گریز از قلمرو افیون

جام جم آنلاین: باز هم سخن از اعتیاد ، این آسیب اجتماعی تقریبا لاینحل است. لاینحل به این دلیل که پیچیدگی عوامل دخیل در آن بیش از آن است که با اعمال یک یا چند راهکار مشخص بتوان از شیوع آن جلوگیری کرد.
کد خبر: ۶۸۹۷۷

این بیماری با یک واکسن خاص قابل پیشگیری نیست ، تنها گروه خاصی را آلوده نمی کند و مختص یک زمان مشخص نیست.
از اینروست که طیف برنامه ها ی مبارزه با مواد مخدر باید همواره جوامع مختلف ، گروههای سنی متفاوت و اقشار مختلف مردم را در برگیرد.
بهر حال گرچه ریشه کنی اعتیاد تقریبا نا ممکن است ، لازم است جهت پیشگیری از گسترش آن و نیز درمان مبتلایان تلاشهای برنامه ریزی شده ای صورت گیرد.
باید با همه قوا با این بلای بزرگ قرن مبارزه کرد. نکته قابل توجه این است که در مورد اعتیاد هم مانند سایر بیماری ها پیشگیری بهتر از درمان است.
در واقع می توان گفت پیشگیری عملی تر از درمان و ترک اعتیاد است. شاید بهترین راه مبارزه با اعتیاد ، جلوگیری از ابتلا به آن باشد.
بطور کلی پیشگیری اقداماتی را شامل می شود که به منظور کاهش قرار گرفتن افراد در معرض خطر و افزایش ایمنی آنها در مواجهه با آن صورت می گیرد.
بنابراین شناخت عوامل موثر در اعتیاد و نیز فاکتورهای دخیل در ایمن سازی بر علیه این بلای خانمان سوز در هر جمعیت بسیار حائز اهمیت است.
اولین مرحله پیشگیری از زمان کودکی و در حقیقت در بدو تولد آغاز می شود.
تحقیقات نشان می دهد سوء مصرف مواد حتی در توارث نیز اثر می گذارد و فرزندان پدران الکلی تمایل بیشتری برای اعتیا د به الکل دارند. پس نخستین گام منع والدین از سو گیری منفی است.
سپس آنچه بیش از هر چیز در گرایش های آینده انسان نقش دارد آموزش های والدین در خانواده این کوچکترین واحد اجتماعی است و والدین برای اعمال تربیت کارساز ، باید خود به لحاظ گفتار و رفتار کودک را از نزدیک شدن به قلمرو گرایش های منفی باز دارند.
تربیت صحیح زمانی میسر خواهد شد که الگوی مناسبی وجود داشته باشد و پدر و مادر اولین و بهترین الگوهای کودک هستند.
لذا آشنائی با مفاهیم مثبت و منفی و گرایش به آنها عملا از محیط خانواده آغاز می شود و بهمین ترتیب با ورود کودک به اجتماعات بزرگتر ادامه می یابد.
با آموزش صحیح که البته کار چندان آسانی نیست ، کودک در جایگاه یک فرد با ارزشها و ضد ارزشها به خوبی آشنا می شود.
او فرا می گیرد به چه چیزی گرایش پیدا کرده و از چه چیز بپرهیزد.
اینگونه است که با این دانسته ها و باورها رشد می کند و لذا با پذیرش ژرف یک سری اصول و مبانی تعریف شده بعنوان ارزشهای اخلاقی ، فرهنگی ، و اجتماعی پرورش می یابد و این راه ، عملا روشی برای منع او از گرایش های منفی از جمله اعتیاد است.
به این ترتیب خود بخود اقدام پیشگیرانه و ایمن سازی اولیه صورت می گیرد.
در این صورت است که سایر عوامل مانند شرائط دشوار زندگی ، رویاروئی با ناکامی ها ، فقر و غیره منجر به زیر پا نهادن همه ارزشها و گرایش به سمت جهان بدون هشیاری اعتیاد نخواهد شد.
کودک وارد جامعه ای می شود که مجموعه ای از ارزشها و ضد ارزشها را به او معرفی می کند.
در واقع پیش از آنکه او زبان به سخن بگشاید ، باید بشنود.او همه چیز را می شنود اما باید بیاموزد لازم نیست هر آنچه را می شنود ، گوش دهد.
او باید بتواند "نه" بگوید و این مهارت را از کودکی فرا می گیرد و در صورت عدم آموزش ممکن است در هر سنی و در برابر هر پیشنهاد ی تسلیم شود.
هر فردی باید این مهارت را از کودکی بیاموزد تا در نوجوانی و جوانی بتواند در برابر پیشنهاد های مختلف از جمله کشیدن سیگار ، استفاده از مواد مخدر و غیره که معمولا در قالب واژه تفریح تحمیل می شوند ، به راحتی و بی هیچ نگرانی بگوید "نه".
به این ترتیب خود را از تنگنای کسب رضایت دیگران به قیمت تباه کردن زندگی خود برهاند.
بنابراین والدین آگاه ، با شیوه تربیتی صمیمانه و صحیح از آسیب پذیر شدن فرزند خود جلوگیری می کنند.
به این معنا که اگر روش تربیتی بدرستی اعمال شود ، مقاومت لازم جهت مواجهه با مسائل و مشکلات بدون آسیب پذیری امکان پذیر خواهد بود.
واضح است که تحت شرائط یکسان افراد آسیب پذیر ، بیش از سایرین صدمه می بینند.
مرحله بعد در پیشگیری از هر بیماری دور نگه داشتن افراد از عامل بیماریزاست . در مورد اعتیاد هم وضع به همین منوال است.
بدین معنی که مواد مخدر و اعتیاد آور باید حتی الامکان از دسترس دور باشند. چرا که بهر حال با وجود روشهای تربیتی مناسب ، گاهی شرائط خانوادگی ، اجتماعی چنان نابهنجار می شوند که قدرت تفکر سالم را از فرد می گیرند و اینجاست که عامل آسیب رسان (ماده مخدر) باید از دسترس او دور باشد.
در کنار دور نگه داشتن افراد بویژه جوانان از مواد مخدر ، لازم است خطرات و عواقب مصرف مواد به آنان آموزش داده شود.
این آموزش همانطور که اشاره شد از خانواده آغاز می شود و در سطوح مختلف اجتماعی تداوم می یابد.
یکی از بخش ها ی مهم که نقش اساسی در این آموزش دارد ، رسانه ها بطور اعم و تلویزیون و سینما با تولید برنامه های مفید بطور اخص می باشند.
مسئله دیگر مراقبت و نظارت بر روابط فرزندان است.یکی از شایعترین روشهای گرفتار شدن به دام اعتیاد ، مجالست با دوستانی است که در واقع دشمنانی در نقاب دوست هستند.
آنان عمدا و سهوا می توانند دست جوان نورسته ای را بگیرند و با خود به قعر نیستی ببرند.
گاهی اوقات هم خود بر لب پرتگاه می ایستند و سقوط دیگران را تماشا می کنند ، و به این وسیله به نوائی هم می رسند.
البته روی آوری به اعتیاد در همه سنین امکان پذیر است و عوامل متعددی در این امر دخالت دارند.
دوره راهنمائی و دبیرستان زمان سو گیری گرایش هاست. در این هنگام جوان به لحاظ حس خود بزرگ بینی ، کنجکاوی ، ظهور غریزه جنسی ، خیال پردازی و غیره دوران حساسی را می گذراند لذا برخورد با آنها باید کاملا حساب شده و تحت کنترل باشد.
اما همانطور که اشاره شد اعتیاد محدودیت سنی ندارد. هرچند که بیشتر در میان جوانان و نوجوانان شیوع پیدا می کند اما ، مردان و زنان بزرگسال نیز در معرض خطر قرار دارند چرا که با مشکلات و موقعیت های خاصی روبرو می شوند و اینجاست که هر شخص بنا به ظرفیت وجودی خود ، سطح شناخت و آگاهی ، و توانمندیش برای گذر از مراحل بحرانی بدون گرایش منفی خود را محک می زند.
البته ژرفای آسیب عمیق تر از آن است که به مدد قلم و کاغذ به تصویر کشیده شده و کاملا درک شود.
هر کس به نوعی با مشکلات مواجه می شود و مشکلات هم تمامی ندارند.
نحوه مقابله با آنها و کنار آمدن با شرائط است که چهره زندگی را مشخص می سازد. آنچه مسلم است هر سنی با نیازمندیهای خاص خود روبروست که باید به نحو احسن تامین گردد.
برای مثال کودکان نیازمند برخورداری از محبت صمیمانه والدین ، یک تربیت دوستانه و البته مقتدرانه از سوی آنها هستند که باید تامین شود ، در غیر اینصورت عواقب و پیامد های آن به اشکال مختلف بصورت ناهنجاری ها و آسیب های اجتماعی ظاهر می شود.
پس از تربیت ، آگاه سازی و شناخت ، فراهم آوردن مجموعه امکانات موثر در گذران مناسب و مثبت زمان از راهکارهای مهم جلوگیر از روی آوری به مواد مخدر است.
اگر دنیای نوجوان شاد و مثمر ثمر باشد ، نیازی نمی بیند آن را در عدم هشیاری سپری کند بلکه هشیاری را ترجیح می دهد.
در صورتی که لحظات معنی دار باشند ، نمی خواهد آن را در خماری از دست بدهد بلکه مایل است از هر لحظه بهره ببرد و مشتاق است که لحظات را در هشیاری ملاقات کند اما نکته مهم همین معنی دار کردن لحظات و مثمر ثمر بودن زمان است.
این بخش است که برنامه ریزی دقیق را می طلبد تا نتیجه آن ، تفکر مثبت و خلاق و زندگی سالم وشاد باشد.
افراد بزرگسال هم نیازهائی مطابق با سن و جنس و موقعیت خود دارند.
برای مثال فقر یکی از شایعترین علل روی آوری به مواد مخد ر است لذا ریشه کنی اعتیاد بدون رفع فقر حاکم ممکن نخواهد بود.
شرائط دیگر مانند فقر فرهنگی ، عدم آگاهی ، کمبود شغل و مسکن ، مشکلات با همسر ، اضطراب ناشی از زندگی ماسینی ، دور شدن از طبیعت بکر و الهام بخش زندگی ، کمبود امکانات رفاهی ، وجود رفتار های تبعیض آمیز و تحقیر کننده و غیره هریک می توانند بنوعی در گرایش به اعتیاد نقش داشته باشند.
در اینجا مشخص می شود که طیف برنامه های مبارزه با مواد مخدر تا چه حد باید گسترده باشد و ابزار مورد نیاز اعم از فرهنگی ، آموزشی ، تفریحی هر یک بخشی از این برنامه ها را پیش می برند.
تا اینجا صحبت از کسانی بود که هنوز آلوده به مواد مخدر نشده اند و باید سعی کرد تا از آن فاصله بگیرند.
اما در مرحله ای دیگر از مبارزه با اعتیاد ، با فرد یا افرادی مواجه هستیم که در این دام گرفتار شده اند.
در این زمان دو واکنش به موقع مورد نیاز است: درمان بیمار و ممانعت از عود آن.
در اینجا فرد با ماده مخدر آشنا شده و مسلما رها کردن او از بند اسارت اعتیاد از پیشگیری دشوار تر است. چرا که بیماری هست که باید درمان شود.
در حالیکه پس از درمان نیز امکان قرار گرفتن در معرض عامل آسیب زا وجود دارد و از آن گریزی نیست.
بنابراین کار کمی دشوارتر بوده و زمان بیشتر ، برنامه های خاص و اقدامات پیچیده تری را می طلبد البته در این مرحله توجه به شخصیت فرد نیز حائز اهمیت است.
او باید خود علاقمند به ترک باشد در حالیکه فرصت آزمایش مجدد مواد باید از او گرفته شود.
و بالاخره مرحله دیگری هم وجود دارد و آن زمانی است که با یک بیمار آسیب دیده مواجه هستیم.
فرد معتاد در واقع به نوعی بیمار است اما مجرم نیست. شاید او با پای خود به این قلمرو شوم وارد شده باشد اما برای ترک آن نیازمند یاری است.
آنچه تحت عنوان باز پروری مطرح می شود عبارت از باز گرداندن سلامت فرد معتاد و رهائی از این تنگناست.
رسالت این اقدامات ، پرورش مجدد فرد است بطوریکه بعد از درمان ، خود از عامل بیماری پرهیز کند.
یک نکته اساسی و بسیار مهم در میسر شدن هدف درمان ، تمایل خود فرد و عزم او برای ترک اعتیاد است.
در غیر اینصورت در مان موثر عملی نمی شود. دوره درمان طولانی است و او باید این را بپذیرد.
بهرحال گرچه نیاز به پیشگیری یک حقیقت غیر قابل انکار است ، انتخاب بهترین روش آن کاملا روشن نیست و اصولا مجموعه ای از فعالیت ها و روشها مورد نیاز است تا شاید تاثیر مثبتی مشاهده شود.

زهرا فقهی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها