کلنگهای روبان زده شده و لبخندهای رضایت کسانی را که با کلی افتخار، این کلنگها را به نشانه آغاز ساخت یک پروژه ورزشی به زمین میزنند، همه ورزشیها بارها دیدهاند. غافل از اینکه پشت بسیاری از این لبخندها نه تدبیری بود و نه حساب و کتاب. طی دو دهه اخیر بارها این صحنهها تکرار شده و حاصل آن وجود 3500 پروژه نیمهتمام ورزشی است و انبوه توقعات مردم شهرهای مختلف برای تکمیل این پروژهها. بدتر از این بسیاری از این پروژهها از جمله ورزشگاه بزرگ نقش جهان اصفهان معارضانی دارند، به عبارتی زمینی که ورزشگاه در آن در حال احداث است در تملک وزارت ورزش و جوانان یا سازمان تربیت بدنی سابق نیست، این معارضان 160 نفر هستند و جلب رضایت آنها 4000 میلیارد تومان آب میخورد.
اضافه کنید به همه این شرایط بسیاری ورزشگاههای تکمیل شده کنونی را که بدون توجه به نیازهای منطقه بنا شده و به مرور زمان فقط مستهلک میشوند؛ورزشگاههای 15 و 20 و حتی 50 هزار نفری که هیچ گاه نصف این جمیعت را در دل خود ندیدهاند یا در شهری بنا شدهاند که حتی در لیگ دسته دوم فوتبال هم حضور ندارند و از همه بدتر سالنهایی که در بر و بیابان بنا شده و هیچ گونه استفادهای از آنها نمیشود.
اینها را یادآور شدیم تا این پرسش را مطرح کنیم که مدیرانی که چنین هزینهای بر بیتالمال تحمیل کردهاند و چنین بار سنگینی بر دوش ورزش گذاشتهاند، نباید پاسخگو باشند؟ اینها آمارهای رسمی بود که معاون وزارت ورزش و جوانان آنها را برای چندمین بار منتشر کرد و امیدواریم دستکم بر خلاف گذشته و مطابق وعدههای داده شده تا تکمیل این پروژهها هیچ کلنگی به زمین زده نشود؛ وعدههایی که البته در سالهای گذشته هم شنیدهایم، اما دریغ از عملی شدن آنها.
امید توفیقی/ گروه ورزش