تلگرافخانه

پردیس- مجتبی رضایتی از ایلام- شبگرد تنها (به عکسا نیس که!)- [اسم پیدانکرده] از اراک!- رحیم روشنی کوهدشت- ژی‌ژی از کرج- سها ر.ز. از اهواز- فائزه- سارا تنها- سایه تنهایی- گل مرداب از کرمانشاه- آسمان- هانیه از اهواز (روی «رفت و غمش را ز چه دامان کشید؟» و « به، که فتوای ضمیر دل برید» و... کار کن.
کد خبر: ۶۹۸۰۰۹

تو می‌توووونیییی!)- پاشا حامدیان از شاهرود (کاملاً حق با شماست. تشکر کردند از یادآوری)- مربی تنها فولادشهر (من که دفعه اولم بود ازت پیامی به دستم می‌رسید)- فهیمه از بندر ترکمن (مامان بزرگم می‌گه: ننه جون اولندش که میل خودت! ولی برای این‌که فردا پس​فردا تو زندگیت به مشکلی برنخوری بگم که دومندش جوب خیابون یعنی در اوج بی‌کسی، در اوج بی‌پولی! در اوج بدبختی! بهش می‌گن تصویرسازی هنری گمونم!)- پریسا ج. از شمال- ن.ج. معاون مدرسه از کرج (درود بر پدر شما و هر پدر مسئولیت‌پذیر دیگری که به فرزندانش آموخت، عنوان شغلی مهم نیست؛ حیف که خیلی‌ها گویا این آموختنی را نیاموخته‌ایم)- شیمیدان از ساوه (اِوا! هر وخ ناراحت شدی، اسم من رو بنویس رو زمین یا حتی یه تیکه کاغذی و کفشتم وردار حالا نزن کی بزن! همچی بزن روش که حسابی سیاه و کبود شه! دلت که خنک شد بعد بیا این جمله آخر رو بخون: من خودم رو در برابر بروبچی مث تو ئوچیکتر از این حرفا می‌دونم. بخند و شاد باش و نذار هیچ‌چی و هیچ‌کسی باعث کنار گذاشتن شادی و سرحالی و سرزندگیت شه)- سمانه گیلانیان 19 ساله- بابا لنگ‌دراز از شاهرود- نیکو محسن‌پور از کوهدشت (حیف شد! لالایی اگه بلدی نگهش دار واسه خودت! یه چی بگو که اگه حواسمون نبود و خوابمون برده بود بیدار شیم باهاش از خواب؛ ولی خب... همین که هستی و اعلام حضور می‌کنی من خودم شخصاً دربست، درباز، با شیشه نصفه نیمه پایین، از راست، از چپ، مخلصجاتتم هستم. دهنمم کف کرد بس که واسه یه مخلصیم گفتن، این‌قد با عزیزم ببخشید فرزند لطفاً دهن‌به‌دهن شدم!)- باران، دختری از همین حوالی (آره گمونم! یه چی فرستاده بودی که بعد یکی دیگه یه چی دیگه فرستاد، لینکشم داد، دیدم نه انگار شباهتا زیاده!)- اکبر قره قاچ- نگار سادات رضویان از شاهرود- مرتضی از سمنان- ​مریم کاشانچیان از بابل (نه دیگه... اون‌قد حالیم هس که این جور مواقع باس به جای شوخی، تسلیت گفت و آرزوی صبر و محکم بودن کرد)- منیره مرادی فرسا از همدان- سادات از یزد- قناری از گنبد (آخیییی... خب تو که الان من رو هم غصه‌دار کردی. می‌خوای برم عوضش نون بگیرم؟! می‌خوای برم نفت بگیرم؟!!)- مهدیه سادات گلزار موسوی از همدان- ستاره قطبی (چی‌چیح؟ من؟ من؟ من رو می‌گی؟ من همه رو با یه چشم می‌بینم... البته دروغ چرا؟ الان متوجه شدم دو تا چش دارم! تو قانونا رو رعایت کن، مطلب خوب هم بنویس، کلاً هر دو تا چشی که دارم کور... اگه به دستم برسه و ببینم خوبه و نبرم بذارمش وسط صفحه)- پلنگ صورتی 16 ساله- سولماز پزشک جوان از قزوین- هستی 93- تراشکار- وریجک از کلارآباد- زهرا فرخی 33 ساله از همدان- ندا- و... بقیه هم طبق معموووول... منتظر باشن تا شماره‌های بعدی. زَتِتونم زیاااات!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها