با این حال انجام این گونه تئاترهای وقیحانه در جشن های بعدی نیز ادامه یافت. در آخرین جشن هنر شیراز در سال 1977م/1356ش شدت وقاحت تا حدی بود که گروههای مختلف مردم انجام چنین تئاتری را توهین آشکار به مقدسات و احساسات مذهبی و ملی خود ارزیابی کردند و تظاهرات عظیمی در شهر شیراز و سایر شهرهای ایران به وقوع پیوست. علت اصلی مخالفت مردم و محافل مذهبی ، بویژه روحانیت ، با جشن هنر شیراز، هجوم و شبیخون فرهنگی این برنامه به دین و اعتقادات جامعه بود.
مردم مسلمان که اکثریت جامعه را تشکیل می دادند، به درستی بر این باور بودند که اجرای این گونه جشنها و تداوم آن موجب کمرنگ شدن مذهب و ضربه پذیری فرهنگ دینی در کشور خواهد شد. به همین دلیل در تمام دوران اجرای این برنامه ها علما و روحانیون در مخالفت با آن از هیچ کوششی فروگذار نکردند ؛ هرچند برنامه های اجرا شده در جشن هنر شیراز تا سال 1355مستهجن و خلاف اخلاق عمومی بود.
تردیدی نیست که این جشن می توانست در موقعیت زمانی خود از فرصت پیش آمده ، بیشترین بهره را ببرد و عامل ارتباط هنر ایرانی با هنر جهانی باشداما در عمل چنین اتفاقی نیفتاد و هر سال در پایان مراسم اعتراض ها و انتقادهای تندی متوجه محتوای برنامه ها و دست اندرکاران آن می شد |
اما اوج ابتذال در سال 1356صورت گرفت. اولین اعتراض جدی توسط روحانیون مبارز شیراز همچون آیت الله شهید دستغیب و آیت الله العظمی شیخ بهائالدین محلاتی صورت گرفت که طی سخنانی جشن هنر شیراز را محکوم و نسبت به اهانت به مقدسات دینی شدیدا اعتراض کردند ؛ به طوری که پس از انجام یک نمایش مفتضح از حضور در مسجد و برگزاری نماز جماعت خودداری نمودند و مردم ، علما و روحانیون را به دنباله روی از خود و محکوم نمودن این گونه اقدامات وقیحانه فرا خواندند. این نمایشنامه که «خوک ، بچه ، آتش» نام داشت در ویترین یک فروشگاه بزرگ در خیابان فردوسی شیراز اجرا شد. در این برنامه ، آمیزش جنسی زن و مرد به صورت زنده در ملا عام در ماه مبارک رمضان به نمایش گذاشته شد و چندین بار این برنامه تکرار شد.
روزنامه اطلاعات برای این نمایشنامه از تیتر «جایی که آدمی از بودن خود شرم دارد» استفاده کرد.
موج اعتراض به برنامه های جشن هنر شیراز در سال 1356بالا گرفت و خود غربی ها نیز آن را به باد انتقاد گرفتند. آنتونی پارسونز آخرین سفیر انگلستان در دربار شاه در خاطرات خود صحنه های اهانت آمیز جشن هنر نسبت به ارزشهای اخلاقی و مذهبی ایرانیان را از نخستین جرقه های انقلاب خواند. روزنامه آلمانی نیوهانور که خبرنگاری به جشن هنر فرستاده بود. از آن به عنوان «بازیچه بزرگ شهبانو» نام برد! 15اما در داخل کشور علاوه بر مردم و علما در اکثر محافل رسمی و نیمه رسمی و مطبوعات نیز انتقادات شدیدی متوجه آن شد. در این میان مرجع عالیقدر مرحوم آیت الله العظمی محلاتی در اعتراض به برگزاری این جشنها به تمام ائمه جماعات و وعاظ شیراز پیشنهاد کرد که از روز شنبه 56/6/5کلیه نمازهای جماعت موقوف و تعطیل شود و در خلال آن با ارسال تلگرافی به تهران درخواست تعطیلی همیشگی جشن هنر شیراز مطرح شود.
آقایان سیدمحمدکاظم آیت الهی ، سیداحمد پیشوا، سیدعبدالحسین دستغیب ، آیت الله خادمی ، آقای رضی شیخ الاسلامی ، مجدالدین مصباحی ، مجدالدین محلاتی و عده ای دیگر از بازاریان شیراز نیز بر این تقاضا و پیشنهاد مرحوم محلاتی صحه نهادند. خواسته های مرحوم بهائالدین محلاتی روز پنجشنبه 56/6/3به کلیه آقایان وعاظ و روحانیون و ائمه جماعت مساجد ابلاغ شد.
مقامات سیاسی و امنیتی استان که از عواقب این اقدام علمای شیراز متوحش شده بودند به فکر چاره افتادند. به دنبال آن سرهنگ سلطانی رئیس اطلاعات شهربانی و چند مقام دیگر به منزل مرحوم محلاتی رفته و در این مورد با ایشان مذاکره نموده قول دادند با نظرات ایشان موافقت کنند ؛ در نتیجه آقای محلاتی ضمن تماس با ائمه جماعت شهر به آنها می گویند که به مسجد بروید و به کار خود ادامه بدهید. چون جشن هنر تعطیل و برچیده شده است.
موضعگیری امام خمینی
در همان حال با انتشار خبر برگزاری نمایش وقیحانه مذکور در خلال برنامه های مبتذل و بی شرمانه جشن هنر شیراز و ارسال گزارش آن به نجف اشرف حضرت امام خمینی ره بشدت برآشفتند و موضع گیری بسیار تند و شدیدالحنی را نسبت به رژیم پهلوی اتخاذ کردند.
ایشان طی سخنرانی در مسجد شیخ انصاری نجف در 56/7/6چنین فرمودند: «شما نمی دانید که اخیرا چه فحشایی در ایران شروع شده است. شما اطلاع ندارید، گفتنی نیست که چه فحشایی در ایران شروع شده است. در شیراز عمل شده است و در تهران می گویند بناست عمل بشود و کسی حرف نمی زند!
آقایان ایران هم حرف نمی زنند، من نمی دانم چرا حرف نمی زنند؛! این همه فحشائ دارد می شود و این دیگر آخرش است یا نمی دانم از این آخرتر هم دارد! در بین تمام مردم جمعیت نشان دادند اعمال جنسی را و آقایان نفسشان درنیامد. دیگر برای کجا گذاشتند؛ برای کی؛ چه وقت می خواهند یک صحبتی بکنند؛ خوشمزه این است که خود سازمان ها و خود دولت و خود مردکه کذا [شاه] همین معنا با رضایت آنهاست (بی اذن آنها مگر امکان دارد یک همچو امری واقع شود؛ یک همچو فحشایی واقع بشود) خود آنها این کار را می کنند و بعد روزنامه نویس را وادار می کنند که انتقاد کند که کار قبیحی بود، کار وقیحی بود. حالا به گوش مردم برود، آنجا به چشم مردم بخورد، اینها به گوش مردم بخورد که یک خرده آرام شوند و آتشها اگر باشد خاموش بشود، در تهران خدای نخواسته این کار خواهد انجام گرفت و نه آخوندی و نه سیاسی ای و نه دکتری و نه مهندسی و نه دیگری اعتراض نمی کند. اینها باید اعتراض بشود، باید گفته بشود. اگر ملتها همه با هم ملت همه با هم ، مطلبی را اعتراض کنند و احکام اسلام را بایستند و بگویند، امکان ندارد که همچو قضایایی واقع بشود. از سستی ما و ضعف ما و استفاده از ضعف ما [دشمنان می گویند] اینها یک دسته ای هستند ضعیف و بیچاره! در صورتی که شما قوه دارید، پشتوانه تان ملت است. ملت مسلمان است. این ملت مسلمان علاقه دارد به اسلام ، علاقه دارد به روحانی اسلام... اینها همه باید دست به دست هم بدهند. باید اجتماع کنند. فقیهش با مهندسش ، دکترش با محصلش ، دانشگاهی با مدرسه ای اش دست به دست هم بدهند تا بتوانند یک کاری انجام بدهند و بتوانند از زیر این بارهایی که بر آنها تحمیل می شود از زیر این بارها بیرون بروند و نمی کنند! من نمی دانم چرا! حالا این قدری شروع شده است در ایران ، یک مقداری شروع شد، یک فرصتی پیدا شده است و امید است ان شائالله فرصتهای خوبی پیش بیاید».
دوازدهمین دوره جشن هنر قرار بود از 12تا 21شهریور 57برگزار شود و تمام مقدمات آن فراهم و مهیای اجرا بود لکن به دنبال گسترش اعتراضات و اوجگیری مبارزات مردمی در این سال ، برگزاری جشن مزبور یک هفته پیش از شروع ، لغو شد و با پیروزی انقلاب اسلامی بساط این نمایش ضدفرهنگی برای همیشه برچیده گشت.