روی این اصل بعد از بازیهای محلی در نقاط مختلف ایران، تمرینهای زورخانهای و آموزش فنون کشتی در بین مردم رواج پیدا کرد، اما پس از تعریف جدیدی از ورزش و تربیت بدنی، رفتهرفته ورزشهای وارداتی رونق گرفت. تاثیر کار گروهی در اجتماع، به ورزشهایی مانند فوتبال، والیبال و بسکتبال که اساس آنها را کار گروهی تشکیل داده است، هویت بخشید تا این رشتههای ورزشی بعد از دهه 40 در ایران با استقبال خوب مردم روبهرو شوند.
با این حال رویکرد به ورزشهای گروهی با مشکلاتی همراه بود. ساموئل جوردن، مدیر کالج البرز در دهه 20 شمسی و یکی از کسانی که ورزشهای تیمی را در ایران رواج داد در خاطراتش مینویسد: ایرانیان همکاری با یکدیگر را بلد نیستند.
این اعتقاد در ذهن خیلیها وجود داشت که کار ورزش و تربیت بدنی در ایران بیشتر فردی است تا گروهی. برای ریشهکن کردن این باور در ورزش، لازم بود از دو جنبه با آن مبارزه کرد که دومی در تکمیل برنامه اول بود. نخست پدیدآورندگان بازیهای تیمی که بتوانند باورهای جدید توسعه اجتماعی را از طریق ورزش ایجاد کنند و دوم تغییر نگاه اجتماعی به ورزش و تربیت بدنی.
در سالهای بعد از پیروزی انقلاب با وجود جنگ تحمیلی و تحریمهای اقتصادی، ورزش ایران دستخوش ناملایمات زیادی شد، اما در سالهای بعد اهمیت خود را در ابعاد پرورشی، همگانی، قهرمانی و حرفهای بازیافت. با وجود این ورزشهای فردی به دلیل غنا و پیشینهای که داشتند، همچنان طلایهدار المپیکها و بازیهای آسیایی بودند.
ورزشهای تیمی اما در بعد داخلی مسیر طولانیتری را برای جلب توجه افکار عمومی به خود طی کرد. رقابتهای متعدد از جمله فوتبال سرخابیها با حضور تماشاگران در ورزشگاهها نوید ظرفیتهای عمومی در ورزش را میداد. این ظرفیتها یک بار در لباس ملی، زمانی که تیم ملی فوتبال از مقدماتی جام جهانی 1998 صعود کرد به نمایش گذاشته شد. بار دوم زمانی بود که پیروزی تیم ملی فوتبال بر آمریکا مردم را به کوچه و خیابانها ریخت و به این ترتیب جرقه تاثیر ورزشهای گروهی در زندگی اجتماعی زده شد.
بعد از آن بود که این باور به وجود آمد اگر برنامهمحور باشیم و یک سری قواعد کارهای گروهی را رعایت کنیم، میتوانیم در ورزشهای تیمی هم به موفقیت برسیم.
چندی نگذشت این باور که ورزشکاران در ورزشهای گروهی نماد کار مشترک برخاسته از درون زندگی اجتماعی هستند ایجاد شد و کمک کرد تا جامعه بپذیرد ورزش در دیگر حوزهها مانند فرهنگ و اقتصاد وارد شده است و میتوان موفقیتهای ورزشی را از این دو منظر بررسی کرد.
بسیاری از گردانندگان بازیها در سطح جهان به دلیل تاثیرات اقتصادی ورزشهای تیمی برنامههای متعددی در زمینه اسپانسرشیپ و تبلیغات دارند تا توسعه اقتصادی را هم از طریق گسترش مناسبات ورزشی در نظر داشته باشند. بنابراین رویکرد به ورزشهای گروهی در جامعه علاوه بر نیازهای داخلی، توجه جهانی را نیز به همراه دارد و امتیازهایی از این طریق به کشورها از جمله ملتهای درحال توسعه تعلق میگیرد.
اکنون پخش تلویزیونی بازیها، انعکاس رویدادها در رسانههای نوشتاری و شنیداری یا حضور بیواسطه مردم در ورزشگاهها، تیمهای ورزشی را به جلو هدایت میکنند. این همآوایی اجتماعی باعث میشود وقتی یک مسابقه پخش زنده میشود بازیکن احساس مسئولیت کند و در پی آن باشد باور عمومی را با تصاحب موفقیتهای بعدی تقویت کند؛ در واقع یک نوع تلاش دوسویه و بیوقفه اجتماعی. روی این اصل ورزشکاران رشتههای مختلف برای حفظ انسجام ملی و رابطه دوسویه با مردم تلاش میکنند تصور قبلی ناتوانی در نتیجهگیری ورزشهای گروهی را برای همیشه از لوح ورزش ایران پاک کنند.
هماکنون در کنار کشتی و وزنهبرداری یا تکواندو و چند ورزش انفرادی دیگر که چشم و چراغ کاروان ورزشی ایران بوده و هستند، در آستانه آغاز بازیهای آسیایی 2014 ورزشهای گروهی فوتبال، هندبال، بسکتبال و والیبال متاثر از فرآیندهای اجتماعی در ردیف اول بخت مدالآوری ورزش ایران قرار دارند. دوری از خصلت تکروی در ورزشهای گروهی و تبدیل من به ما در راستای برنامهمحوری فدراسیونهای تابعه، میتواند برای رفع یک اتهام تاریخی در این دوره و آینده ورزشهای گروهی ایران، موثر باشد.