در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بابا رحیم هر روز سر کارمی رفت و وقتی هم به خانه میآمد، مستقیم به اتاقش میرفت و کارهای باقی ماندهاش را انجام میداد و تا صبح بیدار میماند.
یک روز از این روزها مرد بیچاره از بس که ضعیف شده بود، مریض شد و دیگر نتوانست به محل کارش برود. سارا که خیلی ناراحت پدرش بود، رفت کنار او نشست و گفت: بابا جون خوبی؟ چرا مریض شدی؟ من چه کاری میتوانم انجام دهم؟
بابا رحیم گفت: هیچ کاری دخترم، فقط برو کیف من را بردار و با برادرت برو خرید و هر چیزی که لازم دارید، بخرید!
سارا گفت چشم و بلند شد. داشت میرفت که زنگ تلفن به صدا درآمد. گوشی را برداشت و گفت: بله
از پشت خط آقایی گفت: منزل آقا رحیم؟
سارا گفت: بله بفرمایید؟
خانم، من پزشک پدر شما هستم. میخواستم بپرسم چرا چند وقته که نیامده برای چکاپ؟
سارا گفت: آقا پدرم مریضه و خانه خوابیده است!
پزشک گفت: قرار بود پول جمع کند برای عملاش. دخترم پیغام من را به او برسان و خداحافظی کرد. سارا خیلی ناراحت شد و پیش سعید رفت و گفت: سعید پدر مریض است و باید عمل اش کنند ولی مقدار پولی که جمع کرده خیلی کم است. سعید گفت: منظورت اینه که ما نمیتوانیم کیف و لوازم التحریر و لباس بخریم؟
سارا گفت: آره دقیقا همینه و ما باید کمکش کنیم.
سارا پیش مادربزرگش رفت و ماجرا را برایش تعریف کرد و با هم به مطب دکتر زنگ زدند و ماجرا را با آقای پزشک در میان گذاشتند. طولی نکشید که آمبولانس آمد و بابا رحیم را به بیمارستان برد. مادربزرگ هم مقداری پسانداز داشت و گذاشت روی پول آنها و هزینه عمل او را فراهم کردند.
سارا و سعید هم تصمیم گرفتند از چیزهایی که دارند استفاده کنند تا حال پدرشان خوب شود. بالاخره عمل پدر انجام شد و بابا رحیم سالم و سر حال به خانه آمد. سارا و سعید خوشحال بودند از این که پدرشان خوب شده است.
ولی سعید غمگین از این که کیفش کهنه بود و امسال هم دوباره باید آن را به مدرسه میبرد. در همین موقع، ناگهان صدای زنگ منزل آنها به صدا درآمد و بعد از باز شدن در یکی از همکاران پدرش وارد خانه آنها شد و یک پاکت بزرگ هم در دستانش بود. او پیش پدر سعید رفت و بعد از احوالپرسی پاکت را به بابا رحیم داد و گفت: بفرمایید این پاداش اضافهکاریهای شما، من این را از طرف آقای رئیس آوردهام.
سارا و سعید از خوشحالی بالا و پایین پریدند و خدا را برای سلامت پدر زحمتکششان شکر کردند.
گلنوشا صحرانورد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: