اولین خاطراتی که از فوتبال به یاد میآورید چیست؟
نخستین خاطرات فوتبالی من؟ دیدار اسپانیا و مالت و نتیجه 12 بر یک به نفع اسپانیا. اسپانیا آن مسابقه را باید میبرد تا به جام ملتهای 1984 صعود میکرد. باید بگویم پدر من اصلا فوتبالی نبود ولی من همیشه دوست داشتم به استادیوم بروم و بازیها را از نزدیک تماشا کنم.
اما شما کار خود را در فوتسال شروع کردید. فوتسال چطور مهارتهای شما را بهبود بخشید؟
باید بگویم در کاتالونیا کودکان بیشتر در ابتدای کار فوتبال هفت نفره بازی میکنند. بسیاری از کودکان اسپانیایی نیز پیش از فوتبال به فوتسال روی میآورند. فوتسال شخصیت یک فوتبالیست را شکل میدهد. فوتسال نه قدرت که تکنیک را بهبود میبخشد. این رشته کمک زیادی به من کرد تا در فوتبال پیشرفت کنم.
فوتبال حرفهای خود را با اسپورتینگ گیخون (باشگاه اسپانیایی) آغاز کردید. نقش این باشگاه در پیشرفت شما به عنوان یک فوتبالیست چگونه بود؟
به پیشرفت من کمک زیادی کرد اما زمانی که چهارده ساله شدم این باشگاه دیگر من را نخواست و من مجبور شدم آنجا را ترک کنم. اما در هفده سالگی دوباره به این باشگاه برگشتم و برای تیم دوم این باشگاه یک سال بازی کردم. یک سال و نیم بعد را برای تیم نخست باشگاه به میدان رفتم.
چه اتفاقی افتاد که در سال 91(70 شمسی) به رئال مادرید پیوستید؟
هرگز گمان نمیکردم یک باشگاه بسیار بزرگ به سراغ من بیاید. زمانی که در اسپورتینگ گیخون بازی میکردم هرگز رویای بازی کردن در رئال مادرید را نداشتم اما به هر حال گیخون به دلیل مشکلات مالی، من را به این باشگاه فروخت. این مساله خیلی سریع اتفاق افتاد و من قرارداد پنج سالهای با باشگاه بستم. رئال مادرید بازیکنان بسیار بزرگی داشت. بازی کردن در کنار چنین بازیکنانی راحت بود چون آنها خیلی خوب بودند اما من میخواستم یک گلزن باشم در صورتی که در رئال من را هافبک میخواستند. بدتر از آن در رئال مجبور شدم به خط دفاعی هم بروم. به هر حال پنج سال برای این باشگاه بازی کردم. در تمام این مدت ترجیح میدادم یک مهاجم باشم.
با اینکه بازیکن مهمی در رئال مادرید بودید، چرا تصمیم گرفتید به بارسلونا بروید؟ این تغییر برای شما مشکل نبود؟
نه، راحت بود. من پنج سال برای رئال مادرید بازی کردم و به آن افتخار میکنم. در این مدت من پیشنهاداتی از بارسلونا و باشگاههای ایتالیایی داشتم. البته من همیشه دوست داشتم برای باشگاههای انگلیسی بازی کنم اما هرگز این شانس را پیدا نکردم. من با بازیکنان بارسلونا در اردوهای تیم ملی صمیمی بودم و مشکلی بابت بازی کردن در بارسا نداشتم.
رونالدو (بازیکن سابق تیم ملی برزیل) چگونه همبازیای برای شما بود؟ از بازیهای او لذت میبردید؟
زمانی که در آیندهوون بازی میکرد از تماشای بازیهای او در تلویزیون لذت میبردم. رونالدو پس از آن به بارسلونا آمد. او تماشاییترین بازیکنی است که تا به حال دیدهام. او در میدان مسابقه کارهایی میکرد که قبلا انجام نمیداد. اکنون ما به جای رونالدو، مسی را در بارسلونا میبینیم که قادر است شش بازیکن را دریبل کند. رونالدو خیلی قوی بود.
بابی رابسون (سرمربی فقید و سابق بارسلونا) چگونه به شما کمک کرد تا در نخستین سال حضور خود در این باشگاه به یک مهاجم تبدیل شوید؟
من دو بابی رابسون میدیدم. رابسونی که مربی است و رابسونی که یک مرد تمام عیار است. آن زمان مورینیو (سرمربی کنونی چلسی) دستیار رابسون بود. من ارتباط خیلی خوب و نزدیکی با او داشتم. او مرد مهربانی بود. بازیکنان میتوانستند به او نزدیک شوند و از آن سو رابسون بخوبی میدانست چگونه با آنها کنار بیاید. در مدتی که زیرنظر رابسون کار کردم او از من در هر سه نقش مهاجم، هافبک و مدافع استفاده کرد. این برای من مهم نبود که کجا بازی میکنم.
زمانی که مورینیو در بارسلونا دستیار رابسون بود فکر میکردید او روزی به یکی از موفقترین مربیان دنیا تبدیل شود؟
هرگز، حتی خودش هم چنین فکری نمیکرد. او آن زمان خیلی خوب فوتبال را میفهمید اما هنوز تبدیل به آدم خاصی نشده بود. از شخصیت او خوشم میآید.
گلی که در سوپر کاپ 1997 اروپا به بوروسیا دورتموند زدید از یاد نمیرود. خودتان آن گل را بهترین گل دوران فوتبالتان میدانید؟
مطمئن نیستم اما گل زیبایی بود. من از نزدیکی نقطه کرنر یک بازیکن را دریبل کردم و سپس توپ را به طرف دروازه شوت کردم و گل شد.
در ال کلاسیکوهای زیادی بازی کردید. عجیب ترین خاطره شما از این مسابقه چیست؟
فن خال زمانی گفت تیمی ال کلاسیکو را میبرد که احساساتش را کنترل کند. ال کلاسیکو برای من بهعنوان یک بازیکن چیز خاصی بود. ماجرای پرتاب کله خوک به سمت لوییس فیگو یکی از عجیبترین خاطرات من محسوب میشود اما در کل خاطرات بسیار خوبی از ال کلاسیکو دارم. هر چیزی که به ال کلاسیکو مربوط میشود دوست داشتنی است، از مربیان هر دو تیم تا تماشاگران و البته ورزشگاه.
زمانی که متوجه شدید فیگو میخواهد به رئال مادرید برود چه واکنشی نشان دادید؟
من از مدتها قبل میدانستم او میخواهد برود چون خیلی با او صمیمی بودم. این تصمیمی بود که خودش گرفت. مردم فکر میکنند فوتبالیستها اینجور مواقع باید خیلی خاص و متفاوت تصمیم بگیرند و فکر کنند، اما اینطور نیست. برای همین فیگو هم مانند یک فرد عادی تصمیم گرفت و به رئال رفت. به هر حال فیگو فرد بسیار خوبی بود.
شما مقابل بازیکنان خیلی بزرگی بازی کردهاید. سرسختترین بازیکنی که در برابرش بازی کردید چه کسی بود؟
بیشتر این بازیکنان حیرتانگیز از جمله رونالدو، ریوالدو، لوییس فیگو همبازیهای خودم بودند. مسی هم زمانی که نخستین بار در شانزده سالگی برای بارسلونا به میدان رفت زمانی بود که من کاپیتان شده بودم و گواردیولا در پیشرفت او نقش زیادی داشت.
ویسنته دل بوسکه، بابی رابسون، لوییس فن خال و خورخه والدانو. شما زیر نظر این مربیان بازی کرده اید. کدام یک بیش از همه شما را تحت تاثیر خود قرار داد؟
بازیکنان از هر مربی چیزی میآموزند، حتی اگر آن مربی بد باشد. مربی اگر بد باشد بازیکن پیش خودش فکر میکند که من در آینده هرگز مثل او نخواهم شد. البته این خیلی بهتر است که من نکات مثبت و جالب از آنها بیاموزم. مربیای که من بیش از همه از او آموختم لوئیس فن خال است. شیوه مربیگری او را خیلی میپسندم.
مربیگری در بارسلونا برای شما چگونه خواهد بود؟
این سختترین و بهترین چالش زندگی من است. من فعلا درباره آن صحبت نمیکنم. بگذارید زمان بگذرد آنگاه متوجه خواهید شد چه اتفاقی ممکن است بیفتد. اما همین قدر بگویم که باید منتظر اتفاقات جدید در بارسلونا باشید.
فورفورتو / مترجم: هیلدا حسینخواه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم