هم هستند کسانی در اجتماع امروز ما که بهسان میرزایی و میرزاییها ظاهر و باطنشان با هم همخوانی ندارد و پشت و رویشان یکی نیست و نان را به نرخ روز میخورند و هر روز به رنگ و لعابی درمیآیند. چه ایراد دارد نشان دادن آنها در مجموعههای تلویزیونی و البته زنهار غیرمستقیم به مخاطب که حواسش را جمع کند در برخورد با اینگونه افراد و به عبارت بهتر، تشخیص سره از ناسره. آگاهیبخشی و اطلاعافزایی بیشک رسالت رسانه ملی است و چه بهتر که این مهم به شکل غیرمستقیم و غیردستوری و در قالب یک سریال جذاب، پردهنشین، باشد.
محسن محمدی
گروه رادیو و تلویزیون
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....