دروازهبان: مانوئل نوئر
بیشک بهترین دروازهبان جهان است. حضور او در دروازه آلمان برای این تیم یک موهبت است. خروجهای او هیچگاه نمایشی نیست. بسیاری از دروازهبانان برای جلب دوربینهای تلویزیونی از دروازه بیرون میآیند، اما نوئر مانند یک سوئیپر از دروازه بیرون میآید و حتی در بازیسازی تیمش کمک میکند. دقیقا میدانید منظورم چه نوع دروازهبانی است؟ او کسی است که وقتی شرایط ایجاب میکند دیگر احتیاجی به پاهایش ندارد و گاهی برای دفع توپ به هوا میپرد.
مدافع راست: پابلو زابالتا
البته او در تیم آرژانتین محتاطتر از زمان حضورش در منچسترسیتی بازی میکند. با این حال عملکرد او در آرژانتین فوقالعاده است. فصل قبل که مربی تاتنهام بودم در دیدار برابر سیتی او خستگیناپذیر بود. بازی را ٤ بر یک باختیم، اما در دقیقه ٨٥ بازی کارش از دویدن گذشته بود و پرواز میکرد. هنگام حرکت در خط طولی به منطقه فنی مربیان وارد شد و با خودم گفتم که برای متوقف کردنش بهتر است خودم روی پایش تکل بزنم!
مدافع میانی: ازکیل گارای
او را در فصل قبل دو بار در جریان بازی تیمم ـ تاتنهام ـ و بنفیکا ملاقات کردم. بعد متوجه شدم که اندره ویاش بواش او را برای زنیت سنتپترزبورگ به خدمت گرفته است. انتقالی که اصلا مرا شگفتزده نکرد. به این دلیل که او مدافع فوقالعادهای است. در ضربههای شروع مجدد به دلیل قدرت سرزنی بالا میتواند برای تیمش موثر باشد. او مدافع عاقلی است و چیزی را به شانس واگذار نمیکند.
مدافع میانی: مت هوملس
او نیز مانند گارای است. در این فهرست تیاگوسیلوا نیز میتواند حضور داشته باشد. غیبت او در برابر آلمان مشخص شد که چقدر تاثیرگذار است. هوملس یک مدافع بزرگ است که در ضربات شروع مجدد عالی است. آلمان استقرار دفاعی جلویی دارد که مدافعانش نیز سریع نیستند. مهمترین ویژگی او نه سرعت که قدرت بازیخوانی زیاد است.
مدافع چپ: مارکوس روخو
مدافع چپ زیادی نداریم که بتواند در کارهای هجومی موثر عمل کند. روخو یک مدافع به سبک قدیم است. بخوبی دفاع میکند و مدافعان کناری خود را پوشش میدهد و با زیرکی تمام جلوی ارسالها را میگیرد. مانند مدافعان کناری امروزی علاقهای به حرکاتی که بالها انجام میدهند ندارد. او مرا به یاد استیوارت پیرس میاندازد.
هافبک میانی: تونی کروس
او نیز مانند دیگر بازیکنان بایرن مونیخ چند بعدی است.هم میتواند در پست هافبک هجومی بازی کند و هم در هافبک میانی. کسی است که با پاسهای طلایی میتواند نتیجه بازی را عوض کند. با هر دو پا نیز بخوبی شوت میزند. قبل از او بازیکنی که چنین هافبک چند وجهی باشد ژابی آلونسو بود. نکته مثبت بازیکنانی از جمله کروس این است که بازی را میتواند از عقب شروع کند. از این حیث مدافعان احساس امنیت میکنند. او بخوبی میداند که چه موقع بازی را کند کند و چه موقعی ضرباهنگ بازی را افزایش دهد.
هافبک میانی: پل پوگبا
اگر آموزشهای کاملتری ببیند، بیتردید یکی از بهترین هافبکهای دنیا خواهد شد. سرعت بالایی دارد و بخوبی به فاز هجومی تیمش افزوده میشود. از لحاظ شخصیتیشناختی از او ندارم، اما میدانم که فوتبالیستی حرفهای است. در بین خطوط حرکات موثری انجام میدهد و در مواقع لزوم میتواند بازی را نگه دارد. انرژی فوقالعادهای هم دارد. تا آخرین دقایق بازی میتواند به خط حمله افزوده شود و به تیمش کمک کند.
هافبک هجومی: آرین روبن
به نظر من بهترین بازیکن جام است. بازیکن موثر و خستگیناپذیر هلند که یک تنه میتواند نتیجه بازی را عوض کند. در سی سالگی هنوز هم بهترین بازیکن کشورش تلقی میشود. سرعت وحشتناکی دارد و هیچ خط دفاعی نمیتواند در برابر او آرامش داشته باشد.
مهاجم: توماس مولر
مانند کروس او نیز میتواند در همه پستها در خط میانی و حمله بازی کند. بهترین بازیکن جوان جامجهانی قبل و در این جام نیز یکی از بهترینهاست که با کمی خوش اقبالی میتوانست بیشترین گل را در این جام به ثمر برساند. تسلط او مقابل دروازه حیرتانگیز است. با خونسردی بالا در سختترین شرایط برای تیمش گلزنی میکند.
مهاجم: نیمار
در تیم ناامیدکننده برزیل او تا قبل از مصدومیت ناجی تیمش بود، اما مصدومیت ناراحتکننده او برزیل را ناکارآمد کرد. جانشینان او هم ویلیان و هم برنارد عملکرد بدی داشتند و با بازیهای بدشان غیبت نیمار بیش از همیشه به چشم آمد. البته جای خامس رودریگس نیز در تیم منتخب من خالی است، اما نکته بازی نیمار حرکات عرضی ویرانگرش است.
مهاجم: لئو مسی
بهترین بازیکن جهان بدون تردید. آرژانتین با داشتن مسی بسیار خوششانس است. کسی که سرانجام ارزشش را در آلبی سلسته به رخ کشید. البته هنوز که هنوز است مارادونا در سطحی بالاتر از مسی قرار دارد؛ آن هم به دلیل محبوبیت بیشتر او و عملکرد حیرتانگیزش در جام جهانی ١٩٨٦ است. مسی در دیدارهای مقدماتی آرژانتین عالی عمل کرد. چهار گل زد و در برابر سوئیس نیز پاس گل ارزشمندی به دی ماریا داد.