حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بیخیال این حرفها از همان پیرمردهای مارکوپولوی دنیا دیده میشوم که انگار بهجای کار، همیشه تفریح کردهاند. از آنها که بعد از ظهرها بستنی کش میروند و کیک شکلاتی با قهوه میخورند. یک مرد سن و سالدار که نه افتاده است، نه متین. دنبال زندگی هم نمیرود زیرا زندگیاش پیش خودش است.
مرامنامه مکتب دیوانگی میگوید: نترسیدن از تجربههای عجیب و غریب فارغ از فکر اشتباه. اما مانیفست مخالفان، آنهایی که مکر و بازیگری نیاموختهاند، میگوید: سن هر چه پیش میرود اشتباه سختتر میشود. مرامنامه دیوانگی برای همین است که پیری را چیزی شبیه اکنون میبیند و بیشتر آدمها را اشتباهاتی بزرگ.
احتمالا موی سفیدم را تغییر نمیدهم. از این خطوط چشمنواز سفید و سیاه روی سرم، هر چند نرم و کم، حس خوبی دارم. مرامنامه دیوانگی تغییرات طبیعی و صرفا فیزیکی را راحت میپذیرد و تغییرش نمیدهد، اما از تبعید بیزار است. برای همین دیوانگان به پیری تبعید نمیشوند.
علیرضا نراقی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....