حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
هنگامی که صحبت از فضای مجازی و دوستیهای این دنیای متفاوت میشود، همیشه بحث به سمت آسیبشناسی سوق مییابد. چرا همیشه صحبت از آسیبپذیری است؟
علت نگاه آسیبشناسانه به دوستی فضای مجازی از آنجا نشات میگیرد که ما حضور پررنگی در ایجاد پدیدههای جهان نداشته و در همین صد سال اخیر مصرفکننده بودهایم. به این جهت این پدیدهها را غریبههایی دانستهایم که چون برایمان ناشناخته بودهاند، همواره دلهره و ترس در ما ایجاد کردهاند. پس میکوشیم آسیبها و کنترلهای لازم برای آلوده نشدن به آنها را بیابیم. نهتنها روانشناسان و همکاران من، بلکه حتی روشنفکران ما به این سمت ماجرا غلتیدهاند. ولی نسل جدید با این پدیدهها آشنا شده و سریعتر با آنها انس گرفتهاند و این امر غیرقابل اجتناب است.
پس چرا چنین ترسی در نسل جدید وجود ندارد؟ نسل جدید نیز مانند پدران صد سال اخیر نقشی در ایجاد این پدیدهها نداشته است.
زیرا نسل جدید در همین بستر متولد شده است. او از همان کودکی با شاسی، تاچ، ریموت و... آشنا شده است. ولی پدر و مادرهای همین نسل بخوبی به یاد دارند که در دورههایی وقتی دکمه تلویزیون را فشار میدادند باید چند دقیقهای صبر میکردند تا تصویر بر صفحه ظاهر شود. آنها تجربه داغ شدن لامپ تصویر را داشتهاند. ولی نسل جدید آموخته که با یک کنترل از راه دور به محض فشار دادن یا لمس کردن ـ در لحظه ـ تصویر بر صفحه تلویزیون نمایان میشود. همین آشناییها موجب شده این نسل نسبت به دیگر اعضای خانواده خود در شناخت تکنولوژی مسلطتر باشند و حتی به بزرگترهایشان آموزش دهند.
ما حتی درباره دوستیهای فضای مجازی نیز نباید به دنبال آسیبشناسی باشیم؟
استفاده از فضای مجازی در عرصههای مختلف امروز فراگیر است. فقط فضای مجازی آسیب دارد؟ مگر عبور از پیادهرو یا خیابان آسیب ندارد؟ درست است که فضای مجازی از واقعیت فاصله دارد، ولی همین فضای مجازی به توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کمک کرده است. همین فضای مجازی کارکردهای مهمی در بسیاری از کشورها داشته و اکنون بعضی از جنبههای آن کمرنگ شده است. حال که زمان گذشته و بعضی از این جنبهها کمرنگ شده، ما تازه به آن روی آوردهایم. این دقیقا ماجرای پهنای باند در کشور ماست. اکنون که جهان استفاده اقتصادی از اینترنت برده است، ما به فکر افزایش پهنای باند هستیم.
در فضای مجازی بعضی از شناختها امکانپذیر نیست و بعضی افراد دیگران را فریب میدهند. با این اتفاق چگونه مواجه شویم؟
داستان پینوکیو، گربه نره و روباه مکار داستانی اسطورهای است. اگر یادتان باشد در یکی از قصههایشان، روباه مکار و گربه نره به پینوکیو پیشنهاد میدهند سکههایش را بکارد تا درخت سکه بروید. پینوکیو به جمع آنها وارد نمیشود، ولی خودش در تنهایی سکههایش را میکارد. این ماجرای آدمهای خام است. آدم خام چه با این ابزار و چه با ابزارهای دیگر، در هر صورت امکان فریبش وجود دارد. ابزار ناپخته نیز در هر جا میتواند ناپختگی افزونتری را ایجاد کند. من منکر آسیب مجازی نیستم، ولی نمیخواهم فضای مجازی را با آسیب یکسان بدانم. فضای مجازی آسیب و فرصت در اختیار مخاطب خود قرار میدهد و فرصتها به مراتب بیش از آسیبهاست. محدودیت و کنترلهای شدید و وسیع، بیش از آن که مانع ایجاد آسیبها شود، همان فرصتها را از بین میبرد. ما لازم است شیوه ارتباط سالم را بشناسیم و هرچه دیرتر نحوه روابط سالم را بیاموزیم با آسیبهای بیشتری مواجه میشویم و فرصتهای بیشماری را از دست میدهیم. دقت کنید کسانی که شان اجتماعی بالاتری دارند، کمتر به حوزههای آسیبرسان وارد میشوند.
آشنایی با فضای مجازی چه فرصتهایی را در اختیار ما قرار میدهد؟
حضور در فضای مجازی موجب میشود شخص بتواند خود را در معرض نقد عمومی قرار دهد. ما اکنون در حال مصاحبه هستیم، زمانی میگذرد تا این گفتوگو نوشته شود. بعد به دست مسئولان روزنامه برسد و خوانده شود و تغییرات و اصلاحاتی در آن صورت بگیرد. در نهایت اگر مطلب تائید شود، پس از چند روز به چاپ میرسد. سپس کسانی که اهل روزنامهخواندن هستند، اگر روزنامه را تهیه کنند و اگر این مطلب برایشان جالب باشد، آن را میخوانند. ولی در فضای مجازی، من فکرم را مینویسم و در زمانی بسیار کوتاه، حتی گاهی در چند ثانیه بازخورد میگیرم. حتی ممکن است ارتباطات خوبی از همین طریق صورت بگیرد. فضای مجازی فرصت آشناییهای مناسب را گسترش میدهد. من در همین فضای مجازی با کسانی از طریق دوستان یا نوشتههایشان آشنا شدهام که شاید در حالت عادی 20 سال طول میکشید تا آنان را بیابم یا شاید هرگز چنین امکانی حاصل نمیشد؛ مثل آشنایی با روانشناسان معتبر در دیگر کشورهای دنیا.
ما ساختار تغییر نیافتهای از جهت ایجاد نیاز در درونمان و جذب منابعی برای رفع آنها داریم. مثلا گاهی لازم است من با فردی با فلان خصوصیت مواجه شوم تا به رشدی شخصی برسم و بعد مسیر زندگیام ادامه یابد. فضای مجازی به بعضی از این اتفاقات سرعت میبخشد و بعضی را پیش از ایجاد نیاز در اختیارمان قرار میدهد؛ مثل کتابهای دانلودشدهای که هیچ وقت نیازی به خواندنش نداریم. چطور خودمان را از چنین مسائلی ایمن کنیم؟
طبیعی است هرگاه پدیده نویی در اختیارمان قرار میگیرد، ابتدا کمی گیج میشویم. همان طور که وقتی فردی ماشین دندهایاش را به اتومات تبدیل میکند. پس این طبیعت اتفاقات مختلف است. ما باید یاد بگیریم از این همه فرصت، فرصتهای شخصی و ارزش افزوده برای خود ایجاد کنیم. به جای تبدیل کردن فضای مجازی به خطر، نیازمند یادگیری و متدولوژی هستیم. باید برای دوری از چنین اتفاقاتی مکانیسمهای ارتباط بهتر را ترویج کنیم. این روند مناسبتر از بکننکنهای بیفایده است.
پس راه دفع اتفاقات منفی حاصل از دوستیهای فضای مجازی، قطع اینترنت و دیگر امکانات شبیه آن نیست؟
نمیشود همیشه گفت فضای مجازی آتش است، نزدیکش نرو! درستش این است که در فضای مجازی آتش هم هست، ما باید یاد بگیریم به آتشهایش نزدیک نشویم و از قسمتهای امنش بهره ببریم. بعضی گمان کردهاند راهحل در زندهکردن سبک زندگی دیروز است. مثلا میگویند: قدیمها مردم اینقدر به خیابان نمیآمدند و ما بیشتر وقتمان را در خانه سپری میکردیم و چنین اتفاقاتی برایمان رخ نمیداد. پس شما هم امروز به خیابان نیایید! همین راهحلهای عجیب است که موجب افزایش افسردگی در خانوادهها میشود. باور کنیم در قدیم اتفاقات متعدد ناگواری رخ میداده که دیگر امروز هیچ خبری از آنها نیست. ولی گویا همه آماده حرکت به عقب هستیم. در حالی که ما باید سوار مساله شویم تا بتوانیم آن را در اختیار خود قرار دهیم. ما به یادگیری و آموزش نیاز داریم.
منظورتان از یادگیری و آموزش ارتباط بهتر و تشخیص مفیدبودن دوستیها و ارتباطات اینترنتی چیست؟
اول، هر گاه پس از وصل شدن به گروهی متوجه شدیم که فقط وقتمان هدر میرود و هیچ ارزش افزودهای برایمان ندارد از آن دست بکشیم. دوم، وقتی کاری یواشکی میکنیم و میدانیم مطرح کردن علنی آن برایمان خجالتآور است، بدانیم که داریم راه را اشتباه میرویم. سوم آن که بدانیم از ارتباط جدیدی که برقرار کردهایم، چه ارزشهای خوبی نصیبمان شده است. آیا این ارتباط موجب روشن شدن مسیر زندگیمان شده است؟ آیا چیزی برای حرکت به سوی بهتر شدن در اختیار ما قرار داده است؟ یا این که ارتباطمان مانند آب دریاست که هر چه از آن مینوشیم، فقط تشنهتر میشویم و این تشنگی به خاطر شوری است و نه میل بیشتر برای یافتن حقیقت. در مرتبه چهارم، در خلوتمان از خود بپرسیم آیا من هم چیزی برای ارائه کردن به دوستان فضای مجازیام دارم یا ارتباطم فقط برای خودنمایی است؟
پس لازم است در طول زمان به جای سرکوب فضای مجازی که اتفاقا امروز همگی از آن استفاده میکنیم، روندهای غلط را تغییر داده و راهکار درست ارائه دهیم. اکنون کانالهای مختلفی در اختیار صدا و سیماست. همین کانالها در مجموع روزانه باید حداقل چهار پنج ساعت به صورت مفید به مقوله فضای مجازی بپردازند تا به جای آن که افراد در این دنیای بزرگ مجازی گیج شوند، منفعت بیشتری به دست بیاورند. مثلا اپلیکیشنهای مناسب پیشرفت دانشآموزان را معرفی کنند. این راه موجب میشود آسیبها به حداقل برسد. گرچه آسیبها در هر زمان برای افراد خاصی با امکانات مختلف وجود داشته و این امری اجتنابناپذیر است. یادمان باشد امروز زمان صادرات کالا نیست، بلکه محتوا باید صادر شود. ما در مسیر انتقال محتوای مناسب چقدر درست و ثمربخش عمل کردهایم؟
حورا نژادصداقت / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....