به یاد دارم زمانی که او با رمان «اندکی سایه» برنده جایزه کتاب سال شد، من از کارشناسان بررسی این جایزه بودم. آن زمان بسیاری از آثار را بررسی کرده بودیم، اما به اجماع نرسیدیم. در این میان، مجموعهای از کتابها دیر به دست ما رسیده بود. بین داوران بحث بود که آیا این آثار را ببینیم یا خیر. کارتن را باز کردم، کتاب لاغر و کمحجمی دیدم به نام «اندکی سایه»؛ تورقی کردم. عجب نثری داشت؛ فضاسازیهایی که توجهت را جلب میکرد؛ اثری ویژه بود.
کتاب را به کارشناسان دیگر دادم که در میانشان مرحوم امیرحسین فردی و خانم راضیه تجار نیز حضور داشتند. به آنها گفتم اثر درخور و قابل توجهی است که میتواند شایسته جایزه باشد. دست آخر به این نتیجه رسیدیم که این کتاب را به عنوان برنده جایزه کتاب سال معرفی کنیم؛ البته مسائل حاشیهای پیرامون این انتخاب بهوجود آمد که از بیان آن میگذرم. اما برایم جالب بود زمانی که مرحوم بیگدلی برای دریافت جایزه در تالار وحدت روی سن آمد با آن هیبت و سبیلهای پرپشت، چقدر خوشحال بود و چقدر از دستاندرکاران تشکر میکرد.
احمد بیگدلی آنقدر به همسر و فرزندانش دلبستگی داشت که پس از درگذشت همسرش ضربه شدیدی خورد.
از ویژگیهای آثار او باید به بار احساسی و تصویری نیرومند آنها اشاره کرد. زمانی که آثارش را میخوانید در واقع، آن را میبینید. نکتهای که همیشه آن را به نویسندگان گوشزد میکنم؛ اینکه نگویید، نشان بدهید. نکتهای است از نهجالبلاغه که میتواند سرفصل و الگویی، نهفقط برای ادبیات معاصر ایران بلکه برای ادبیات جهان باشد. حضرت امیر به مالک میفرمایند: «برای من چنان بنویس که گویی من خود در آنجا بودهام و آن واقعه را دیدهام.» این مهمترین نکتهای است که میتوان به نویسندگان بویژه نویسندگان جوان توصیه کرد. مرحوم بیگدلی میتوانست نشان دهد؛ کاری که چندان آسان نیست. او اهل پرگویی نبود. معمولا حجم کارهای او لاغر است، ولی همه تصویر است. مشخص است که نویسنده پس از نوشتن، کلماتش را گزیده و صیقل داده است. او اصرار داشت سبک و نگاه نویی در ادبیات بهوجود آورد. نمیگوییم در این کار موفق بود یا خیر، ولی به همین اندازه که تلاش میکرد، قابل قدردانی و توجه است. یکی از گلههای او این بود که چرا «اندکی سایه» که برنده کتاب سال شده بود به سختی به چاپ دوم و سوم میرسد. حق هم داشت؛ کتابی که برنده جایزه سال شده اگر قرار باشد کنجکاویها را نیز برانگیزد حداقل باید چند بار تجدید چاپ میشد. اما احمد بیگدلی برخلاف برخی که راههای تجدید چاپ آثارشان را بلدند اهل این مسائل نبود. اهل لابی کردن نبود، رفتن او ضربه جبرانناپذیری به ادبیات ماست. روحش شاد.
فیروز زنوزی جلالی / داستاننویس