یک جرم شناس:‌سوء ظن، رفتاری بیمارگونه است که باید درمان شود

فرار مرگبار دختر و پسر جوان

زوج جوان که پس از قتل مردی جسد او را به داخل چاه انداخته بودند، پس از پنج ماه سکوت خود را شکستند.
کد خبر: ۷۳۶۶۱۶

به گزارش جام‌جم، اوایل خرداد امسال خانواده پسر جوانی با مراجعه به پلیس آگاهی مشهد از ناپدید شدن مرموز او خبر دادند. آنها در شکایت خود به ماموران گفتند: پسرمان به نام میثم شش ماه قبل از اندیمشک برای کار به مشهد آمد. او هفته‌ای چند بار تلفنی با ما تماس می‌گرفت، اما از یک هفته قبل تماس او به طور ناگهانی قطع شد. این خانواده افزودند: از آنجا که تلفن همراهش نیز در این مدت خاموش بود، به موضوع مشکوک شده و برای پیگیری سرنوشت او به مشهد آمدیم.

پس از این شکایت، ماموران تحقیقات خود را برای اطلاع از سرنوشت مرد جوان آغاز کردند. بررسی‌های پلیسی نشان داد میثم در یک دامداری در بلوار فردوسی مشهد کار می‌کرده است. بنابراین تیمی از ماموران خود را به آنجا رسانده و در جریان تحقیق از صاحب دامداری متوجه شدند میثم شب‌ها در اتاقک نگهبانی می‌خوابیده و یک روز عصر به طور مرموزی ناپدید شده و برای گرفتن حقوقش نیز بازنگشته است. تحقیقات پلیسی مشخص کرد زوج جوانی به نام‌های سیما و ناصر هم در آن دامداری کار می‌کردند که چند روز بعد از ناپدید شدن میثم آنها نیز بی‌دلیل تسویه حساب کرده و از آنجا رفته‌اند.

افشای راز فرار برای ازدواج

با کشف این سرنخ تجسس‌ها بر این زوج متمرکز شد. خانواده میثم پس از مشاهده تصویر مظنونان، آنها را شناسایی کردند. تحقیقات نشان داد ناصر و سیما از بستگان دور جوان گمشده هستند و این زوج چند سال قبل عاشق یکدیگر شدند، اما خانواده‌ها با ازدواج آنها مخالفت کرده‌اند، به همین دلیل از اندیمشک فرار کرده و کسی از آنها خبر نداشته است.

به دلیل این‌که احتمال می‌رفت این زوج مرتکب قتل میثم شده باشند، با دستور قاضی جواد حسینی، بازپرس ویژه قتل مشهد، پرونده در اختیار کارآگاهان اداره جنایی قرار گرفت. تیم جنایی در ردیابی‌های خود دریافت ناصر اوایل امسال به اتهام سرقت دستگیر و روانه زندان شده و چند روز قبل از ناپدید شدن پسر جوان با پایان دوره محکومیتش از زندان آزاد شده بود.

دستگیری متهمان

پس از پنج ماه تحقیقات گسترده ماموران دریافتند این زوج به یکی از روستاهای قم گریخته و زندگی مخفیانه‌ای را در آنجا آغاز کرده‌اند. تیمی از کارآگاهان با نیابت قضایی راهی این روستا شده و متهمان را دستگیر کردند.

ناصر و سیما در بازجویی‌ها منکر هرگونه اطلاعی از سرنوشت پسر جوان شده و ادعا کردند به‌دلیل ترس از خانواده‌ها مجبور شده‌اند مشهد را ترک کنند.

اعتراف به قتل

ماموران که متوجه تناقض‌گویی متهمان شده بودند به بازجویی‌ها ادامه دادند تا این‌که ناصر لب به اعتراف گشود و گفت: شش سال قبل با سیما آشنا شدم و به خواستگاری او رفتم، اما خانواده‌اش مخالفت کردند و ما مجبور شدیم به مشهد بیاییم. در اینجا زندگی آرامی داشتیم، اما به طور ناگهانی میثم در دامداری استخدام شد. او قول داد موضوع را به کسی نگوید و همین کار را کرد، تا این‌که من به اتهام سرقت دستگیر و به زندان محکوم شدم. وقتی از زندان آزاد شدم به رفتار همسرم و میثم مشکوک شدم و تصور می‌کردم آنها به من خیانت کرده‌اند. این موضوع خیلی آزارم می‌داد. با همسرم صحبت کردم اما منکر این موضوع شد، به همین ‌دلیل از او خواستم برای اثبات وفاداری، در قتل با من همکاری کند.

شب حادثه میثم را به خانه کشانده و او را با ضربه‌های چاقو کشتم. بعد جسد را داخل یک گونی گذاشته و داخل آن را پر از سنگ کردم و با کمک همسرم به داخل چاه انداختیم. روی چاه را با سیمان پوشاندم تا کسی متوجه ماجرا نشود. بازپرس ویژه قتل مشهد در این باره به خبرنگار ما گفت: با اعتراف متهمان و راهنمایی ناصر، چاه موردنظر در دامداری شناسایی و با کمک آتش‌نشانان جسد از عمق آن خارج شد. قاضی جواد حسینی افزود: پزشکی قانونی پس از معاینه جسد اعلام کرد مرد جوان با 24 ضربه چاقو به قتل رسیده است. متهمان روانه زندان شده‌اند تا صحنه قتل را بزودی بازسازی کنند.

نگاه کارشناس

یک جرم‌شناس درخصوص این پرونده می‌گوید: متاسفانه یکی از تهدیدهایی که به آن توجه نمی‌شود، بدبینی یا سوءظن زوجین به یکدیگر است. سوءظن محصول مجموعه‌ای از عوامل است که روی فرد تاثیرگذار بوده و باعث شک می‌شود. سوءظن بر اثر تفکرات باطل فرد به وجود می‌آید که پس از مدتی تمام ذهن او را فرا گرفته و هر روز ریشه آن در مغز گسترده‌تر می‌شود. این فرد شاید هیچ چیز برایش اثبات نشده باشد، اما به دلیل این‌که این افکار قدرت فکر را از او سلب کرده است، تصور خیانت را برای خود اثبات شده می‌داند.

دکتر محمدعلی نجفی‌توانا افزود: برخی تصور می‌کنند شک به دلیل عشق زیاد به‌وجود می‌آید، اما این‌گونه نیست. عشق و علاقه باید آرامش‌ساز باشد، نه این‌که با طرح پرسش‌هایی مانند این‌که «کجا بودی؟»، «چرا رفتی؟» و «با چه کسی رفتی؟» آرامش را از طرف مقابل گرفت. این استاد دانشگاه تاکید کرد: این بیماری باید با کمک متخصصان حل شود و درمان آن نیاز به زمان دارد. باید توجه داشت این افراد تمایلی به قبول اشتباه خود ندارند و دیگران را مقصر می‌دانند و این رفتار رفتاری بیمارگونه است که باید درمان شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها