مدیران مجرب به جای کشمکش با دیگران شرایط موجود را سبک و سنگین می​کنند و راه حل ارائه می دهند

کشمکش‌ها را کنترل کنید

از زمانی که در دوران پیش‌دبستانی وارد حیاط مدرسه و به عبارتی قدم به جامعه می‌گذاریم، مجبور به کنترل بسیاری از کشمکش‌هایی هستیم که هر روز با آن مواجه می‌شویم؛ کشمکش‌هایی که به صورت زورگویی و قدرت‌نمایی دیگران بروز داده می‌شود و همچنین تعارضات رقبا، دشمنان یا حتی دوستان در محیط‌های مختلف شغلی یا خانوادگی و دوستانه.
کد خبر: ۷۱۷۰۴۵

ما باید از یکسری ترفندهای مدیریت تعارض آگاهی داشته باشیم تا در مواقع ضروری به‌طور هنرمندانه و کارآمد بتوانیم از عهده آنها برآییم. درواقع تعارض به شکل‌های گوناگون مانند مجادله، مخالفت و مشاجره درباره موضوع‌های گوناگون بین افراد رخ می‌دهد و باید روش‌های کنترل آنها را آموخت.

بنا بر تحقیقات معلوم شده است همه انسان‌ها از یک یا دو روش مذاکره در مواقع کشمکش آشنایی دارند و از آنها بهره می‌برند، اما افرادی که مدیریت سازمانی یا رهبری گروهی را به عهده دارند در این خصوص چیره‌دست‌تر هستند. آنها لحظه‌های بحرانی را می‌شناسند و موقعیت‌ها را به دقت می‌خوانند، اهداف کوتاه و بلندمدت خود را به درستی تنظیم کرده و در شرایط مختلف، استراتژی‌های گوناگون را به کار می‌بندند و به این ترتیب احتمال موفقیتشان را تاحد بالایی افزایش می‌دهند.

در حقیقت، تفاوت بین یک جروبحث معمولی یا یک تعارض طولانی‌مدت را بخوبی می‌شناسند و می‌دانند تا چه زمان در مسیر مذاکره باقی بمانند و چه زمان ترفندهایشان را تغییر دهند. این افراد که در برخورد با تعارض‌های روزانه و متناسب با هر نوع وضعیت روش‌های درستی به کار می‌برند کمتر با شکست و ناراحتی مواجه می‌شوند.

مدیران مجرب و رهبران گروه‌های مختلف که از هوش و مدیریت و تعارض بالایی برخوردارند، هنگام مواجهه با هر نوع مجادله و تعارضی پنج سوال مهم زیر را که می‌تواند شرایط موجود را سبک و سنگین کند، از خود می‌پرسند و سرانجام بهترین تصمیم و برخورد را به کار می‌بندند:

1 ـ آیا برخورد با این کشمکش ارزش دارد؟

کنترل کشمکشی که در انتها فایده‌ای به همراه نداشته باشد، ارزش برخورد کردن ندارد. شما باید خواهان موارد باارزش باشید؛ ارتقاء و پیشرفت، امتیاز مناسب، احترام، عدالت و پول. خلاصه باید چیز باارزشی درمیان باشد. در حقیقت مجادله‌ای بدون هدفی خاص صرفا مشاجره‌ای بیهوده و سر و صدایی بی‌معناست. قبل از هر مجادله‌ای ابتدا هدفتان را مشخص کنید.

2 ـ شخص طرف مجادله و گفت‌وگو چقدر برایتان مهم است؟

بسیار خوب، شما با کسی موافق نیستید. آن فرد ممکن است یکی از نزدیکان، دوست یا هم‌اتاقی یا مقام بالاتر محل کارتان باشد. ارتباط شما با او چقدر مهم است؟ آیا می‌خواهید آن ارتباط را حفظ کنید و حتی بهبود ببخشید؟ در این صورت با چه ترفندی می‌توانید مذاکره کنید تا اوضاع را بدون ایجاد عواقبی بد کنترل کنید؟ اما اگر این ارتباط برایتان اهمیت ندارد بازهم ممکن است خود را درگیر منازعه‌ای بیهوده کرده و فقط انرژی‌تان را هدر داده باشید. درواقع، مذاکره بر سر موضوع مورد اختلاف زمانی ارزش دارد که فرد مقابل برایتان مهم باشد و می‌خواهید ارتباط‌تان را با او حفظ کنید. در مواقعی که طرف دیگر ارزش چندانی برایتان ندارد، می‌توانید تنها به خود و اهدافتان بیندیشید و خیلی راحت او را کنار بگذارید، اما اگر می‌خواهید رابطه‌تان حفظ شود باید استراتژی مناسبی به کار بندید.

3 ـ آیا منافع فرد مقابل همسو یا خلاف شماست؟

آیا منافع طرف مذاکره همسو با منافع شماست و در حقیقت در اهداف و نگرانی‌هایتان شریک است؟ با خود بسنجید موضوع اختلاف صرفا روش‌های متفاوت رسیدن به هدفی مشترک است یا نه، طرف دیگر قصد صدمه رساندن دارد؟ باید بدانید می‌توانید به او اعتماد کنید و بنابر این اعتماد زمینه‌هایی برای همکاری در حل مشکل وجود دارد؟ یا این مجادله صرفا رقابتی است که باید تمام تلاش و هوشتان را برای برنده شدن به کار بندید؟

4 ـ قدرت در دست کیست؟

آیا شما قوی‌تر از طرف دیگر مذاکره‌کننده هستید یا قدرت‌تان کمتر یا برابر است؟ چه کسی روی دیگری تسلط دارد؟ وقتی قدرت برابر و شرایط منصفانه باشد می‌توان انتظار یک گفت‌وگوی منصفانه را داشت. ایمنی هر دو طرف تضمین می‌شود. موضوعات مطرح شده شفاف‌تر می‌شود، تصمیم‌ها گرفته شده و همه چیز بخوبی می‌گذرد، اما هنگام قدرت نابرابر برای رسیدن به هدف و منظور باید مهارت‌های مناسب مدیریت تعارض را داشته باشید تا اجازه سوء‌استفاده طرف مقابل را ندهید. حتی اگر قدرت‌تان بیشتر بود، ممکن است در معرض خیانت قرار بگیرید.

5 ـ آیا استراتژی به کار برده مناسب شرایط فعلی است؟

وقتی توانستید به چهار پرسش قبل پاسخ مناسب بدهید، می‌توانید به این موضوع که حالا باید چه کرد برسید. مدیریت تعارض زمانی به درستی انجام می‌شود که برای شرایط موجود ترفندی مناسب اتخاذ کنید که این ترفندها عبارتند از:

ـ حل مساله مشارکتی: در این حالت دو طرف با یکدیگر کنار آمده و مشکل را حل می‌کنند.

ـ رقابت‌جویی (تحکم): در این حالت خواسته‌های خود را مقدم بر خواسته‌های دیگری می‌دانید.

ـ اجتناب: خود را درگیر تعارض نمی‌کنید و از مجادله صرف‌نظر می‌نمایید تا ضرری بیشتر متحمل نشوید.

ـ انعطاف‌پذیری: از علایق و خواسته‌های خود به نفع دیگری می‌گذرید و سعی می‌کنید رابطه دوستانه‌ای به وجود آورید.

ـ مصالحه توافق: در این حالت به رسیدن برخی خواسته‌هایتان، نه تمام آنها رضایت می‌دهید.

با انتخاب ترفند مناسب می‌توان به بهترین نتیجه در هر منازعه‌ای دست یافت.

منبع: psychologytoday

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها