پس از آن که اواخر نیم فصل اول لیگ برتر، موج برکناری های گسترده سرمربیان آغاز شد، همگی پیکان انتقاد را به سمت مدیران عامل باشگاه ها نشانه رفتند و آنها را به نتیجه گرا بودن متهم کردند.
کد خبر: ۶۸۶۸۶
در این میان عبارت «نتیجه گرا» تبدیل به چماقی شده بود که بر سر مدیران کوبیده می شد، اما پس از این که مدتی گذشت ، مشخص شد که جانشین های مربیان ناموفق ، چندان هم بدکار نکردند و حداقل در زمان نتیجه گیری توانستند تا حدودی آب رفته را به جوی بازگردانند، هر چند در این مورد هم مثل تمام موارد استثنائ وجود داشت!
دنیزلی که اسم او را یک تریلی هم نمی کشید، با کلی سر و صدا جانشین مجید جلالی شد. پاس که به دلیل عملکرد فوق العاده ضعیف جلالی تا نیمه های انتهایی جدول سقوط کرده بود و تقریبا در همان نیم فصل اول امید قهرمانی اش را از دست داده بود، با هدایت مصطفی دنیزلی از این رو به آن رو شد.
درخشش پاسی ها در جام باشگاه های آسیا و نتایج مطلوب این تیم در ادامه رقابت های لیگ ثابت کرد که شهرت دنیزلی بی دلیل نیست.
پاس با دنیزلی در لیگ ، ششم شد و در آسیا به جمع هشت تیم برتر صعود کرد.
اصغر شرفی
اصغر شرفی که سابقه مربیگری پگاه را در سال 80داشت ، به جای میودراک یسیچ وارد کارزار شد. او فقط در 6مسابقه هدایت پگاه را در دست گرفت و چند باخت پی در پی حاصل تلاش نافرجام او بود. حکم برکناری اصغر شرفی پایان بخش حضور 2ماهه او در رشت بود.
برندکراوس
این مربی اتریشی بدون آشنایی قبلی جانشین شرفی شد. درباره سابقه او گفته می شد که مدتی هدایت رئال بتیس را بر عهده داشته است. با این حال کراوس با دستان خالی هدایت تیمی را بر عهده گرفت که از نداشتن بازیکن کارآمد رنج می برد و دست آخر هم همراه این تیم در باتلاق سقوط فرو رفت.
ناصر پورمهدی
پس از گریختن فرهاد کاظمی از سپاهان ،مدیران این تیم ناصر پورمهدی را جانشین کاظمی کردند،اما از همان ابتدا معلوم بود که قبای سرمربیگری اندکی برای این مربی جوان گشاد است! به همین خاطر مدیران سپاهان که اوضاع را به هم ریخته می دیدند زمینه حضور استانکو 66ساله را فراهم کردند.
استانکو پوکله پوویچ
کیست که این پیرمرد کروات را نشناسد؛! او که پیش از این هدایت سه تیم ایرانی (تیم ملی بزرگسالان در سال 73، پیروزی در سالهای 74و 75و سپاهان در سال 80)را بر عهده داشت و غیر از تیم ملی نتایج دلپذیری گرفته بود، جانشین پورمهدی یا به عبارتی فرهاد کاظمی شد.
برجسته ترین قسمت کارنامه او نتایج خوبی بود که سپاهان در جام باشگاه های آسیا گرفت.
البته منهای بازی آخر که همان بازی هم ثمره تلاش او و سپاهان را بر باد داد.
عباس سیمکانی
کسانی که حافظه خوبی دارند گلزنی های او در ذوب آهن سال 1373و آقای گل شدن او را به یاد دارند. سیمکانی جانشین محمد احمدزاده شد که به دلایلی صحت آنها زیر سوال است از شیراز گریخت و دست خلیل صالحی را در پوست گردو گذاشت.
مدیریت برق که حسن نیت خود را از میدان دادن به سیمکانی نشان داده بود، در عمل تیرش به سنگ خورد و چند نتیجه باخت و مساوی و البته یکی دو برد را ماحصل تلاش سیمکانی دید. با این نتایج صندلی سرمربیگری از سیمکانی گرفته و به محمود یاوری تحویل داده شد.
محمود یاوری
سرهنگ پیر در شرایطی قبل از عید نوروز هدایت برق را بر عهده گرفت که اوضاع این تیم بشدت آشفته بود. یاوری که در سال 74نیز هدایت برق را بر عهده داشت ، با بهره گیری از تعطیلات لیگ و برگزاری جلسات تمرینی موثر جلوی سقوط این تیم به دسته اول را گرفت.
البته امتیازات خوبی که احمدزاده در ابتدای فصل برای برق کسب کرد نیز به یاوری در نگه داشتن برق در لیگ برتر کمک کرد و در نهایت شوک موثر صالحی توانست به داد فوتبال شیراز برسد.
مجتبی تقوی
حکایت آقای تقوی هم حکایت جالبی است! پس از آن که تقوی در مسابقات پلی آف سال گذشته توانست به هر زحمتی سایپا را در لیگ نگه دارد، مدیران سایپا در یک اقدام پسندیده او را که تنها 37سال داشت در سمت خود ابقا کردند.
سایپا در اوایل لیگ به لطف نتایج خیره کننده اش تا هفته هشتم صدرنشین بود، اما ناگاه نمودار پیشرفت سایپا آنقدر روند نزولی را طی کرد که حوصله مدیران سایپا سر رفت و تصمیم گرفتند با صادر کردن حکم برکناری تقوی ، به تیم بحران زده شوک وارد کنند.
تیم به ذوالفقارنسب داده شد تا حداقل در لیگ برتر باقی بماند. این همان تیمی بود که در پایان نیم فصل هم خود را مدعی قهرمانی می دانست!
بیژن ذوالفقارنسب
اوضاع سایپا کاملا بحرانی بود که بیژن ذوالفقار نسب آمد. این اوضاع زمانی به اوج خودش رسید که پیکان با چند برد اوضاع خود را اندکی در ته جدول سر و سامان داد.
معلوم نبود اگر علی دایی آن گل ثانیه های پایانی را وارد دروازه پیکان نمی کرد، الان دکتر ذوالفقارنسبت و سایپا کجا بودند.
ذوالفقارنسب نتوانست در سایپا موفق باشد؛ اما سایپا ماند و همراه با او جشن بقا گرفت.
محمد مایلی کهن مایلی
کهن در حالی از بازی هفتم پیکان ، سرمربیگری این تیم را پذیرفت که پیکان تحت رهبری همایون شاهرخی نه تنها در کسب برد ناکام مانده بود، بلکه حتی از زدن یک گل هم عاجز بود.
از آن جا که مایلی کهن اصولا در میدان دادن به جوانان علاقه ویژه ای دارد، در دوران مربیگری 55 روزه او در پیکان حتی به شهاب یانپی 17 ساله نیز در پیکان بازی رسید و او توفیق بازی در برابر استقلال را نیز پیدا کرد.
اما پیکان که در حسرت نتیجه می سوخت ، حضور مایلی کهن را هم مفید ندانست تا سرمربی سابق تیم ملی در حالی که عمر فعالیتش در پیکان به 2ماه هم نرسیده بود، از این تیم خداحافظی کند.
محمد حسین ضیایی
پس از این که پرونده حضور مایلی کهن در پیکان بسته شد، ناصر شهسواری ، مدیر عامل پیکان موقت هدایت تیمش را به ضیایی سپرد.
او که سابقه مربیگری در تراکتورسازی ، صبا باتری و.. را داشت هم نتوانست دوای درد پیکان شود. از او با توجه به سابقه اش ، انتظار بیشتری می رفت.
فرهاد کاظمی
دو سالی بود که زمزمه جدایی او از سپاهان به گوش می رسید و سرانجام کاظمی با کوله باری از افتخار اصفهان را ترک کرد و برای نجات پیکان به تهران آمد.
عملکرد او برای تیم بحران زده پیکان را نمی توان بد ارزیابی کرد؛ اما اختلاف زیاد پیکان با بقیه و اندکی بدشانسی باعث شد کاظمی پس از سالها در یک تیم نتواند تمامی اهدافش را محقق سازد. پیکان به دسته اول سقوط کرد؛ اما کاظمی... هنوز معلوم نیست!
میلان زیوادینوویچ
پس از آن که پرویز مظلومی سه بار استعفائ کرد، ناگهان سر و کله پیرمرد باتجربه صربستانی پیدا شد. زیوادینوویچ که سوابق زیادی در فوتبال یوگسلاوی داشت ، همراه با پسرش گوران به عضویت صباباتری درآمدند و توانستند به زحمت کشتی طوفان زده صبا را که با خرج های میلیاردی پای به لیگ برتر گذشته بود، به ساحل نجات برسانند.
نکته ای که پس از حضور زیوادینوویچ جلب توجه کرد دورشدن بازیکنان خارجی این تیم از ترکیب اصلی و استفاده ممتد از بازیکنان ایرانی بود.
فرشاد پیوس
فرشاد آقای گل را حتی استقلالی ها هم دوست دارند. پس از این که او در مقام سرمربی شهید قندی ، این تیم را به لیگ یک آورد و در مقام دستیار مجید جلالی در قهرمانی پاس شریک بود، این بار جانشین استاد سابق خودش در تیم ملی و پیروزی ،(ناصر ابراهیمی) شد.
درباره پیوس گفته می شد اگر یک هفته دیگر تحمل می کرد به جای شموشک ، می توانست هدایت پیکان را بر عهده گیرد. پس از آن که ابراهیمی با دلخوری از شموشک جدا شد، پیوس توانست با برقراری روابط نزدیک با بازیکنان ، عملکرد نسبتا خوبی در شموشک داشته باشد و حداقل در بازیهای خانگی ، یقه بسیاری از تیمهای بزرگ را بگیرد.
تیم بی بضاعت شموشک به لطف فرشاد پیوس در لیگ برتر ماندنی شد، هر چند دیگر در فصل آینده پیوس را روی نیمکت این تیم نخواهیم دید!