حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
برخی از این نونهالان با استعداد نابی که در فوتبال دارند، میتوانند به پدیدههای شگفتانگیز در فوتبال ایران تبدیل شوند، اما اصولی نبودن تمرینات و غیراستاندارد بودن برنامههایی که برای این نونهالان در نظر گرفته شده باعث میشود برخی از این نونهالان یا با آسیب جدی مواجه شوند یا به دلیل سختیهایی که در تمرینات میبینند، از فوتبال دلزده شوند، اما مهمترین نکاتی که در مدارس فوتبال نادیده گرفته میشود چیست؟
خطر آسیبدیدگی شدید
شرایط جسمانی و ذهنی یک فوتبالیست نونهال تفاوت عمده و بسیار زیادی با یک بازیکن بزرگسال دارد، بنابراین تمرینات و امکاناتی که برای یک بازیکن نونهال در نظر گرفته میشود باید تفاوت زیادی با یک بازیکن بزرگسال داشته باشد. آدام پیرمن مربی و کارشناس فوتبال انگلیس میگوید: «بازیکنان کودک و حتی نوجوان شکننده هستند، آنها همانقدر که مستعد یاد گرفتن مهارتهای مختلف هستند به همان اندازه در معرض آسیبهای جدی قرار دارند. اگر همه چیز طبق یک برنامه منطقی پیش برود، بازیکنان مستعد به بازیکنان بزرگی تبدیل میشوند، اما اگر این برنامه وجود نداشته باشد آنها تحلیل میروند و فوتبال را برای همیشه کنار میگذارند. یکی از اصولیترین موارد در زمینه آموزش فوتبال این است که نوع تمرینات متناسب با سن و سال و فیزیک بازیکن باشد. تمرین نباید به گونهای باشد که به بازیکنان کمسن آسیب وارد کند.» اما معنای دقیقتر صحبتهای این کارشناس چیست؟ خیلی ساده است؛ فوتبالیستهای نونهال هرگز نباید همانند یک فوتبالیست بزرگسال تمرین کنند. مربیان نباید از آنها بخواهند در مراحل ابتدایی آموزش شوت از راه دور را تمرین کنند چرا که ساق پای نحیف آنها آسیب میبیند، مربیان نباید از آنها بخواهند برای دفاع از دروازه، بیمحابا خود را مقابل توپ بگذارند و نباید از آنها بخواهند بیش از حد معمول بدوند. همه اینها دقیقا چیزی است که عکس آن در مدارس فوتبال غیراستاندارد وجود دارد. مربیانی که در این مدارس آموزش میدهند بیتجربهاند و بدن نحیف بازیکنان نونهال را مدنظر قرار نمیدهند. نتیجه این تمرینات غیراصولی باعث میشود زانوها و ساق پای این فوتبالیستها آسیب ببیند، آسیبهایی که حتی بازیکنان بزرگسال را برای مدتهای طولانی از میادین دور میکند.
دلزدگی از فوتبال
مشکل فقط آسیبهای جسمانی نیست، دلزدگی از فوتبال و به طور کلی ورزش خطر دیگری است که در مدارس فوتبال غیراستاندارد دیده میشود. کاتبر مارکینز، مدرس و تدوینگر انگلیسی اصول آموزش فوتبال به نونهالان در بخشی از یکی از مقالههای خود آورده است: «ظرفیت کودکان حد خاصی دارد و آنها تاب فشار بیش از اندازه را نمیآورند. یکی از اصول مهم آموزش فوتبال به آنها این است که هرگز آنها را در برابر شرایط بیش از اندازه سخت و طاقتفرسا قرار ندهند. آنها ظریف هستند و نیاز دارند با شرایط ملایمتری مراحل آموزش را پشتسر بگذارند. این بازیکنان نباید در معرض تمرینات سخت و حجیم قرار بگیرند در غیر این صورت با توجه به ظرفیتی که دارند بتدریج از فوتبال دلزده میشوند.»
فقدان مشاورههای لازم و رعایت نشدن اصول تمام حرفهای باز هم شرایطی عکس موارد نامبرده را در بسیاری مدارس فوتبال ایران رقم زده است. در بسیاری از مدارس فوتبال تمریناتی که برای نونهالان در نظر گرفته میشود برای این دسته از بازیکنان ساده نیست و از آنها مسئولیتهای زیادی خواسته میشود که این موضوع میتواند حتی از آسیبدیدگی بدتر باشد و به کمرنگ شدن علاقه آنها به فوتبال منجر شود.
تمرینات کسلکننده
دلزدگی نونهالان از فوتبال در مدارس فوتبال میتواند به گونهای برعکس باشد به این ترتیب که نه شرایط سخت که بیش از اندازه راحت و روزمره بودن تمرینات، کودکان و نوجوانان را دلزده کند. مارکینز، مدرس فوتبال، در بخشی دیگر از مقاله خود آورده است: «کودکان و نوجوانان به تنوعطلبی علاقه دارند و در صورتی که با یکنواختی روبهرو شوند ممکن است دلزده شوند. یک بازیکن کمسن و سال در تمرینات باید شرایط مختلفی را تجربه کند. شرایط یکنواخت در تمرینات آنها را کسل و دلزده و از فوتبال دور میکند. یک مربی خوب باید روشهای تهییج یک بازیکن را بداند و بستر مناسبی برای پیشرفت آنها بسازد.»
علی پروین زمانی درباره مدارس فوتبال گفت تعدادی بچه کمسن و سال به این مدارس میروند، یک یا دو ساعت دور زمین میدوند و پس از آن به خانه میروند! این ادعای علی پروین در بسیاری از مدارس فوتبال دیده میشود. بسیاری از کودکان و نوجوانانی که در این مدارس فوتبال ثبت نام کردهاند یا به تمرینات ساده پاس دادن مشغولند یا بیهدف مشغول دویدن دور زمین هستند، شاید این روند فقط چند روز برای این بازیکنان کمسن و سال جالب باشد، اما به مرور آنها را دلزده میکند.
آنها تاکتیکپذیر نیستند
بازیکنان کودک و نوجوان قرار نیست تاکتیکپذیر باشند، آنها از همان سن کم نمیتوانند خود را در تاکتیک مشخص یک مربی جای دهند. چیزی که خیلی باید مورد توجه قرار بگیرد این است که بازیکنان باید مهارتهای مختلف را یاد بگیرند نه این که طبق یک برنامه از پیش تعیین شده در تاکتیک تیمی قرار بگیرند و عهدهدار وظیفهای باشند که چندان در آن مهارت پیدا نکردهاند. پیرمن درباره اصول آموزش به کودکان و نوجوانان چنین نوشته است: «مرزبندی مشخصی وجود ندارد، اما واضح است که از همان سن کم نباید بازیکنان را مجبور کرد در پست خاصی بازی کنند حتی اگر علاقه خودشان باشند. آنها نیاز دارند که در زمین فوتبال آنقدر بدوند تا در نهایت خودشان را پیدا کنند. این موضوع ممکن است سالها طول بکشد.»
در مدارس فوتبال چقدر اصولی فکر میشود؟ آیا در مدارس فوتبال سراسر کشور یک کودک را مجبور نمیکنند، لزوما در یک پست خاص بازی کند؟ این موضوع یکی دیگر از شاخصههای غیراستاندارد مدارس فوتبال است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....