ائتلاف مقابله با تروریسم در منطقه، باید ریشه‌های اصلی ترور در خاورمیانه را بخشکاند

4 عامل رواج تروریسم

تروریست‌ها همچون سلول‌های بیمار در بدن یک فرد، می‌توانند گاه در مدت کوتاهی سقوط یک دولت را موجب شوند.
کد خبر: ۷۱۶۲۰۱

منطق وحشت، چنان مخرب است که هر نظامی یارای مقاومت در برابر آن را ندارد و چنین است که بی‌ثباتی‌ها در یک کشور، می‌تواند خیلی زود موجبات نفوذ و سپس رشد تروریسم در کشورهای دیگر را فراهم آورد.

در مطالعات آکادمیک در حوزه تروریسم گفته می‌شود که تروریست‌ها زاییده شرایطی در یک کشور هستند که اصطلاحا به آن وضع «فقدان دولت» یا «حاکمیت دولت ضعیف» می‌گویند. شرایط عدم اقتدار دولت مرکزی باعث می‌شود تروریست‌ها با استفاده از خلأ قدرت، دست به اقدامات خشونت‌بار زده و حتی صادرات تروریست به دیگر نقاط را نیز در پیش گیرند. پس از پایان دو جنگ جهانی، آنگاه که برای اولین بار مفهوم «جهان سوم» رایج شد، برخی صاحبنظران نسبت به نبود اقتدار مرکزی در برخی از این کشورها ابراز نگرانی کردند. همین نگرانی‌ها باعث شد تا قدرت‌های بزرگ به بهانه تامین امنیت مردم منطقه، وابستگی دولت‌های جهان سومی به خود را پیگیری کرده و زمینه‌ای برای نفوذ بیشتر فراهم کنند. با وجود این، این امنیت وارداتی هیچ‌گاه نتوانست ثبات چنین کشورهایی را به ارمغان آورد و با خروج نیروهای خارجی، بار دیگر ضعف اقتدار دولت مرکزی، بر نگرانی‌ها دامن زد.

دخالت خارجی، راهکاری ناکارآمد برای مهار ترور

پایان جنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق، یکی از عوامل مهم ایجاد خلأ قدرت در برخی از کشورهای درحال گذار شد. افغانستان یکی از مهم‌ترین نمونه‌های چنین وضعی است. با خروج ارتش سرخ از این کشور، جنگ داخلی، این کشور را فراگرفت و در نهایت با حمایت‌های خارجی، یک گروهک تندرو توانست بر مجاهدین افغان غلبه کرده و زمینه شکل‌گیری شدیدترین خشونت‌ها را فراهم کند. هرچند کم نیستند حکومت‌های دیکتاتوری و خودکامه‌ای که خود، سیاست ترور را در پیش می‌گیرند، اما ضعف اقتدار دولت به تروریست‌ها فرصت می‌دهد تا تاکتیک‌های خود برای وحشت‌افکندن در دل مردم را از طریق انجام عملیات‌های گسترده عملیاتی کنند. برای همین است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برخی گروه‌های مسلح داخلی با خیال ضعف دولت، دست به سلاح برده و تجزیه‌طلبی و تروریسم را به‌عنوان راهبردهای محوری خود برگزیدند. استراتژی‌هایی که البته با وجود حمایت‌های مردمی از نظام سیاسی تازه‌تاسیس به جایی نرسید.

اندیشمندان علم سیاست، عناصر قدرت دولت را به مواردی همچون «قدرت سرکوب» با اتکا به سیستم نظامی و امنیتی قدرتمند، «مشروعیت» در لوای یک ایدئولوژی اقناع‌گر و «کارآمدی» به معنی امکان پاسخ به نیازهای مردم خلاصه می‌کنند. بنابراین اگر کشوری یک دولت قدرتمند، مشروع و کارآمد نداشته باشد، باید منتظر بماند تا تروریست‌ها امنیت کشور را به مخاطره بیندازند. همان‌طور که اشاره شد، گاهی کشورهای خارجی به کمک دولت وابسته به خود شتافته و موقتا باعث از بین رفتن نشانه‌های دولت ضعیف می‌شوند، اما این نوع دخالت‌ها چنان‌که در افغانستان و عراق تجربه شد، نمی‌تواند به‌گونه‌ای موثر و بلندمدت، زمینه بروز تروریسم را از بین ببرد. برای همین هم گفته می‌شود که قدرت یک دولت باید «درون‌زا» و برگرفته از مولفه‌های داخلی قدرت باشد.بدیهی است اگر چنین قدرتی وجود داشته باشد که از حمایت مردم نیز برخوردار باشد، تروریست‌ها زمینی برای بازی نمی‌یابند و مجبور به عقب‌نشینی و خروج از کشور می‌شوند؛ همان اتفاق تلخی که در سال‌های اوایل دهه60 در ایران تجربه شد و نشان داد که حتی در نبود ساختارهای پیچیده امنیتی، حمایت مردمی از یک نظام مشروع می‌تواند تروریسم را مهار کند.

دیکتاتوری، بسترساز تروریسم

نباید از یاد برد که دولت ضعیف الزاما در برابر دولت فربه قرار ندارد. یعنی نباید از ترس تروریسم، از دولت‌های انحصارطلبی حمایت کرد که براساس میل فردی عمل می‌کنند. چنین رژیم‌های مستبدی، درست مانند نفوذ خارجی، هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت جلوی شیوع تروریسم را بگیرند اما در بلندمدت، خود به پوششی برای توجیه اعمال تروریستی تبدیل شده و دردسرساز می‌شوند. دیکتاتوری صدام حسین در عراق یا استبداد معمر قذافی در لیبی، مثال‌های روشنی از چگونگی بسترسازی برای شکل‌گیری تروریسم در ذیل یک دیکتاتوری سرکوبگر است.

براساس مطالعات بین‌المللی، دولت‌های شکست‌خورده یا ضعیف، که توان تامین امنیت مردم خود را ندارند، عملا دست تروریست‌ها را برای وحشت‌آفرینی باز گذاشته و همسایگان خود را هم تهدید می‌کنند. افغانستان و سومالی از نمونه‌های روشن استقرار چنین دولت‌هایی است که اگر جامعه جهانی فکری به حالشان نکند، بی‌ثباتی خود را به دیگر کشورها منتقل می‌کنند.

تقویت کشورهای باثبات برای مهار منطقه‌ای تروریسم

به‌نظر می‌رسد بهترین راهکار برای مهار تروریسم، محاصره مناطق تحت سیطره تروریست‌ها با تکیه بر ظرفیت آن دسته از دولت‌های همسایه است که از ثبات کافی و قدرت مقابله با تروریسم برخوردار باشند. در این صورت حوزه عمل تروریست‌ها محدود شده و شکست آنان ساده‌تر خواهد بود. بر همین اساس حالا که اتحادی علیه داعش در جهان شکل گرفته است، باید عنوان کرد بهترین راهکار مقابله با این تندروی‌، توسعه قدرت کشورهای همسایه عراق مانند ایران است تا از این طریق امکان انتقال تروریسم به همسایگان محدود شود.

تهران پیش از این هم با کمک به افغانستان و عراق، نشان داده است بیم ضعیف ماندن همسایگان را دارد و بشدت از قدرتمند شدن و در نتیجه باثبات شدن آنها حمایت می‌کند. تهران خوب می‌داند که اگر این کشورها با دولت‌های نامشروع و ضعیف، تنها گذاشته شوند، بحران تروریسم همچنان گسترش خواهد یافت. برای همین هم تهران نه به روش مداخله‌جویی برخی قدرت‌های بزرگ، بلکه با تکیه بر مشاوره و همراهی سیاسی ـ اقتصادی، تلاش می‌کند به دولت‌های منطقه برای مهار تروریسم کمک کند؛ همان نقشی که باعث ارتقای اثرگذاری تهران در خاورمیانه شده و باید دید آیا می‌تواند به مهار کامل تروریسم در خاورمیانه بینجامد یا نه.

تروریسم معلول است، با علت مقابله کنید

بنابراین در صورتی که کشورهای مدعی مبارزه با تروریسم در نیت خود برای مقابله با افراطی‌گری جدی باشند، باید این مهم را در نظر داشته باشند که تروریسم، علت نیست بلکه معلول است؛ معلول شرایطی چون ضعف یا شکست دولت، دیکتاتوری و نبود پایگاه مشروع مردمی، فرهنگ افراط و تندروی و در فرجام، مداخله خارجی و وابستگی به قدرت‌های بیرون از جغرافیای منطقه که این سه عامل، می‌توانند حیات تروریسم را تسهیل کنند.

بنابراین که اگر قرار است جبهه‌ای برای مقابله با ترور تشکیل شود، باید در کنار جنگ با تروریست‌ها، تقویت دموکراسی در منطقه، کمک به ثبات و قدرت دولت‌ها و پایان دادن به دخالت‌های خارجی را نیز در دستورکار قرار دهد تا به این ترتیب ریشه‌های تروریسم خشکانده شده و شرایطی فراهم نشود که فروپاشی یک گروه تروریستی، باعث زایش گروه تروریستی دیگر شود.

محمود هرندی‌ /‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها