حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
قادرم ادعا کنم که هر کس میگوید نه، دروغ میگوید. ولی این کار را نمیکنم، چون دوست ندارم پسفردا که خودم به دیگران از سادگیام گفتم و زرنگیهایی که هیچ وقت مرتکب نشدهام، صاف توی چشمم نگاه کنند و بگویند دروغ نگو!
ولی از آنجا که دیوانگان را با دروغ و تزویر نسبتی نیست، حداقل اینجا و در قامت یک دیوانه میتوانم اعتراف کنم که کارنامه زرنگیام در طول زندگی، اگرچه چندان پربار نیست اما غیرقابل انکار است. یکی دو موردش که اینقدر مهم و بامزه و جذاب است که اگر تعریف کنم حتماً تحسینم میکنید، ولی حیف که از اتاق فرمان گفتهاند نگو. راست هم میگویند، هر کسی آمار زرنگیهایش را مثل یک راز پیش خودش نگه دارد بهتر است تا اینکه آنها را جار بزند. کماهمیتترین دلیلش هم این است که خب دست آدم برای دفعههای بعد رو میشود. از کجا معلوم آن مادرمردهای که قرار است هدف بعدی این تکنیکها باشد، جزو طیف میلیونی مخاطبان «مجمع دیوانگان» نباشد؟ ضمن اینکه خب العاقل یکفی بالاشاره، قرار نیست همه چیز را برای آدم تعریف کنند که.
ولی حالا از شوخی گذشته، من فکر میکنم تن دادن به هر نظم مندرآوردی نشانه تمدن نیست، گاهی این تن دادنها شعور آدم را جریحهدار میکند. با بعضیها شُل بگیری، سوارت میشوند، هزاری هم این سوار شدنشان تحت پوشش یک قانونی، نظمی، عرفی چیزی باشد. قبول کنید؛ یک وقتهایی واقعا هیچ چارهای نیست! یا باید پا روی شعور خودت بگذاری یا باید کنار بیایی با رفتاری که بقیه اسمش را گذاشتهاند زرنگی یا زرنگبازی. بله ممکن است پشیمان هم بشوید، عذاب وجدان هم بگیرید، اما آن روی سکه وضعیت به مراتب بدتر است. میدانم که میدانید منظورم چه موقعیتهایی است. وگرنه هیچ کس –حتی دیوانهها- خردهمردمآزاریهایی که برادران و خواهران دیوانه دیگر همینجا اشاره و نکوهشاش کردهاند را تائید نمیکند.
عباس رضایی ثمرین
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....