حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
با این حال، این سوال قابل طرح است که نظام شاهنشاهی و سلطانی در اروپا چه شباهتها و تفاوتهایی با چنین نظامی در تاریخ ایران قبل از انقلاب دارد؟ البته باید گفت در این قیاس نباید عصر امپراتوریها را در نظر گرفت. حکومتهای باستانی مانند امپراتوری روم و هخامنشیان، داستان دیگری دارند که باید در جای دیگری به آن پرداخت.
شباهت بزرگ نظامهای سلطانی در ایران و اروپا تکیه آنان بر زمین، کشاورزی و خراج دریافتی از دهقانان است. نظامهای فئودالی در اروپا و سلاطین ایرانی بشدت به این ممرهای درآمدی وابسته هستند به طوری که گفته میشود تقریبا تمام بودجه مملکتی از این راه تامین میشده است. در این شرایط طبیعی بود که هم سلاطین اروپایی و هم ایرانی میل عجیبی به تملک زمین بهعنوان سرمایه اصلی داشتند که این حس تا همین اواخر در میان شاهان ایرانی بود تا جایی که از تملک اراضی زیادی توسط رضاخان پهلوی در تاریخ ذکر شده و حتی در فرهنگ مردم عادی هم این میل رسوب کرده است.
با این حال تفاوتهای عمیقی در میان سلاطین ایرانی و اروپایی وجود دارد؛ نخستین مورد را باید جغرافیا دانست. باید توجه داشت که سلطان بودن در سرزمین اروپا که آسمان با زمین آشتی است و صد البته وسعت حکومتها کمتر است تفاوت مهمی با ایران دارد که هم وسعت بیشتری دارد و هم همواره دچار خشکسالی است. خشکسالی خود عاملی بود تا جور بر مردم در ایران بیشتر شود زیرا سلاطین بیملاحظه میخواستند خراج خود را بگیرند بی اینکه به داشتن یا نداشتن مردم فکر کنند. وسعت حکومت سلطانی میتواند نظارت بر مناطق مختلف حکومت را کمتر کند و همین موضوع جبر حاکمان محلی یا تشکیل حکومتهای ملوکالطوایفی را محتمل میکند.
برخی از اساتید علوم سیاسی، تفاوتهای مهمتر و عمیقتری را هم ذکر کردهاند. مثلا دکتر همایون کاتوزیان معتقد است در ایران، نظام سیاسی مبتنی بر دولت بوده در صورتی که در اروپا نظام بر پایه یک طبقه و گروه اجتماعی به وجود میآمده است. تفکیک دولت و طبقه اجتماعی در اروپا باعث میشده تفاوت عمیقتری بین یک حکومت سلطانی در ایران و اروپا ایجاد شود. در ایران، حکومت سلطانی، بدون هیچ قاعده یا قانونی و کاملا مبتنی بر نظرات فردی اداره میشده، اما در اروپا، همواره قانون یا قاعدهای برای حکومت وجود داشته حتی اگر این قاعده کاملا ناعادلانه باشد.
وابسته بودن حکومت به یک فرد یا تعداد محدودی از افراد و عدم طبقهسازی اجتماعی نیز باعث میشده جامعه به شکل کوتاه مدت در بیاید. موارد متعددی در تاریخ ایران وجود دارد که وقتی یک شاه با غلامان خود در یک شبنشینی شبانه جر و بحثی میکرده و در میانه شب به دست ایشان کشته میشده، تقریبا همه چیز در جامعه به هم بریزد و تغییر کند. روشن است که این وضع چه اثری بر فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی در کشور خواهد داشت.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....