حتی حق همه ماست که یک گزینه بینابینی را انتخاب کنیم. گزینهای که نه در «بله» خلاصه میشود و نه در «خیر»، یعنی بگوییم که از این رفتار و کارهای او خوشمان میآید و از رفتار و کارهای او خوشمان نمیآید. دوست نداشتن کارلوس کرش برای آنهایی که دوستش نمیدارند؛ قابل احترام است و در میان دلایل دوست نداشتن هم حتما استدلالهای جالبی وجود دارد که به شنیدنش میارزد. خیلی راحت میشود سیستم دفاعی کرش را که سالهای سال با اوست، نپسندید یا نوع برخورد و گفتار او را نمیشود دوست داشت. یا هر چیز دیگر پشت آن منطق یا احساسی خوابیده باشد برای آن که از ادامه فعالیت این مرد پرتغالی خوشحال نبود.
اما از همین جا می شود گفت که باید میان کارلوس کرش و تیم ملی ایران مرزی ایجاد کرد. هرچند پیدا کردن این مرز آسان نیست و تیم ملی در جام جهانی با تفکرات کرش به میدان رفت، اما میتوان گفت آنچه تیم ملی ایران به دست آورد، بیشتر از آن که برای سرمربی ثبت شود؛ به نام ایران ثبت شده است. بهتر است رسانههای خارجی را مرور کنیم؛ بعد از همان باخت مقابل آرژانتین، چندین و چند یادداشت تحسینآمیز در ستایش تیم ملی ایران نوشته شد؟ آیا به غیر از این است که «لیونل مسی» ستارهای که کابوس همه مدافعان جهان محسوب میشود، پس از بازی مقابل ایران به تمجید از سبک بازی ایران پرداخت و گفت ایران یک دفاع مدرن و پیچیده داشت.
کانون مربیان ایران در بیانیهای که چند روز پیش منتشر کرد؛ در گوشهای برای تخریب کرش گفته بود که نوع بازی ما مثل بازی با کره جنوبی در 24 سال قبل بود که با یک سیستم دفاعی به پیروزی رسیده بود. دوستان رویشان نمیشد، اما در فحوای کلامشان این بود که تیم ملی در مقابل آرژانتین با همان سیستم قدیمی و سنتی زیر توپ زدن که در فوتبال ایران به «علی اصغری» مشهور است، به میدان رفت. گذشتن از کنار این مساله آسان نیست که همان قهرمانی در بازیهای آسیایی 1990 برای فوتبال ایران یک نیاز برای عبور از رخوت سالیان بود و همه ما آن روز با گل مرحوم سیروس قایقران به اوج رسیدیم، اما سوال اینجاست که اکنون با پیش کشیدن این مسائل چه چیزی را میخواهید ثابت کنید؟ آیا میخواهید به همه ما که پس از سوت بازی مقابل آرژانتین خوشحال بودیم و به قولی احساسی بگویید که احساس غرورمان بیجهت بود؟... دوست داشتن و دوست نداشتن کرش حق هر کسی است، او میتواند انتخاب کند. ماندن یا نماندن کرش هم دست هیچکدام از ما نیست. در نهایت این فدراسیون است که تصمیم نهایی را میگیرد و حتما وقتی این تصمیم را میگیرد تبعات آن را هم در نظر میگیرد، اما حواسمان باشد به بهانه تخریب کرش، تیم ملی را تخریب نکنیم.
افشین خماند / جامجم
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)