شواهد تاریخی و روند استکباری آنها نشان می دهد که دنیای غرب از جنبش نرم افزاری و تولید علم در جهان اسلام بویژه ایران و مآلا گسستگی مرجعیت علمی خود نگران ، بلکه هراسان است و خواب خوش ندارد. آنها می دانند که با از دست دادن مرجعیت تام علمی ، نگاهها به بخش دیگری از جهان که واجد اخلاق انسانی است ، منعطف خواهد شد و این امر، نظم نوینی را که برپایه فرهنگ امریکایی طراحی شده است ، به چالش خواهد کشاند. دلهره آنها ناشی از تجهیز انسانی به فناوری برتر و شتاب آن در جمهوری اسلامی است که می تواند در کوتاه مدت علاوه بر شکستن انحصارگرایی علمی ، رعب کشورها و برخی ملتها را نسبت به قدرت و نفوذ امریکا و طرفداران آن کاهش دهد، بلکه بتدریج به افول بکشاند. آنها می دانند که در آن صورت ، خیزش استقلال خواهی ملتها و توجه به داشته های خویش و بالا رفتن سطح خودباوری ملی و هشیاری نسبت به اصالت های بومی ، موجب می شود که تبارسازی دروغین غرب به مخاطره بیفتد. به عبارت دیگر، آنها از افول «آقایی» خویش بر جهان نگرانند. اما جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر اعتماد به نفس و باور ملی «ما می توانیم» توانسته است نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر پیشی بگیرد. مردم ایران ، قدم اول این حرکت را که داشتن «خودباوری ملی» است ، به پاس تربیت دینی و انقلابی برداشته اند و با تکیه بر داشته ها و اصالت های خویش مصمم شده اند که حرکت «جنبش نرم افزاری» را که بحق می توان به عنوان انقلاب مکمل یاد کرد ، پرنشاط تداوم بخشند. نگرانی غرب به دلیل بالا رفتن سطح اعتماد به نفس علمی جوانان ایرانی و بسط گستره آن برای ایجاد تمدن و فرهنگ غنی ایرانی اسلامی است و می توان آن را اصلی ترین دلهره آنان قلمداد کرد. بهانه های دیگر، صرفا محملی برای سرپوش گذاشتن نیت و قصد اصلی خویش است تا دیگران از علم ستیزی آنها باخبر نشوند. زبان حال آنان این است که ما نمی خواهیم شما به حدی در مسیر تولید علم پیش بروید که مرجعیت علمی ما را زیرسوال ببرید و دیگران را برای تجهیز انسانی و تکنولوژیک خود ترغیب کنید. به همین دلیل است که آنان حتی حاضرند هرگونه امکان را در اختیار ایران بگذارند تا از حرکت علمی خویش در مسیر فناوری صلح آمیز هسته ای دست بردارد. آنها می دانند که اگر این حرکت تداوم یابد ، علاوه بر افزایش میزان «غرور ملی» ، بزودی نوعی «قطبیت علمی» برای ایران ایجاد خواهد شد که آنها انتقال این قطبیت را از غرب به کشورهای اسلامی ، نوعی خطر جدی برای بلوک خویش می دانند. با این توصیف ، امروز ملت ما در وهله ای قرار گرفته است که باید بین استقلال واقعی و حرکت به سوی تمدن سازی خویش و وادادگی و تن دادن به انحصارگرایی علمی غرب ، یکی را انتخاب کند که خوشبختانه مدتهاست که راه اول را با اطمینان انتخاب کرده است و اگر در این مسیر از تهدیدهای توخالی غرب نهراسد ، قطعا از این وهله تاریخ ساز و شاید مهمترین برهه تاریخ انقلاب اسلامی گذر خواهد کرد و آن گاه ایران اسلامی به عنوان یک قطب علمی و فناوری خواهد درخشید ؛ درخششی که برانگیزاننده ملتهای دیگر خواهد بود تا خود را باور کنند و برای شکوفا کردن استعدادهایشان در جهت اثبات خود ، حرکت کنند. این رویکرد مردم ایران در تاریخ به نیکی ثبت خواهد شد و نقطه عطفی در روند تاریخ بشریت خواهد بود. بر این اساس مردم و مسوولان و نیز محافل گوناگون بویژه محافل علمی و دانشگاهی باید بر چند اصل تاکید کنند و پی در پی آنها را در معرض افکار عمومی کشورهای دیگر قرار دهند:
1- اصل خودباوری : مردم ایران در سایه روانشناسی «امام و انقلاب» به سطحی از خودباوری ملی رسیده اند که کاملا به توانایی های خود هوشیارند و به آن اعتقاد دارند. طبیعی است اگر فرد یا افرادی به عیار واقعی خود هوشیار باشد ، آن را پاس خواهد داشت.
2- اصل گسترش استقلال : ملت ایران مصمم است که امور خود را بدون دادن اجازه دخالت به دیگران ، مدبرانه اجرا کند. در این راه ، دخالت و تهاجم دیگران را نمی تابد ، اما براساس اصول عزت و مصلحت ، با دیگران تعامل می کند.
3- اصل گسستن انحصارگرایی علمی : ایران مصمم است که به وسیله استعدادهای سرشار و عظیم انسانی خود بویژه جوانان متخصص ، به آخرین یافته های علمی دست یابد و آن را در جهت گسترش کرامت انسانی در دنیایی بدون تنش به کار گیرد.
4- اصل کوشش در جهت قطبیت علمی : ایران اسلامی با توان خوبی که دارد و با شتابی که در جهت تولید علم و افزایش یافته های دست اول پژوهشی در سطح بین المللی به دست آورده است ، منطبق بر چشم انداز 20 ساله خواهد توانست در برخی حوزه های علمی به عنوان قطب مطرح شود.
5- اصل تکریم علم و عالم : حرکت جنبش نرم افزاری و تولید علم ، به مایه انگیزشی نیاز دارد. این موضوع را می توان با تکریم عملی و بدون شعار علم و عالم ایجاد کرد. تکریم علمی اگر به صورت یک رفتار اصیل نهادینه شود، میزان الگوپذیری نسل جوان از الگوهای علمی و پژوهشی را ارتقائ می بخشد و نتیجه آن ، گسترش روحیه علم گرایی خواهد بود.
6- اصل تداوم و پایداری : طبیعی است در این مسیر ، دیگران که تبارسازی جعلی خود را در معرض خدشه دار شدن می بینند ، به بهانه های مختلف به انواع فعالیت های سیاسی ، حقوقی متوسل می شوند تا بتوانند مردم را از مسیر عزتمندانه خویش منصرف کنند. همان گونه که تا این لحظه تمام اندیشه ها و عملیات های استکباری با مقاومت و روحیه استکبارستیزی مردم ایران سد شده است ، صبوری و ثبات قدم در کوتاه ترین مدت آنها را به عقب خواهد راند.